
در قديم گاهي اوقات از خالكوبي به عنوان يك روش درماني يا زينت استفاده ميشد، اما اين روزها آن چه باب شده چيزي فراتر از سنت است! استفادههاي تبليغاتي كه از تاتو ميشود بيش از همه به چشم ميآيد؛ به عنوان مثال يكي از خوانندگان هاليوودي براي نشان دادن حمايت خود از كانديداتوري باراك اوباما زمان انتخابات نام او را روي كمرش خالكوبي كرده بود تا با اين رفتار اوج محبوبيت اين كانديدا را در قلبش به مردم نشان دهد. اما نكته مهم در مورد معضل تاتو اين است كه اين روزها جوانان بيشتر از ساير قشرها و نسلها به استفاده از تاتو رغبت نشان ميدهند. از همه بدتر اينكه طرفداران تاتو بيشتر زنان پايتختنشين هستند كه در كلينيكهاي ورزشي، مؤسسات زيبايي و آرايشگاهها تاتو ميكنند و در اين فرايند آسيبهاي بسياري ميبينند.
اين مقدمه را گفتم تا برسم به اين ماجرا كه بالاخره يك روز حس كنجكاويام گل كرد و به فكر افتادم كه سري به يكي از باشگاههاي بدنسازي بالاي شهر بزنم. شنيده بودم انتخاب طرح، تاتو كردن و ترميم آن در اين باشگاه پاي ثابت اقلام سفارشي ورزشكاران شده است.
پايم را در داخل باشگاه ميگذارم. پسر جواني با تيپ تمام غربي و با آلبومي از نقاشي روي يك ميز نشسته است. از وضع ظاهر و آلبومش ميشود فهميد اوست كه سفارش كار را ميگيرد. بچههاي باشگاه يكييكي برگههاي آلبوم را ورق ميزنند، به هر طرح نگاهي مياندازند. هر كدام نظري ميدهند، يكي با سر تكان دادن نشان ميدهد كه از اين طرح خوشش نيامده و در مقابل جوان ديگري با چشمان برق زده و گردشدهاش نشان ميدهد كه اين طرح به دلش نشسته است!
جالب اينجاست كه در بين اين همه نظر موافق، مخالف يا ممتنع همه در يك چيز اتفاق نظر دارند و آن هم تجربهاي است كه از ديدن طرحهاي تاتو (خالكوبي) در خارج از كشور داشتهاند!
«قانون» زير پاي تاتو!
يكي از همين جوانها كه در نظر اول مطمئن بودم بيش از 25 سال ندارد، ميگفت: همين چند ماه پيش براي تعطيلات رفته بودم شمال آفريقا. در آنجا چند ورزشكار معروف را ديدم كه همه طرحهاي تاتو در جاهاي خاصي از بدنشان داشتند. وقتي دليل اين كارشان را پرسيدم متوجه شدم دستهاي براي زيبايي اين كار را ميكنند و دستهاي ديگر از روي اعتقاداتي كه به آداب قبيلهاي دارند اين كار را كردهاند. من هم آمدهام تا در پشت كتفم يك طرح بزرگ بزنم تا زمان دمبل زدن ديده شود. خودم را به جوان متصدي نزديك ميكنم، كنارش مينشينم و سرصحبت را باز ميكنم. بلافاصله آلبوم طرحها را جلويم ميگذارد تا به اجبار نگاههايش طرح مورد نظرم را انتخاب كنم. وقتي نگاه متعجب من به طرحهاي عجيب و غريب را ميبيند، ميگويد: «استفاده از چندتا از اين طرحها ممنوعه و نميتوني اونا رو انتخاب كني چون دردسر ميشه.» داشتم از تعجب شاخ درميآوردم، كاري كه از اصل غلط است مگر ميشود طرحهاي ممنوعه هم داشته باشد؟! پس از جوان متصدي پرسيدم: «بعضي طرحها ممنوع است؟! چرا؟»
بادي به غبغب مياندازد و با فيگوري كارشناسانه ميگويد: «نميتواني پشت گردنت علامت باركد بزني، ممنوع است! چون با كرامت انساني منافات دارد! كف پايت هم نبايد كلمه «قانون» را بنويسي چون هيچ موقع نبايد پايت را روي قانون بگذاري!» سر و ته اين ماجرا را كه بگردي و زير و رو كني ميفهمي تنها نكته مثبت اين داستان تك جنسيتي بودن بعضي از نقوش است. مثلاً بعضي از طرحها مثل ببر، پلنگ، شير، عقرب و اژدها صددرصد مردانه هستند!
بدن نگو، بگو بوم نقاشي!
بعد از پشت سر گذاشتن مرحله سخت انتخاب طرح، نوبت انتخاب محل طراحي ميرسد. مچ دست، پا، پشت بازو و هرجايي كه فكرش را كنيد در اين ليست جاي خالكوبي به چشم ميخورد. قيمتها هم بسته به نوع طرح و محل طراحي متفاوت است. از 30 هزار تومان بگير تا 2 ميليون تومان!
هر كدام از طرفداران تاتو با توجه به تنوع در انتخاب طرحهاي خالكوبي اهداف خاص خودشان را دنبال ميكنند. حالا بماند كه اين همه هزينه و زحمت روزي نقش برآب ميشود چون يا طرح پاك ميشود يا تاتوكننده مجبور ميشود بنا به دلايل متفاوتي مثل استخدام براي پاك كردن اين طرح دست به دامن ليزر و جراحي شود و سوال مهم هنوز پابرجاست كه «براي چه و به چه قيمتي چنين بلايي سر بدنتان ميآوريد؟»
هويتي كه اشتباه بنا ميشود
دكتر منصور بهرامي، روانشناس و عضو ارشد انجمن بينالمللي تحليل رفتار ميگويد: «جواناني كه شرايط رفتاري خود را در وضعيتي ميبينند كه بايد در خانواده و جامعه ديده بشوند، به چشم بيايند و بر هيجانات رفتاري خود غلبه كنند به سوي اين ناهنجاريها كشيده ميشوند. نكته مهم در اين مسئله و معضل اين است كه عوامل تأثيرگذار براي تشويق جوانها به كشش نشان دادن به ناهنجاريها در مرحله اول خانواده و بعد مدرسه و جامعه است. بايد پذيرفت كه گرايش اكثر جوانان به سوي اين نوع رفتارهاي جلب توجه كننده در حالي كه اصلاً شناختي از اين ناهنجاريها ندارند، به هويتگيري غلط آنها منجر ميشود. جواناني كه دست به چنين اعمال ضدارزشي ميزنند به نوعي ميخواهند بزرگتر شدن خودشان را نشان بدهند و خودشان را در معرض ديد و توجه عموم مردم قرار دهند. اين جوانها ميخواهند از اين كار هويت بگيرند حتي اگر هويتي كاذب باشد. البته جواناني كه بر اساس عوامل متأثر در جامعه دست به اعمالي مانند تاتو (خالكوبي) ميزنند از ديد جامعه هويت منفي دارند، در حالي كه اين نوع رفتار از نگاه خود جوان هويت مثبت تلقي ميشود.»
عوامل هويتساز جوانان را به كار بگيريم
دكتر بهرامي اظهار ميدارد: «اگر بخواهيم جوانان ما به ناهنجاريها رو نياورند بايد از دوران كودكي رفتارهايشان تحت نظر والدين قرار بگيرند تا هويت واقعي نوجوان و كودك در رفتارهايش متجلی شود. البته بايد تلاش كرد تا هويتهاي تأثيرگذاري كه ميتواند شخصيت يك جوان را رقم بزند كه شامل هويت ديني، تحصيلي، هنري و ورزشي است، از نهادهاي خانواده و مدرسه نشئت بگيرد. اگر به هر دليلي اين هويتها از جوان گرفته يا در محيط ديگري به او آموخته شود جوان دچار بحران هويت ميشود و هويت كاذب به خود ميگيرد. در نهايت به تأثير از همه اين هويتهاي غلط مهمترين ارزشهاي حياتي جامعه زيرپا گذاشته ميشود. قدم بعدي كه ميشود براساس آن هويتهاي جوان را درست شكل داد خارج كردن او از فضاي تكبعدي است، بايد به جوانان فرصت داده شود تا خودشان را نشان بدهند و رفتارهاي سرزده از جوان حالت سركوبگري به خود نگيرد. تمام جواناني كه به نوعي ناهنجاريهايي را در رفتارشان بروز ميدهند در بخشي از هويت ديني، ارزشي و خانوادگي خود دچار كاستي و مشكل هستند و اغلب والدين آنها نيز در خانواده دچار اختلالاتي اين چنيني هستند. عواملي مانند اعتياد، فقر مادي و فرهنگي نيز از جمله عوامل مهمي هستند كه در هويتگيري غلط جوانها تأثيرگذارند و نبايد از آنها غافل شويم.»