
ناخودآگاه برگشتم چشمم به پورشه مشكي افتاد كه در حال جولان دادن در بين دختران بود. ترمزهاي ناگهاني، مزاحمتها، سرمستي جوانان پولدار و شوق و اشتياق آنان براي نشان دادن خود در بين جامعه و عموم مردم... .
به راستي اين افراد چه چيزي عايدشان ميشود؟ چگونه از اين كار خود لذت ميبرند؟ با اين روش چه چيزي را ميخواهند اثبات كنند؟ آيا واقعاً شور و هيجان واقعي در اين كار وجود دارد؟ اين سؤالها و شايد صدها سؤالات ديگر كه در برخورد با اين گونه افراد در ذهن هر مخاطبي ايجاد ميشود را چگونه ميتوان پاسخگو بود؟ آيا نياز به برخورد مسئولان در سطح جامعه دارد؟ آيا ميتوان از طريق آموزش صحيح به افراد از اين دسته حركات جلوگيري به عمل آيد؟
رفتارهاي ناعادلانه
در زماني كه در كشور بيكاري از مهمترين معضلات جامعه شناخته شده است و حتي بعضي از افراد دست به گريبان مايحتاج اوليه خود و ثبت نام در دانشگاه و پرداخت هزينههاي ديگر هستند چطور افرادی با سرمايههاي آنچناني كه شايد بعضي از آنها مشخص هم نيست از كجا به دست آمده شرايط را براي فاصله طبقاتي بيشتر میکنند؟ به راستي بايد علت آن را جويا شد و در پي تلاش براي برقراري درست برخورد با چنين افرادي بود، چراكه گسترش اين رفتارها موجب بسط بيعدالتي ميشود.
دسته متمدن جامعه!برخورداري از سطح طبقاتي مختلف ميتواند شرايط مبهمي را براي زندگي افراد به وجود آورد كه در آن به علت تربيت نادرست والدين و برخوردار نبودن از امكانات، فرد را به مقايسه وادار سازد و افراد را در شرايطي قرار دهد كه دست به كارهاي خلاف عرف بزنند. اين دسته از افراد كه به اصطلاح خود را جزو دسته متمدن جامعه ميشناسند با استفاده از روشهاي نادرست كه شايد ريشه در كانون خانواده نيز داشته باشد، اقدام به رفتارهاي ناهنجار ميكنند تا بدين طريق به ارضاي نيازهاي خود بپردازند؛ نيازهايي كه شايد از نظر خود آنها به عنوان مهمترين نياز باشد اما شكلهاي ارضاي آن اكنون به يك ناهنجاري در سطح جامعه تبديل شده است.
جولان جوانان، نماد يك ناهنجاريجولان دادن افراد با ماشينهاي آنچناني در سطح شهر نه تنها موجب مزاحمت و ايجاد سر و صدا ميشود بلكه در بعضي مواقع محيط ناامني را براي افراد به وجود ميآورد. گذشته از اين موارد، هر انساني ظرفيت وجودي مشخصي دارد كه بايد با توجه به اين ظرفيت وجودي و رعايت عملكردها در افراد به تطبيق زندگي طبق موازين جامعه پرداخت.
در سالهاي نه چندان دور ديدن خودروهاي لوكس يكي از بزرگترين آرزوهاي افرادي كه به اين دسته عوامل عشق ميورزيدند بود اما امروزه خريد خودروهاي گرانقيمت به سرگرمي و تفريح افراد به خصوصي تبديل شده است. اين دسته از افراد با رفتارهاي مختلفي كه از خود بروز ميدهند خودروها را در معرض نگاه همگان قرار ميدهند و با جولان دادن ماشينهاي چند ميليوني به مردم و اجتماع فخر ميفروشند.
اختلاف طبقاتي عميقي كه در بين افراد جامعه به وجود آمده و موجب پيدايش گسل بزرگي در بين افراد شده به طور حتم از بقاياي زندگي افرادي سرچشمه ميگيرد كه براي به دست آوردن مايحتاج خود نيازي به تلاش و كاركرد در جامعه ندارند و اين محصول عموماً دسترنج افراد نيست بلكه به وسيله راههاي غيرمولد بوده است.
اين مرزبنديها حكايت از چه دارد؟فردي كه به فكر مايحتاجي براي زندگي خود بوده و براي كسب آن تلاش ميكند يا كسي كه براي دردهاي ناامان و بيماريهاي صعبالعلاج خود و تهيه هزينه و درمان بيماري به هركسي رو مياندازد چگونه ميتواند در پي اين تجملات و چنين ماشين و تفريحاتي باشد؟ چطور ممكن است در جامعهاي پدر خانواده با تلاشهاي بيدريغ و بسيار، حتي نتواند هزينه و مخارج زندگي همسر و فرزند خود را فراهم كند اما در آن سو، قشر جواني سوار بر مركب خيال خود به آرزوهاي دست نيافتني خود ميرسد. به راستي اين مرزبنديها حكايت از چه دارد؟
چشم و همچشميبه طور حتم يكي از دلايل موجه، چشم و همچشمي افراد براي تخليه رواني در بستر استفاده از خودروهايهاي لوكس در انواع و قيمتهاي متفاوت است، اما آسيبشناسي اين امر كه به چه قضايايي وابسته است يا اينكه چگونه ميتوان از اين گونه حوادث ناهنجار جلوگيري كرد پرسشي مهم است. بيشك بخش عمدهاي از مسئله به فرهنگ خانواده ارتباط پيدا ميكند. البته گرايش به لوكسگرايي نيز يكي از اركان مهم شكاف نابرابر در بين افراد جامعه است. اگر اين بحران به درستي در خانواده شناخته و ريشهيابي نشود مقابله با آن دشوار خواهد شد.
حرف آخراز مهمترين راهكارهاي ريشهاي براي برخورد با چنين ناهنجاريهايي تشخيص درست ثروتهاي به دست آمده، جايگزين كردن درست ثروت در مكان خود، كمك به همنوع خود در شرايط بحراني، شناخت حقوق افراد، جلوگيري از تجملگرايي، اصرار بر به كارگيري جوانان در فعاليتهاي مولد، حمايت از راستي و درستي در كردار و رفتار و فرهنگسازي براي عدم رواج خودنمايي است.