
حذف تيم اميد از مسابقات انتخابي المپيك به يكي از عادتهاي فوتبال ما تبديل شده است. در شرايطي كه انتظار ميرفت با تداركات قابل قبولي كه براي تيم محمد خاكپور در نظر گرفته شده بود اميدها طلسم صعود نكردن به المپيك را در قطر بشكنند اما اين بار نيز نتوانستند آرزوي فوتبال دوستان را برآورده كنند و حسرت حضور تيم ايران در المپيك 44 ساله شد. درحالي كه مسئولان تيم از عملكرد اميدها رضايت دارند پيشكسوتان مو سفيد كرده معتقدند در اين دوره پتانسيل صعود را داشتيم اما مشكلات مديريتي مانع از تحقق اين رؤيا شد. حسن حبيبي از جمله اين منتقدان است، پيشكسوتي كه با توجه به وضعيت فعلي فوتبال ترجيح ميدهد اخبار اين رشته پرحاشيه را پيگيري نكند، چراكه معتقد است عملكرد چند سال اخير فدراسيون مايه شرمساري است. حبيبي كه به عنوان سرمربي تيم اميد را آخرين بار به المپيك 1980 رساند در گفتوگو با «جوان» ابراز اميدواري كرد با تغيير روند مديريتي فدراسيون، فوتبال ايران پس از سالها سروسامان بگيرد.
تفاوت تيم اميد فعلي با تيمهاي اميدي كه شما هدايت آنها را برعهده داشتيد، چيست؟
زماني كه من سرمربي بودم موضوع سربازي بازيكنان بزرگترين دغدغه ما بود چراكه اغلب بچهها در سن سربازي بودند. آنها مجبور بودند هفتهها پيگير رفع مشكل خروجشان باشند و در نهايت هم شبي كه ميخواستيم به مسابقات اعزام شويم مشكلشان حل ميشد. البته در برخي موارد هم برخيها كارشكني ميكردند و روز آخر به ما ميگفتند چند مهره كليدي شما حق خروج از كشور را ندارند. اين كارشكنيها سبب ميشد كه فكر كنيم بعضيها اصلاً دلشان نميخواهد من سرمربي باشم. اين در حالي است كه كادر فني در مدتي كوتاه مجبور بود بازيكنان را به اوج آمادگي برساند. اين كار را انجام ميداديم ولي در روزهاي آخر از كميته ملي المپيك به ما زنگ ميزدند و ميگفتند نميتوانيد بعضي از نفرات را در اختيار داشته باشيد. حتي يك دوره بيژن ذولفقارنسب كه دستيارم بود در تهران ماند تا بلكه مشكل خروجي بازيكنان را حل كند. ايران در شرايطي توانست جواز حضور در المپيك 1980 مسكو ( از سوي كشورمان تحريم شد) را كسب كند كه در آن زمان تيمهاي ملي در انتخابي شركت ميكردند نه تيمهاي زير 23 سال. در اين دوره هم تيم خوبي داشتيم و مربيان قابلي هم انتخاب شده بودند.
پس شما كادر فني تيم اميد را تأييد ميكنيد؟
بله معتقدم كه مربيان خوبي هدايت تيم را برعهده داشتند. البته نفرات ديگري هم بودند كه ميتوانستند روي نيمكت تيم اميد بنشينند. مشكل فعلي تيم اميد مديريتي است نه فني. سالهاست كه مدير خوبي در فدراسيون فوتبال نديدهايم و روند فوتبالمان نزولي بوده است. به همين دليل است كه من سعي ميكنم اخبار فوتبال را دنبال نكنم. هركجا كه ميرويم همه از وضعيت فوتبال و به ويژه مديريت آن گلايه ميكنند و من نميدانم چه جوابي دهم. فوتبال را ديگر نميبينم چراكه هركجا ميروم خجالت ميكشم. همين تيم اميد امسال كه به مسابقات انتخابي رفت بازيكنان لژيونر خود را در اختيار نداشت. در صورتي كه فدراسيون ميتوانست با رايزني اين مشكل را حل كند.
البته مسئولان اميد نيز كارلوس كرش را به تمرين تيم راه ندادند.
بله اين مسئله هم به فدراسيون و مديريت آن برميگردد. حتي من شنيدم كه سرمربي تيم ملي حين تماشاي بازي اميدها ميخنديده. چنين مسائلي دست به دست هم ميدهد و ناكامي را براي تيمي كه ميتوانست موفق شود رقم ميزند.
تيمهاي اميدي كه شما سرمربي آنها بوديد ستارههاي بيشتري داشت يا تيم محمد خاكپور؟
قطعاً زمان من ستارههاي بيشتري در تيم اميد حضور داشتند. حتي برخي از آنها سابقه حضور در جام جهاني را هم در كارنامه داشتند. در تيمي كه به المپيك 1980 صعود كرد ستارههايي چون مرحوم حجازي، پروين، رون، عليدوستي، فريبا، فكري و... بازي ميكردند. در آن زمان چون زمان زيادي از انقلاب اسلامي نميگذشت مسابقات باشگاهي نداشتيم اما بازيكنان با آمادگي خوبي در انتخابي المپيك حضور يافتند.
يك بار به خاطر تفاضل گل كمتر نسبت به قطر به المپيك 1992 بارسلون نرسيديد و يك بار هم با يك امتياز كمتر نسبت به امارات از صعود به المپيك 1996 بازمانديد. در خصوص نحوه حذف تيمهاي شما با حذف تيم فعلي اميد برايمان بگوييد.
هنوز خاطرم هست كه چطور به خاطر يك پوئن كمتر حذف شديم. در آن سالها كنفدراسيون فوتبال آسيا هيچ حمايتي از ما نميكرد. علاوه بر اينكه تيمهاي عربي به راحتي با هم تباني ميكردند. در سال 1992 بازي آخرمان با پاكستان بود و اتفاقاً گلهاي زيادي هم به ثمر رسانديم اما در بازي قطر و امارات، اماراتيها به عمد بازي را واگذار كردند. براي ما نه بازي تداركاتي ميگذاشتند و نه نفوذي در اي اف سي داشتيم.
به عنوان پيشكسوتي كه هم سابقه سرمربيگري تيم ملي (1979 – 1982) را در كارنامه داريد و
هم تيم اميد را به المپيك رساندهايد تصور ميكنيد ايران ميتواند دوره بعد طلسم نرسيدن به المپيك را بشكند؟
ميتوانيم و معتقدم در همين دوره هم پتانسيل صعود را داشتيم. يك معضل بزرگ وجود دارد كه تا آنها را برطرف نكنيم راه به جايي نخواهيم برد؛ مشكل مديريت كل فدراسيون فوتبال ماست. اگر مديريت صحيح باشد و هر كس به وظايف خود عمل كند بيشتر مشكلات حل خواهد شد.
براي خروج اميدها از بحران چه راهكاري پيشنهاد ميدهيد؟
مشكل اميد، مشكل كل باشگاهها و فوتبال ماست. باشگاههاي ما بايد زير نظر كساني اداره شوند كه فوتبالياند و به قول معروف اين كاره. همانطور كه اشاره كردم اگر هر كسي وظيفهاش را به خوبي انجام دهد ديگر خبري از بحران نخواهد بود. علاوه بر اين، مشكل فوتبال كشور فقط اميدها نيستند بلكه سالهاست كه نتوانستيم در بخش تربيت مربي، مربيان كاربلدي را براي تيمهاي پايه پرورش دهيم. در صورتي كه زمان ما به غير از من چند نفر ديگر هم ميتوانستند سرمربي بشوند. مرحوم دهداري، رنجبر، ياوري و... هرجا را نگاه ميكردي ميتوانستي يك مربي پيدا كني. مطمئن باشيد اگر مديريت زمان ما مثل الان بود هرگز به المپيك صعود نميكرديم.
بيژن ذولفقارنسب در مصاحبهاي ادعا كرده تا زماني كه تكليف مديريت اميدها بين كميته ملي المپيك و فدراسيون فوتبال مشخص نشود مشكلاتشان حل نخواهد شد. شما با اين عقيده موافق هستيد؟
بله متأسفانه من اختلافات بين اين دو نهاد را به عينه ديدهام. اما در اين دوره كميته هم كاري براي اميدها نكرد و همه چيز را در اختيار فدراسيون قرار دادند. در واقع اين قضيه بايد در كميته هم مشخص بشود و به صورت قانوني اعلام كنند كه مسئوليت تيم اميد با كدام نهاد است. يادم هست كه سجادي زماني كه رئيس كميته ملي المپيك بود پول در اختيار فدراسيون قرار داده بود اما فدراسيونيها اصلاً حاضر نبودند فاكتور و سند هزينهها را در اختيار كميته قرار دهند.