حادثه گاز گرفتگي در سال گذشته جان 626 نفر را در كشور گرفت. اين آمار در سامانه پزشكي قانوني كشور ثبت شده و شامل حوادثي ميشود كه گزارش آن به اين سازمان اعلام شده است و احتمال دارد در نقاطي دور دست حوادثي روي داده باشد كه نام قربانيانش در اين فهرست ثبت نشده باشد.
گزارش سازمان پزشكي قانوني كشور نشان ميدهد كه آمار بيشترين قربانيان حادثه متعلق به استان تهران با فراواني 145 نفر است. رتبه دوم با فاصلهاي بسيار در اختيار استان اصفهان با رقم 47 نفر است. در استانهاي سردسير كشور مثل اردبيل اين رقم 14 نفر و در گرمسيرترين نقطه كشور يعني هرمزگان هم فوت يك نفر گزارش شده است. فراواني قربانيان در استان تهران را ميتوان به دليل تراكم شديد جمعيت در اين استان دانست. در تفكيك جنسيتي هم شمار قربانيان مردان بيش از زنان است؛ 468 كشته در مقابل 158 نفر. در اين گزارش دو نكته مهم كه سن افراد و علت حوادث باشد، ذكر نشده است. همچنين قربانيان تنها كساني هستند كه در جريان گاز گرفتگي فوت شدهاند و كساني كه در حوادث ناشي از انفجار جان خود را از دست ميدهند، شامل نميشود. بررسيها نشان ميدهد بيشتر حوادث ناشي از انفجار كه مرگ افراد و خسارت مالي فراوان را هم به دنبال دارد، ناشي از رعايت نكردن نكات ايمني است. از حوادث معمول ميتوان به دريافتهاي زير دست يافت.
- حوادث گاز گرفتگي معمولاً به علت بياحتياطي در نصب وسايل گازسوز يا لوازم جانبي آن اتفاق ميافتد. اگر بنا را بر استاندارد بودن اين وسايل بگذاريم، نداشتن كلاهك ايمني در دودكش بخاري يا گرفتگي لوله بخاري در پشت بام كه منجر به انتشار گاز مونوكسيدكربن در فضاي خانه ميشود، استفاده از لولههاي ناايمن، جدا شدن لوله از بخاري، نشت گاز از شيلنگ و مواردي از اين دست كه تنها به علت بياحتياطي افراد رخ ميدهد، منجر به بروز حوادث ميشود. به اين موارد، نصب كردن آبگرمكن در محلهاي ناايمن مثل حمام و جاهايي كه ممكن است سلامت افراد خانواده را در معرض خطر قرار دهد، اضافه كنيد.
- بسياري از حوادث گاز گرفتگي معمولاً جمع را هدف قرار ميدهد. در محيطهاي خانواده چند عضو خانواده و در محيطهاي كار، يا خانههايي كه جوانان به صورت مجردي اجاره ميكنند معمولاً دو يا چند نفر قرباني اين حوادث ميشوند.
ترديدي وجود ندارد درصورتي كه نكات ايمني در نصب و استفاده از وسايل گازسوز رعايت شود يا به جاي استفاده از وسايل گازسوز، شرايط استفاده از انرژي مطلوب فراهم شود، جان و سرمايه مردم، كمتر به خطر خواهد افتاد. اينكه مردم چرا با وجود هشدارهاي لازم، نكات ايمني را رعايت نميكنند، اتفاق ناگواري است كه در همه حوزههاي ديگر نظير مصرف مواد مخدر، سوانح رانندگي، غرقشدگي، استفاده از سلاح سرد و ... هم ميافتد و پيامدهاي جبرانناپذيري را هم به دنبال دارد. عمده اين موضوع ريشه در نهادينهشدن رفتارهاي اشتباه در فرهنگ عمومي جامعه دارد و تجربه نشان داده است كه برخوردهاي سلبي با اين دشواریها هم تأثير بسزايي در رفتار پذيري افراد ندارد. اين باور غلط كه «من از حادثه مصون هستم و كسي كه دچار حادثه ميشود، فرد ديگري است»، بخشي از ماجرا است كه تا كنون افراد بسياري را با خاك سرد عجين كرده است. افراد جامعه بايد ياد بگيرند در هر موقعيتي كه هستند مهارتهاي زندگي را كسب كنند. در سايه ياد گيري اين مهارتهاست كه افراد به جاي هزينه كردن براي مصائب بعد از حوادث، اقدام به پيشگيري از بروز حوادث ميكنند.