ماهنامه مهرنامه در صفحه 62
شماره ديماه خود در مطلبي با عنوان «نقطه عطف محافظهكاري ايران» به قلم
صادق زيباكلام در ذيل عكس آيتالله مصباح و چند نفر از اعضاي جبهه پايداري
نوشته است: «شماري از اصولگرايان تندرو كه ما آنها را به نام جبهه پايداري
ميشناسيم، همچنان بر باورهاي گذشته! باقي ماندهاند. صدور انقلاب، دشمني
با امريكا، اقتصاد دولتي و ضديت با فرهنگ و تمدن غرب همچنان بنيان
جهانبيني و اولويتهاي سياسي آنها را تشكيل ميدهد» تا آنجا كه نيروهاي
مؤمن به انقلاب اسلامي و همراهان امام ميدانند، صدور انقلاب و
استكبارستيزي جزو شعارهاي ذاتي و هميشگي انقلاب اسلامي است و مخالفت با
فرهنگ مبتذل غرب شاهبيت كلام سياسي ـ فرهنگي امام است. حال چطور شده است
كه مهرنامه تلاش ميكند اين شعارها را به نام «تندروي» در حد يك جبهه سياسي
تقليل دهد و به عنوان «باورهاي گذشته» از آن نام ببرد. چندي پيش در
منازعهاي كه بين «جوان» و زيباكلام بر سر حمايت ايشان از حجتالاسلام
سيدحسن خميني صورت گرفت به ايشان گفته شد كه شما هيچ رسالتي جز مبارزه با
آرمانهاي امام نداريد و اكنون نيز دم خروس مجدداً از مهرنامه كارگزاران
سازندگي بيرون زد. اگر اين آرمانها شعارهاي جبهه پايداري هستند ميتوان
ادعا كرد كه جبهه پايداري در تراز انقلاب اسلامي حركت ميكند و زيباكلام و
مهرنامه مخالفت با آرمانهاي امام را به نام جبهه پايداري ثبت ميكنند تا
هزينهاي نپردازند.
فهم تقليلگرايانه و تفسير دمكراسيخواهانه از امام
خميني (ره) چند سالي است كه به محور اصلي مخالفان فكري نظام و توابين از
انقلاب اسلامي تبديل شده است اما جايگاه هژمون امام در جامعه ايران، جرئت
عرياني و دريدگي را تا حدودي از آنان گرفته است.