کد خبر: 770312
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۸

استاد بازنشسته دانشگاه خوارزمي

مسائل دانشگاهيان را بايد به بخش‌هاي مختلف از جمله فارغ‌التحصيلان، دانشجويان، اساتيد و عضو هيئت علمي و دانشجويان دكتري متقاضي ورود به عرصه تدريس تقسيم كرد. در واقع هر كدام از دانشگاهيان نيازهاي خاصي دارند كه بايد مورد بررسي قرار گيرند و متناسب با آنها برنامه‌ريزي شود. سرانه براي هر انساني كه تحصيلات دانشگاهي را دست كم در سطح كارشناسي به پايان رسانده حدود 100 ميليون تومان است درحالي كه ميزان هزينه صرف شده براي پرورش يك كارگر ساده فقط 50 ميليون تومان است. درآمد ماهانه اساتيد نسبت به ديگر گروه‌هاي شغلي پايين است. بسياري از افراد شاغل در مشاغل گوناگون درآمد بالاتري از اساتيد دانشگاه‌ها دارند درحالي كه اهميت جايگاه و فعاليت‌هاي آنها با اساتيد قابل مقايسه نيست.

اساتيدي كه قبل از سال 84 بازنشسته شدند، نسبت به اساتيدي كه در سال‌هاي بعدي بازنشسته شدند حقوق بسيار كمتري دريافت مي‌كنند. فكر مي‌كنم استادان پايه 20 حداكثر 2 ميليون و 500 هزار تومان دريافت كنند درحالي كه اساتيدي در همين پايه علمي كه در آن سال‌ها بازنشسته شده‌اند يك ميليون تومان كمتر دريافت مي‌كنند. اين حقوق به قدري اندك است كه آنها در تأمين نيازهاي اوليه اقتصادي خود هم دچار مشكلاتي هستند. مسئله همسان‌سازي حقوق افراد بازنشسته براي آموزش و پرورش و قضات حل شده درحالي كه اين مشكل همچنان گريبانگير اعضاي هيئت علمي دانشگاه‌هاست.

زماني كه يك استاد سطح زندگي خود را با يك كارمند ساده در ادارات و سازمان‌هاي دولتي ديگر مقايسه مي‌كند از خود مي‌پرسد چرا من بايد با اين سطح علمي و اين ارزش و مرتبه با او دريك سطح باشم. اين در حالي است كه استاد دانشگاه يك نيروي استراتژيك است كه با خيل عظيمي از فعالان اقتصادي ديگر حوزه‌ها قابل مقايسه نيست. وقتي استادي به فكر تأمين معاش خود باشد مجبور مي‌شود در چند دانشگاه و طي ساعات طولاني تدريس كند. به اين ترتيب زماني براي مطالعه، فهم عميق و به‌روز كردن دانش خود نخواهد يافت و اين مسئله سبب تنزل سطح كيفي دانشگاه‌ها مي‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار