
هنوز جمله معروف مهدي چمران، رئيس شوراي شهر تهران كه مدعي شده بود روزانه 180 نفر در تهران آلوده، بر اثر عوارض آلودگي هوا جان خود را از دست ميدهند، نقل مجالس و محافل است و براي مردم بازگويي آن تازگي دارد. وي در نخستين روز زمستان امسال ( و در دويست و هجدهمين جلسه علني شوراي شهر) عنوان كرده بود كه مرگ و مير روزانه ناشي از آلودگي هوا در تهران از 150 نفر به 180 نفر افزايش يافته! چمران در پايان تصريح كرده كه اين آمار از منابع مختلف جمعآوري و ارائه شده است.
اين اظهارنظر تا به جايي به مذاق برخي از متوليان امر ناخوش آمده كه دستهاي از آنان را وادار به تناقضگويي و مالهكشي بر اشتباهات آشكار كرده است، براي مثال محمدهادي حيدرزاده، مديركل حفاظت محيط زيست استان تهران در پاسخ به اظهار نظر رئيس شوراي شهر، مطلبي با تيتر« اعداد و ارقام چمران صحيح نيست؛ آلودگي هوا را انتخاباتي نكنيم» را براي رسانهها ارسال كرده است. در بخشي از اين مطلب كه به نظر ميرسد اظهارات را تا به سرحد لجاجتي كودكانه تنزيل داده است، آمده كه بر اساس آزمايشاتي كه شركت كنترل كيفيت هواي شهرداري تهران و آزمايشگاههاي معتمد بينالمللي در بنزين توزيعي در جايگاههاي پخش سوخت به انجام رساندهاند، ميزان بنزن و تركيبات آروماتيك حتي مقداري پايينتر از حد استاندارد بوده است. در ادامه حيدرزاده ميافزايد كه پيشنهاد ميدهم چمران علاوه بر پيگيري مأموريتهاي دستگاههاي حاكميتي، گزارشي از تراكمفروشيهاي مكرر، تخريب باغات و ساخت و سازهايي كه باعث مسدود شدن كريدورهاي هواي تهران شده است، را در دوران مختلف رياست شوراي شهر تهران اعلام نمايد. . . در خاتمه تصريح شده كه در شرايط فعلي نزديك به انتخابات استفاده ابزاري از اين مقولات، شايسته نظام ديني و مردمسالاري نميباشد.
حال در اين مطلب نويسنده خواسته يا ناخواسته اذهان عمومي را به سمتي سوق داده كه چمران يكي از مسببين و از تصميمگيرندگان اصلي تراكم فروشي، تخريب باغات، ساخت و سازهايي كه منجر به مسدود شدن كريدورهاي هواي تهران شده، ميباشد. ضمن آنكه ادبيات مطلب ياد شده خبر ميدهد كه در پس جمله «پيگيري مأموريتهاي دستگاههاي حاكميتي» بايد چيزي فراتر از يك اتفاق ساده بوده باشد كه متأسفانه ابهام در نگارش مانع از روشنگري و شفافسازي شده است. بنابراين اگر مسببين ديگري در قصه آلودگي هوا نقش دارند، كمترين وظيفه يك مدير وظيفهشناس حكم ميكند كه حقيقت امر به دور از «اما» و «شايد» و «اگر» به سمع و نظر مردم برسد.
با اين تفاصيل احمد حكيميپور، عضو كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران از افزايش شيفت كاري در بهشت زهرا همزمان با آلودگي هوا خبر داده است.
با اين وجود بايد خطاب به مديركل سازمان محيط زيست استان تهران گفت: «گر تو بهتر ميزني بستان بزن!» اگر شما آمارهاي فوق را قبول نداريد و پيشتر احتمال هرگونه شك و شبههاي را به سوختهاي وارداتي از بين بردهايد، لااقل يك آمار واقعي (!) از تلفات و لطمات آلودگي هوا ارائه كنيد كه در آن نه از مأموريت دستگاههاي حاكميتي نشاني باشد و نه از اغراقهايي كه مورد انتقاد جنابعالي واقع شده است !
اما سخن آخر اين است كه تكليف جانباختگاني كه از اثرات سوء آلودگي هوا جان خود را از دست دادهاند، چيست؟ آيا شهرونداني كه در اثر اهمال و ناتواني مسئولان و مديران جان خود را از دست ميدهند، قانون هيچ حق و حقوقي براي جان باختگان و خانوادههايشان قائل هست يا خير؟ بنابراين بايسته است كه مسئولان زحمتي را بر خود هموار كنند و در پي تصويب مصوبهاي باشند براي احقاق حق چنين كساني كه مقهور دست جبر و آلودگي هوا ميشوند.