جوانآنلاين: سال 1388 را می توان یکی از مهمترین و چالش برانگیزترین مقاطع حیات جمهوری اسلامی به حساب آورد. مقطع زمانی پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 با حرکات فراقانونی برخی کاندیداهای بازنده انتخابات، بستر شکل گیری فتنه ای شد که کارشناسان از آن به عنوان بزرگترین خطر پیش روی موجودیت نظام جمهوری اسلامی در دهه اخیر یاد کرده اند. فتنه ای که نهایتاً با شکل گیری حماسه نهم دی به تاریخ پیوست. برای بررسی ابعاد مختلف حماسه 9 دی با حجت الاسلام دکتر مهدی ابوطالبی، کارشناس مسائل فکری و سیاسی به گفتگو نشسته ایم. ابوطالبی معتقد است مهمترین راهکار مقابله با فتنه های احتمالی آینده، افزایش بصیرت افکار عمومی جامعه نسبت به معیارهای حق یا باطل بودن جریانات سیاسی موجود در مقاطع زمانی مختلف است. مشروح گفتگوی ما با دکتر ابوطالبی پیش روی شماست.
فتنه 88 توانسته بود به صورت جدی موجودیت نظام جمهوری اسلامی را در معرض تهدید قرار بدهد. چه عواملی باعث شد تا چنین فتنه بزرگی منتج به حماسه ای چون 9 دی شود؟
اینکه این حادثه اتفاق افتاد و واکنشی به نام 9 دی را در پی داشت، به اصل و ماهیت حادثه فتنه 88 بر می گردد. یعنی وقتی حادثه 88 را نگاه می کنیم و ابعاد داخلی و خارجی آن را مورد بررسی قرار می دهیم، متوجه می شویم که شعارها و بحث هایی که در ماه های آخر فتنه مطرح می شد در حقیقت اصل نظام را هدف قرار داده بود. از طرفی می بینیم که تقریبا تمام دشمنان نظام از دشمنان کوچک و فرقه ای مثل بهاییت، سازمان مجاهدین و چریک های فدایی خلق و... گرفته تا قدرت های بزرگی مثل آمریکا و انگلیس و.. از این اتفاق حمایت می کردند. وقتی شما اظهارات رئیس جمهور آمریکا و این قبیل افراد را می بینیید متوجه می شوید که آنها امید زیادی به براندازی اصل نظام جمهوری اسلامی از طریق فتنه سال 88 داشتند. فلذا واکنش مردم به این فتنه بعد از گذشت حدود 30 سال از انقلاب و علیرغم همه تبلیغاتی که علیه نظام در سال های گذشته شده بود قابل توجه بود. اینگونه واکنش و حمایت مردم از نظام جمهوری اسلامی در این شرایط که به نوعی تقریباً زمینه براندازی نظام فراهم شده بود، نشان داد نظام همچنان از یک پشتوانه قوی و محکم مردمی برخودار است. یعنی بعد از گذشت 30 سال و با وجود مشکلات تحریمی، اقتصادی و سیاسی و ... مردم هنوز پشت نظام هستند. در حقیقت با اینکه دشمنان تمام تلاش خود را به کار بستند تا به نظام ضربه بزنند این واکنش نشان داد که مردم از درون محکم ایستاده اند و نظام آنقدر مستحکم است که دشمنان با تمام تلاش خود نتوانسته اند کاری انجام دهند. این نگاهی که شما می فرمایید این جا حاصل می شود یعنی با توجه به شرایط موجود، شعار هایی داده شده و حرکات بیرونی یک واکنش داخلی با این زمینه ای که وجود داشت نشان دهنده استحکام و قدرت جدی نظام و پشتوانه مردمی نظام است.
اگر بخواهیم بحث ریزش ها و رویش های انقلاب و ارتباط آن را با حماسه 9 دی بررسی کنیم، آیا می توانیم به فتنه 88 و نه دی به عنوان یک تصفیه بین نیروهایی انقلابی و در نگاهی بالاتر به عنوان انقلابی در درون انقلاب اسلامی یاد کنیم؟
بله. ما واقعاً در جریان فتنه 88 و حماسه 9 دی شاهد چنین تصفییه و بازشناسی در بین نیروهای انقلاب بودیم. بر این اساس که بحث ولایت فقیه و شخص ولی فقیه به عنوان مظهر اصلی نظام جمهوری اسلامی مطرح است و عمود خیمه انقلاب و نظام اسلامی به شمار می رود؛ در حقیقت در فضای فتنه، مواضع و دیدگاه های رهبری در مورد فتنه و تعریفی که ایشان در مورد فتنه داشتند، یک شاخص خوب برای سنجش نخبگان در رده های مختلف بود که چقدر با رهبری منطبق اند. شاخص هایی مانند موضعگیری در برابر فتنه و شعارهایی که داده می شد یک شاخص مهم دیگر بود. آرمان های نظام که هیچ کس در آن تردیدی نداشت و تعریف شده بود. مسائلی مانند حمایت از فلسطین، مقابله با اسرائیل، مقابله با آمریکا و اصل ولایت فقیه اساسی ترین شاخص هایی بود که در جریان فتنه 88 زیر سوال رفت و مواضع افراد در مورد این حوادث، طبیعتاً نشان دهنده ماهیت حقیقی آن ها بود. لذا به تعبیری می توان گفت افراد زیادی بودند که ادعا می کردند ما در خط امام(ره) هستیم، پیرو اندیشه امام(ره) هستیم، همراه امام(ره) بودیم، ما نزدیک ترین افراد به امام(ره) از نظر جایگاه سیاسی و اجتماعی و سایر موقعیت ها هستیم، ولی همین افراد نتوانستند موضع خوبی نسبت به تهدید آرمان های امام(ره) داشته باشند. لذا مواضع آن ها نسبت به فتنه گرها و کسانی که این نوع شعار ها را مطرح می کردند و آرمان های امام(ره) را زیر سوال می بردند طبیعتاً میزان پایبندی آنها را اندیشه امام(ره) نشان می داد. لذا فتنه 88 آزمون خوبی برای شفاف شدن وضعیت جامعه و ویژگی های حقیقی تخبگان اجتماعی، سیاسی بود و نوع موضع گیری آن ها نشان دهنده جهت فکری آن ها بود. برخی از نخبگان در جریان فتنه 88 به دلیل عدم موضع گیری در مقابل نفی آرمان های امام(ره) و انقلاب به تعبیری آرام آرام به سمت ریزش رفتند و از آن طرف هم ما جوانانی را داشتیم که نه امام(ره) را دیده بودند و نه انقلاب را دیده بودند و نه جنگ را دیده بودند ولی محکم در مقابل نفی ولی فقیه و اندیشه های امام(ره) به میدان آمدند و پای کار ایستادند، از نظام، آرمان ها و شخص ولی فقیه حمایت کردند. این در حقیقت همان رویش ها و ریزش هایی است که شما فرمودید و شفافیتی که این جا با آن شاخص های امام(ره)، خود به خود ایجاد شد.
نقش حماسه نهم دی در حفاظت از جمهوریت و اسلامیت نظام را چگونه ارزیابی می کنید؟
اول اینکه همان طور که امام(ره) و رهبری بارها فرمودند جمهوریت چیزی جدا از اسلامیت نیست. یعنی در حقیقت وقتی ما سخن از اسلام و نظام اسلامی می گوییم یکی از مولفه های نظام اسلامی حضور مردم و نقش مردم در نظام و حکومت است و اگر جمهوریت نباشد اسلامیت هم زیر سوال می رود و طوری نیست که جمهوریت و اسلامیت را بخواهیم به هم ضمیمه کنیم. در درون اسلامیت، جمهوریت هم وجود دارد. با این شرایط محوریت ولایت فقیه در حقیقت مهم ترین شاخص دینی بودن نظام است. وقتی در فتنه، هدف اصلی فتنه گران، مقابله با اصل ولایت فقیه و اصل جمهوری اسلامی مطرح می شود، درواقع به جمهوریت و اسلامیت نظام به صورت همزمان حمله شده است. در این موقعیت است که رهبری با صراحت به میدان می آید و با فتنه مقابله می کند و مواضع شفافی را در این زمینه طرح می کنند. حمایت از رهبری و مخالفت با جریان فتنه به صراحت دفاع از اسلامیت نظام است، یعنی مردم هنوز هم با وجود تبلیغات علیه نظام، از این نظام حمایت می کنند و آن را ناکارآمد نمی دانند. ممکن است ضعف هایی قابل حل در نظام باشد که می تواند با آسیب شناسی حل شود ولی اصل اسلامیت زیر سوال نرفته و هم چنین وقتی مردم در نهم دی حضور اجتماعی خود را نشان می دهند، خود این حضور یعنی این که جمهوریت نظام هم باقی است. لذا حماسه نهم دی باعث ناامیدی دشمن و وجود آینده ای روشن برای هم اسلامیت و هم جمهوریت نظام است.
راهکار مقابله با فتنه های احتمالی آینده چیست؟ چگونه می توانیم در مقابله با فتنه های احتمالی هزینه کمتری بدهیم؟
اگر کلید واژه فتنه را در سخنان رهبر انقلاب دنبال کنیم، می بینیم که ایشان همواره در مقابل کلیدواژه فتنه، از مفهومی به نام بصیرت سخن به میان آورده اند. همان طور که رهبری بارها و بارها تأکید کردند، ما اگر بخواهیم مردم در فتنه ها دچار تردید نشوند و منحرف نشوند، اقدام اصلی که می تواند ما را در مقابل فتنه های احتمالی بیمه کند بحث بصیرت است. نه با زور می توان کار را پیش برد و نه قدرت نظام می تواند در برخی حرکات کمک کند. بصیرت هم به معنای دشمن شناسی و زمان شناسی است. در حقیقت مردم بایستی متوجه این نکات شوند. آرمان های امام(ره) و انقلاب را بشناسند و این ها برایشان شاخص اصلی باشد نه مثلاً فلان شخص که زمانی از نظر سیاسی خیلی به امام(ره) نزدیک بوده است یا حتی فلان شخصی که از نظر خانوادگی به امام(ره) نزدیک است. این ها هیچ کدام معیار مناسبی برای تشخیص حق از باطل نیست، معیار ما آرمان های امام(ره) و انقلاب است و مقام معظم رهبری هم بارها همین آرمان ها را مطرح نمودند. اگر این بصیرت را بتوانیم در جامعه گسترش دهیم، آرمان های امام(ره) و رهبری را در جامعه طرح کنیم و برای مردم تبیین و تفسیر کنیم که فرضاً امام(ره) برای چه فلان آرمان را دنبال می کرد، گام بزرگی در جهت مقابله با فتنه ها برداشته ایم. وقتی این شاخص ها شناخته تر شود و شاخص بودنش هم مطرح شود، طبیعتاً این بصیرت حاصل می شود و مردم خود به راحتی تشخیص می دهند که اگر فلان جریان در حال زیر سوال بردن یکی از آرمان ها مثلا دفاع از فلسطین و یا ولایت فقیه است، علیرغم اینکه فلان شخص نزدیک به امام(ره) هم در مقابل این جریان سکوت کرده است،آن شخص دارد اشتباه می کند و آن جریان هم بر باطل است. از بیانات و مواضع مقام معظم رهبری هم می توان به این بصیرت لازم رسید که هر شخصی که زاویه بیشتری با این مواضع داشت طبیعتاً خطرناک است و باید از آن دوری کرد.
چرا سران فتنه علیرغم خلق حماسه نهم دی توسط مردم از مواضع اشتباه خود برنگشتند؟ در حال حاضر نوع مواجهه صحیح با فتنه گران و جریانات منتسب به آنان چگونه است؟
طبیعتاً ما به جای آن ها و در موقعیت خاص آن ها نیستیم تا قضاوت یقینی در این زمینه انجام دهیم. ولی حقیقت این است که برخی از این ها از اساس و درون با آرمان های امام(ره) موافق نیستند و آن ها را قبول ندارند. چرا که این عدم اعتقاد در سوابق فکری بعضی از این افراد دیده می شود. در دوره های قبل شاید به خاطر رودربایستی با امام(ره) تعارف می کردند ولی الان احساس کرده اند فضا برایشان فراهم است و می توانند این نیت درونی خود را فاش کنند. شاید هم آن آرمان ها را می دانند ولی اطرافیان و فضایی که برایشان فراهم می شود و تحلیل هایی که برایشان انجام می شود باعث قرار دادن آنها در موضع مقابل حق، مردم و نظام اسلامی می شود. بالاخره این افراد جایگاهی داشته اند. برخی هم مدام تحریکشان کرده اند که بله رای شما را بردند و شما خودت از نزدیک های امام(ره) بودی، جزء شخصیت های مهم انقلاب بودی. پس آن ها حرف مخالف راه امام(ره) و انقلاب می زنند و شما در موضع حق هستی! این البته هوای نفس است که مانع فهم صحیح واقعیت در اینچنین شرایطی می شود. لذا این لجاجت ها از این دو حالت خارج نیست. یعنی یا واقعاً اعتقاد ندارند و یا اعتقاد دارند ولی نفسانیت شخصی یا گروهی و یا حزبی مانع موضع گیری صحیح می شود و باعث می شود به دامن نظام بر نگردند و بر حرف خود پایبند هستند. لذا با وجود این که حرف آن ها حرف دشمن است و در زمین دشمن حرکت می کنند بر حرف خود هم چنان پافشاری می کنند. و موضع ما هم باید به عنوان عامه مردم و نخبگان باید بیشتر روشنگری همین نکات باشد که شخصیت ها، نخبگان، اندیشه ها و آرمان های امام(ره) و انقلاب را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم و در حقیقت بصیرت بیشتری ایجاد کنیم. به نظر من این مسئله خود به خود راه را نشان می دهد و این افراد را منزوی تر می کند. هر چقدر راه روشن تر شود این فتنه گر ها در انزوای بیشتری قرار می گیرند و البته باید با این کسانی که می خواهند این فتنه گرها را دوباره زنده کنند، مقابله اجتماعی شود. هر کسی باید در حد توان خود با این داستان مقابله فکری و روشنگرانه کند. البته مطالبه برخورد حقوقی با آن ها توسط نهاد های حقوقی و قضایی هم باید در جای خودش محفوظ بماند. هر چند بالاخره این نوع برخورد ها شرایط خاصی می طلبد ولی می تواند به عنوان مطالبه حق مطرح شود.
آره ...