گزارشهاي منتشر شده در رسانهها حكايت از اين دارد كه حدود 60 درصد معتادان به دليل مسائل و مشكلات خانوادگي، به مصرف مواد مخدر روي آوردهاند. فرد وقتي از دوران كودكي در خانواده نيازهاي عاطفياش برآورده نشود، مجبور ميشود دست نياز به سوي ديگران دراز كند، در اين زمان است كه عاملان تهيه و توزيع مواد مخدر از اين موقعيتها سوء استفاده ميكنند و با ارتباط عاطفي دروغين، افراد را به سوي انحراف ميكشانند. زيادهروي در محبت نيز خود مانند كمبود محبت اثر منفي بر تربيت فرزندان دارد، به نحوي كه فرزند هميشه متكي به پدر و مادر است و هيچگاه احساس استقلال و بزرگمنشي نخواهد كرد. زماني كه چنين فردي وارد جامعه شود و در اين موقعيت از محبتهاي پدر و مادر به دور باشد، احساس كينه و عقدهجويي كرده و براي جبران اين مسئله به مصرف مواد مخدر صنعتي و شيميايي روي ميآورد.
براي مبارزه اجتماعي با مواد مخدر، بايد موارد ياد شده مورد كارشناسي و بررسي قرار گيرد و از طريق وسايل ارتباط جمعي، عواملي را كه زمينهساز اعتياد فرزندان است، به خانواده آموزش داد.
برخوردهاي نظامي، امنيتي و برنامهريزي سازمانها براي مقابله با اعتياد و غيره كافي نيست، مهمترين اصل اجتماعي شدن مبارزه با مواد مخدر، نهاد خانواده است. هوشيار شدن اين نهاد ميتواند جلوي بسياري از آسيبهاي اجتماعي و روند رو به رشد آمار معتادان را بكاهد.
انتخاب يك مشاور براي خانواده و گرفتن راهنمايي از او براي ابراز محبت و علاقه به فرزندان و همچنين رفع نيازهاي عاطفي آنها، جلوگيري از بحث و مجادله والدين و تقويت روحيه گذشت و ايثار در خانواده را ميتوان از موارد بسيار مهم براي مقابله با اعتياد نوجوانان بيان كرد.
والدين نبايد تمامي خواستههاي فرزندان را بدون چون و چرا برآورده كنند، بلكه اجازه دهند آنها سختي زندگي را كمي احساس كنند و تا زماني كه در اجتماع قرار گرفتند و با مشكلي روبه رو شدند، بتوانند با آن مقابله كنند.
خانوادهها بايد عيوب فردي و اجتماعي فرزندان را به آنان تذكر دهند تا فرزندان كمبودها و نقصهاي دوران كودكي خود را به دوران بزرگسالي منتقل نكنند و در پي رفع عيوب خود باشند.
تحكيم پايههاي اعتقادي، آموزش فرزندان و آشنا كردن با عوارض اعتياد به جاي محدود كردن آنان نيز امري مهم است و بايد تربيت فرد سالم بيش از هر دغدغه و مسئلهاي محور اصلي نهاد خانواده باشد.
*روانشناس باليني