بسياري از افراد خواسته يا ناخواسته جان و مال خود و افراد ديگر را به خطر مياندازند. شاهد مثال مراسم چهارشنبه سوري است كه هر سال هزينههاي مالي و جاني بسياري را متوجه جامعه ميكند. هر چند اطلاعرسانيهاي گسترده براي پيشگيري از حوادث احتمالي صورت ميگيرد، اما تجربه نشان داده است كه رويههاي موجود در آگاهسازي از خطرهاي پيش رو كارآمد نبوده و نيازمند تغيير است؛ چراكه همه شرايطي كه منجر به بروز اين رفتارهاي پرخطر ميشود در جامعه فراهم است. هر سال كه ميگذرد مواد محترقه به سرعت روزآمد ميشود و به راحتي در دسترس قرار ميگيرد و مصرفكنندگان كه عمدتاً جوانان پرشور هستند، به راحتي آن را تهيه ميكنند. دامنه خطر آن قدر گسترده شده است كه چند سالي است شهرداريها براي پيشگيري از حوادث بزرگ، محيطهاي باز را براي انجام اين رفتارها آماده ميكنند. پليس، بيمارستانها، آتشنشانان و ديگر سازمانهاي امدادي به حال آماده باش در ميآيند.
مراكز خريد زودتر از هميشه تعطيل و مردم براي در امان ماندن از خطري كه جان يا مالشان را تهديد ميكند، راهي خانه ميشوند. با اين وجود شب چهارشنبه سوري فرا ميرسد و شهر به ميدان جنگ تبديل ميشود. رفتاري كه از نگاه بيروني با هيچ كدام از تعاريف موجود درباره هويت و مليت ما همخواني ندارد.
آسيبديدگان يك به يك به بيمارستانها منتقل ميشوند و بعضي از آنها با معلوليت مواجه میشوند و بعضي هم جانشان را از دست ميدهند. خطر حوادث چهارشنبه سوري جامعه را تسخير كرده است، اما اطلاعرساني از خطرهاي موجود در شيوه سنتي خود مانده است. ضرورت دارد كه دانشمندان علوم اجتماعي براي آگاهسازي عمومي از رفتارهاي پرخطري كه ممكن است منجر به بروز بحران در كشور شود، تدابير تازهاي خلق كنند.