براي گرفتن يك نامه كلي التماس و زاري كرده بودم. اصلاً باورم نميشد همه چيز خراب شده و تمام تلاشهاي من بيفايده و عبث بوده باشد. چند ساعتي گيج و منگ بودم و مغزم از كار افتاده بود. برايم قابل فهم نبود چطور ميشود يك نفر به اين سرعت تغيير موضع بدهد و زير تمامي حرفهايي بزند كه براي هر كدام از آنها خدا و پيغمبر را قسم خورده بود. روز اولي كه براي تأسيس شركت با هم حرف زديم و قول و قرارهايي با هم گذاشتيم را مرور ميكنم، با خودم فكر ميكنم كه چرا آدمها قولهايشان را به اين زودي بهدست نسيان و فراموشي ميسپارند؟ چرا براي قول و قرارهايي كه ميگذارند ارزش قائل نيستند؟ اصلاً مگر ميشود به اين افراد كه تغييرات رفتاري زيادي دارند و نميتوانند به عهد و پيمان خود وفادار باشند اعتماد كرد؟
قبل از اينكه به جايگاه و اهميت وفاي به عهد اشاره كنيم بد نيست تعريف اين اصطلاح را بدانيم. عهد در لغت، به معناي نگهداري و مراعات پيدرپي شيء، شناختن امري، حفظ كردن، پيمان بستن، ميثاق، سوگند و نيز به معناي زمان و روزگار آمده است. پيمان نيز به معناي شرط، عهد، قرارداد و قول و قراري است كه كسي با كس ديگر بگذارد كه طبق آن عمل كند. وفاي به عهد، به معناي بهجاآوردن عهد و پيمان، نگهداري عهد و پيمان و همچنين به معناي پايداري در دوستي است.
ريشه عهد و پيمان كجاست؟ريشه احترام به عهد و پيمان افراد را بايد در تربيت خانوادگي آنان جستوجو كرد آنجا كه فرد خود را براي حضور در جامعه آماده ميكند و پدر و مادر وظيفه دارند كودك دلبندشان را براي زندگي اجتماعي تربيت كنند. همين اصل اعتماد متقابل است كه پشتوانه فعاليتهاي هماهنگ اجتماعي و همكاري در سطح وسيع ميباشد. اگر بپذيريم كه بدقولي و عدم پايبندي به عهد و پيمان نوعي ناهنجاري اجتماعي است بنابراين متوجه خواهيم شد كه پايه تربيت غلط در خانواده زمينهساز اين نوع رفتار غلط ارتباطي ميشود.
سنگ روي سنگ بند نميشوداما وفاي به عهد چه تأثيراتي ميتواند در زندگي فردي و اجتماعي افراد داشته باشد. پايبندي به تعهدات و قول و قرارهايي كه با ديگران ميگذاريم تأثير شگرفي در سالمسازي محيط و تحكيم روابط دوستانه و به وجود آمدن فضاي اعتماد و اطمينان بين دوستان دارد و از طرفي عهدشكني و عدمالتزام به تعهدات، بيشترين نقش را در ايجاد فضاي بدبيني و نفاق و پيدايش رخوت و سستي بين دوستان ايفا ميكند و باعث ميشود سنگ روي سنگ بند نباشد و افراد با ديده شك و ترديد با يكديگر ارتباط برقرار نمايند و همواره از ارتباط خود ترس و نگراني داشته باشند. شخصي كه خوش قول است، منظم نيز است و احساس مسئوليت بيشتري ميكند و حتي براي عهد و پيمانهاي ناچيز ارزش قائل ميشود و نميگذارد عدم انجام وظيفه، روي دوشش ايجاد سنگيني كند و او را از رحمت خدا دور سازد.
بنابراين بايد اين ناهنجاري اجتماعي را بيشتر مورد مطالعه قرار داد و براي آن چارهانديشي كرد زيرا گذشته از تأثيرات منفي روي فرد و رفتارهاي شخصي، زنگ خطري براي سلامت رواني جامعه و نسل آينده محسوب ميشود. اگر نگاهي گذرا به روابط اجتماعي افراد در سطح جامعه داشته باشيم متوجه خواهيم شد كه براي يك قول و قرار ساده افراد چه ضمانتهايي كه از يكديگر طلب نميكنند و اينجاست كه متوجه خواهيم شد بايد كاري براي اعتماد از دست رفته خود انجام بدهيم.
خدا پيمانشكن را دوست نداردخيلي مواقع و در بسياري از ناهنجاريهاي اجتماعي آنچه باعث ناديده گرفتن اثرات يك عمل بد ميشود، كوچك شمردن خود رفتار ناهنجار و منفي است. خيلي از افراد شايد تصور كنند كه مگر چه ميشود بد قولي كنيم يا حتي خود را به فراموشي ميزنند و اين افراد غافل از آن هستند كه بد عهدي چه تأثيرات مخربي بر زندگي دارد و نظر و نگاه خداوند را از آنان برميگرداند. خداوند در آياتي وفاداري به عهد و پيمان و نيز قول و قرارها را بسيار مهم و نشانهاي از مكارم اخلاقي دانسته است. اصولاً جامعه اسلامي كه بايد بر مدار اخلاق و محاسن بلكه مكارم آن سامان يابد، جامعهاي است كه نه تنها به قول و قرارهاي رسمي و نوشتاري پايبند است بلكه نسبت به قول و قرارهاي شفاهي و زباني نيز ملتزم است و ميكوشد تا از مفاد آن تخلف نكند. حضرت علي(ع) در همين ارتباط خطاب به مالك اشتر ميفرمايد: «در آنچه به عهد گرفتهاي، خيانت نكن و به عهد خود وفا كن.» ايشان در فرازي ديگر ميفرمايد: «از اينكه به آنها وعده دهي و سپس تخلف كني، برحذر باش… خلف وعده، موجب خشم خدا و خلق است.»
دين اسلام تأكيد زيادي بر وفاي به عهد دارد و اين امر يكي از اصول انساني دين است كه بايد نسبت به هر كسي آن را رعايت كرد. مؤمن وقتي متعهد ميشود كاري را چه در فضاي دوستي، چه اجتماعي و چه خانوادگي و چه در هر حوزه ديگري انجام دهد بايد به اين معني توجه داشته باشد كه وفاي به عهد امري لازم و واجب است و قرآن مجيد و روايات نسبت به اين حقيقت تأكيد و پافشاري دارند.
در همين ارتباط و در اهميت وفاي به عهد در حديثي از حضرت علي(ع) آمده است كه فرمود: «در جهنم شهري است به نام حصينه، آيا از من نميپرسيد در آن شهر چيست؟ كسي عرض كرد: اي امير مؤمنان! در آن شهر چيست؟ فرمود: دستهاي پيمانشكنان.»
بنابراين بايد توجه نمود كه رعايت عهد و پيمان اصل و اساس زندگي سالم و با آرامش است و خوش عهدي نه تنها رضايت خلق را به همراه دارد بلكه موجب خشنودي خداوند نيز ميشود و در كنار بعد معنوي و ديني آن امنيت و ثبات جامعه را تضمين ميكند و بسياري از احتياط كاريها را كه مردم براي پيشگيري از پيمانشكني به عمل ميآورند، رفع ميكند. فراموش نكنيم نقض عهد و پيمان از رذايل بزرگ اخلاقي شمرده ميشود كه يك جامعه را تا مرز نابودي پيش ميبرد. بدقولها ستون اعتماد اجتماعي را ميجوند و ويران ميكنند. نگاهي ساده به اطرافمان تلنگري است كه نا امني و بي اعتمادي ناشي از بد قولي و بدپيماني را با تمام وجود حس كنيم. اعتماد مهمترين ستون و بنيان يك جامعه است، پس با وفاي به عهد و ايستادن پاي حرف و قولمان ستون جامعه را حفظ كنيم.