اگر كسي پيدا بشود و گمان كند كه گلايههاي ابراهيم حاتميكيا و موضعگيري مسئولان وزارت ارشاد كمترين ارتباطي با جايزه ندادن به فيلم شناسنامهدار و سينمايي به ماهو سينما «باديگارد» دارد، سخت در اشتباه است؛ هرچند آقايان مسئول و طيف قلم به مزد حامي ابتكارات و بدعتهاي آنها، قلمفرساييهاي زيادي كرده و ميكنند تا اين موضوع را به «لحاف ملا» و جايزه نگرفتن باديگارد و موضوعات نازل و خفيفي از اين قماش پيوند بزنند.
زوايه گرفتن برخي جريانات فكري و مسئولان كشوري با آنچه «فرهنگ و هنر انقلابي» يا «فرهنگ و هنر ارزشي» نام دارد، از همان روزهاي ابتدايي شكلگيري و قوام يافتن راهبردها و تئوريزه شدن برنامههاي نظام مقدس جمهوري اسلامي براي «اسلاميزه» كردن تحركات و اقدامات فرهنگي و هنري به طور اعم و بازتعريف حوزههاي كوچكتر و محدودتر شاخههاي مختلف و متنوع فرهنگي و هنر مانند تئاتر، سينما، نقاشي و... كه هر كدام براي خودشان داراي سبك و سياق، نحلهها و مكاتب خاصي هستند به طور اخص، ذيل عنوان «انقلاب فرهنگي» آغاز شد.
كثرت و تعداد چهرهها و نخبگان فرهنگي و هنري مثل حاتميكيا كه در گستره فرهنگ و هنر كشورمان به عنوان افراد دغدغهمند و دلسوز شناخته ميشوند كم نيستند، اما به دليل نداشتن تريبون و فرصت شنيده شدن، اظهاراتشان در مقابل سروصدا و هياهوي كساني كه در سايهسار برخي مسئولان و مديران مبهوت و مرعوب غرب به برخي تريبونها دسترسي آزاد دارند، شنيده نميشود. هرچند هرازگاهي كه شاهد روي كار آمدن مسئولاني كه خودشان را مديون و مقهور جبهه شبهروشنفكران و اربابان غربي آنها نميدانند، هستيم؛ اجازه پيدا ميكنند تا چند صباحي در راستاي تبيين انگارههاي «انقلاب فرهنگي» و «فرهنگ انقلابي» و نيز زدودن گردوغبار كم لطفي و بيتوجهي مديران قبلي تحركاتي انجام بدهند.
همه داد و فريادهاي چهرههاي شناخته شدهاي مثل حاتميكيا در كنار دغدغه و نگراني ديگر افراد كمتر شناخته شده، اما دلسوز كه در لايهها و طيفهاي مختلف جامعه با سلايق گوناگون كه گاه در رسانهها و مطبوعات تجلي پيدا ميكند، براي جلوگيري از ايجاد انحراف و زاويه بين مردم، حاكميت و اسلام عزيز است. چه اينكه اساس شكلگيري و پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران به خاطر تعطيل شدن شعائر مذهبي و ديني و نيز حاكم شدن تفكرات كاپيتاليستي و اومانيستي مورد حمايت و مطلوب غرب بوده است. حالا هم وقتي مردم، نخبگان، دلسوزان و دينداران جامعه ميبينند به بهانههاي مختلف برخي ارزشهاي اسلامي – انقلابي كه به خاطرش قريب به چهار دهه است مردم و كشور آماج دشمني كينهتوزانه كشورهاي غربي با بدترين و شديدترين حصرها و تحريمهاي اقتصادي دست به گريبان است، حاضر نيستند از دسترنجشان دست بكشند. مصداق دست كشيدن از اين ارزشهاي اسلامي – انقلابي، فضا دادن به افراد و تفكراتي است كه در آثار و توليدات فرهنگي و هنريشان سعي در وارونهنمايي، سياهنمايي و دروغپردازي عليه ارزشها و نيز كسب رضايت دشمنان و مخالفان كشور را دارند.
متأسفانه كار به جايي رسيده كه برخي از مسئولان به جاي دفاع مسئولانه از مؤلفههاي مورد تصديق و تأييد نظام و حاكميت، سعي دارند افرادي را كه از اعلام وابستگي و سرسپردگيشان به انگارههاي ليبراليستي واهمهاي ندارند، ميداندار عرصه فرهنگ و هنر نشان بدهند!
جاي تأسف است كه نزد برخي مسئولان فرهنگي انجام اقدامات ضدارزشي و اصطلاحاً روشنفكري كه حيات وجوديشان در نفي و تخريب اسلام عزيز و شعائر آن است، به «هنر اميدآفرين» و «فرهنگ اعتدالي و ميانهرو» تعبير و ترجمه شده و در مقابل، اصرار بر حفظ دستاوردها و داشتههاي فرهنگ و هنر اسلامي – ايراني از سوي هنرمندان متعهد و متخلّق، به «افراطي گري» و «تندروي» نام برده ميشود. رهبر معظم انقلاب بارها به پروژه نفوذ و رخنه فرهنگي از جانب دشمنان و اذناب داخلي آنها هشدار دادهاند، اما در عين ناباوري افراد و اقداماتي كه در گستره اين انذار و هشدار قرار دارند، بدون كمترين ترس و واهمهاي همچنان مشغول به تركتازي و جولان دادن در زمينه تخريب و تخطئه هنر ارزشي و انقلابياند و برخي مسئولان ارشد فرهنگي با اقداماتي كه خلاف عزت و شرف نفس يك مسئول اسلامي است، در مقابل آنها كرنش ميكنند. سؤالي كه در پايان مطرح است اينكه چرا مسئولان فرهنگي در مواجهه با هنرمنداني كه در آثارشان بارها به نظام، قانون و مردم توهين و هجمه كردهاند، خودشان را موظف به رعايت رأفت و عطوفت اسلامي ميدانند، اما در برابر محاجه و استدلال كردن هنرمندان ارزشي و انقلابي درباره حقوق مسلم و روشن قانونيشان، در مقام اتهامزني و تخطئه كردن و رفتار سلبي ظاهر ميشوند؟!