براي همه ما بدقوليهاي زيادي پيش آمده است، مثلاً با فردي قرار داريد، زير پايتان علف سبز ميشود و او نميآيد يا قرار است كاري را براي شما انجام دهد، روزها ميگذرد و او به روي خود نميآورد كه چنين قولي به شما داده است. واكنش شما نسبت به اين بدقوليها چيست؟ از كنارش رد ميشويد و شما هم مانند او رفتار ميكنيد يا نه به او اين بدقولي را تذكر ميدهيد؟
بدقولي يكي از نكات منفي شخصيتي است كه امروزه به يكي از عادتهاي فراگير تبديل شده است. اين وجه منفي در تمام جوانب زندگي امروزي ما نمود پيدا كرده است. بدقولي و تأخير رئيس هنگام حضور در جلسه، بدقولي و تأخير سخنران يك همايش كه موجب ميشود همايش با تأخير شروع شود يا بدقولي كارفرماي پروژه هنگام تحويل كار و از اين دست موارد.
فردي كه وفاي به عهد نميكند فرد قابلاعتمادي نيست و بدقولي او به غير از رنجش و برهم ريختن نظم كاري نتيجه ديگري ندارد. اين فرد ممكن است از هر طبقه اجتماعي باشد و اين اصلاً مهم نيست، فقط خصلت آزاردهنده او كه پايبند به حرف و قول خود نيست، مهم است.
بدقولي از نظر روانشناسان يك نوع نابهنجاري است كه پايه تربيت غلط در خانواده زمينهساز اين نوع رفتار غلط ارتباطي ميشود.
بيشك والدين با اهميت دادن به ارزشهاي اخلاقي الگوي مناسبي براي فرزندان خود هستند. اگر والدين حرف و عملشان يكي باشد فرزندان هم اين رفتار درست فردي را ياد ميگيرند.
عدهاي معتقدند اين بدقوليها ريشه در زندگي پر مشغله و مدرن امروزي دارد كه افراد هميشه با كمبود وقت روبهرو هستند. اما اين كمبود زمان را با يك برنامهريزي صحيح ميتوان جبران كرد. تنها كافي است افراد كمي مسئوليتپذير باشند، يا نه، ميتوانند قول ندهند.
تمام افراد بدقول براي اين رفتار خود دليلتراشي ميكنند و هزار دليل ميآورند. اين واكنش نوعي دفاع رواني است كه افراد مشكل خود را با بهانههاي ديگر توجيه ميكنند، مثلاً دير رسيدن را گردن ترافيك مياندازند يا صدها دليل ديگر. بدقولي و پايبند نبودن به تعهدات ميتواند خسارتهاي جبران ناپذيري را به بار بياورد كه صدها دليل براي توجيه عدم انجام آن نميتواند خسارت وارد شده را جبران كند.
عدم مسئوليتپذيري يكي از دلايل بدقولي افراد است. فردي كه بدون در نظر گرفتن زمان و مكان و توان مالي و جسمي خود كاري را برعهده ميگيرد قطعاً فرد بيمسئوليتي است كه تنها حرف ميزند و در عمل هيچ است. بدقولي افراد در جامعه بياعتمادي را موجب ميشود. اعتماد نداشتن به يكديگر درون يك جامعه، فعاليت افراد را با ركود مواجه ميكند. زماني كه در يك جامعه بدقولي عمومي ميشود، اعتماد عمومي و ارتباطات معنوي از بين ميرود و اين بزرگترين آسيب و ضربه را به اركان آن جامعه وارد ميكند.
اما گويا اين روزها خوشقول بودن ديگر جايي ندارد و اگر كسي خوشقولي كند بيكلاس به حساب ميآيد. مثلاً اگر زود به سر قرار برود ميگويند هول كرده است. اگر پروژه را زود و سر موقع تحويل دهد ميگويند، «سرسري كار كرده، آب بسته به آن، سروتهش را زود هم آورده» و از اين دست جملات!
تكليف چيست؟نبايد اين نكته را فراموش كنيم كه خوشقولي پايههاي روابط اجتماعي و فردي را محكم ميسازد. فرد خوشقول در ابتدا براي شخصيت خود احترام قائل شده است و بعد براي ديگران. با خوشقولي اعتبار و ارزش افراد در جامعه بالا ميرود. خوشقولي يكي از اساسيترين سرمايههاي اجتماعي پيونددهنده افراد در يك جامعه است.
حضرت علي(ع) در باب وفاي به عهد ميفرمايد: «هر كس به عهد خود به نيكي وفا كند و به آن پايبند باشد مستحق انتخاب و برگزيدگي است.»
خوشقولي، موجب حس اعتماد و همدلي بين افراد و باعث شكوفايي جامعه ميشود. بايد براي جامعه سالم از خود شروع كنيم. خوشقولي و جلب اعتماد ديگران را سرلوحه زندگي خود قرار دهيم. باور كنيم كه كار زياد سختي نيست.
خوب بود