
اين روزها دنياي اسلام با معضلات مختلفي روبه رو است كه شايد مهم ترين دليل غايي آن را بتوان در شكافهايي دانست كه در كشورهاي مختلف بر سر اختلاف مذهبي ايجاد شده است.
داعش و جبهه النصره بزرگترين مصيبت در دنياي اسلام را پديد آوردهاند و در اين ميان دشمنان جهان اسلام از جمله رژيم صهيونيستي و امريكا نيز تمام توان خود را براي بيشتر كردن هر كدام از اين شكافها پديد آوردهاند. روشن ترين مثال در اين زمينه شايد سخنان رئيس سابق آژانس دفاعي امريكا باشد كه بر اين نكته تاكيد كرد كه اراده امريكا در راستاي ايجاد داعش بوده و تمام راهبردهاي تسليحاتي نيز در اين جهت بوده است. حالا در اين ميان با توجه به ولادت پيامبر گرامي اسلام شايد زمان اين باشد كه مفهوم مفقود شده وحدت مهم ترين گمشده امروز جهان اسلام است. امسال نيز هفته وحدت فرا رسيده است و شايد از همين رو بد نباشد كه نگاهي دوباره به وحدت بيندازيم كه اين روزها در جهان اسلام كوچكترين توجهي به آن نميشود.
دغدغه رهبران ديني و آنچه بايد به آن توجه شود
همواره انديشه «وحدت جهان اسلام» از جمله دغدغههاي فكري و ديرينه رهبران و مصلحان ديني، به ويژه حضرت امام (قدسسره) بود. اين موضوع، در طول دوران فعاليت اجتماعي- سياسي امام، چه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و چه پس از آن، مورد تأكيد ايشان بوده و لحظهاي از آن غفلت نورزيدند. وفاداري صادقانه امام به «وحدت» نه تنها او را به برجستهترين شخصيت انقلابي جهان اسلام تبديل نمود، بلكه او توانست در ميان نحلهها و فرقههاي اسلامي مختلف نيز جايگاه بس رفيعيكسب نمايد. امام در طرح انديشه «وحدت»، هيچگاه دچار تزلزل، كليگويي و سطحينگري نگرديد، بلكه اين ايده را به عنوان يك استراتژي و به گونه بسيار عالمانه و دقيق با بررسي ابعاد گوناگون آن تبيين نمود. يكي از ابعاد اساسي «وحدت» كه قابل بحث و بررسي ميباشد، بعد راهبردي و راهكاري آن است؛ به اين معنا كه چگونه ميتوان در جهان بحرانزده و پر تشتت و تنش اسلام كه تقريبا زمينهاي براي همياري بالفعل در آن وجود ندارد، به اين پديده آرماني دست يافت؟ بررسي پاسخ اين سؤال در چارچوب انديشه سياسي امام خميني (قدسسره)، هدف اصلي اين مقاله را تشكيل ميدهد. با مطالعه در انديشه امام، راهكار عملي وحدت در سطح جهان اسلام را به بحث خواهيم گذاشت. علاوه بر اين، با نگاهي گذرا به تاريخ اسلام، سيره نبوي و تحليل رويدادها و حوادث ويژه تاريخ اسلام و بازشناسي موضعگيريهاي پيامبر اكرم(ص) در برابر حوادث گوناگون زمان، مسئله «وحدت» و نقش مؤثر پيامبر اكرم در ايجاد و گسترش وحدت در جهان اسلام و لزوم تأسي به آن حضرت در همين زمينه قابل توجه است. طرح اين مهم، امروز و در فضاي موجود جهان اسلام، نيز اهميت دو چندان دارد؛ چراكه جهان اسلام امروز همچنان پرالتهاب و تنشزاست و مطمحنظر استكبار جهاني و مورد خشم او قرار دارد.
امروزه و پس از انقلاب اسلامي، طرح ايده وحدت براي همدلي مسلمانان، وحدت و يكپارچگي آنان، از ضروريات جهان اسلام و مهمترين استراتژي براي مقابله با توطئههاي استكبار جهاني است. انقلاب اسلامي كه شديداً استكبار جهاني و سكولاريسم را به چالش كشانده، براي حفظ هويت خويش نيازمند فاصله گرفتن از آن و تثبيت موقعيت و تحقق آرمانهاي خويش است. از اينرو، ايده وحدت به عنوان يك استراتژي همواره موضوعي بكر و تازه ميباشد. نگاهي دوباره به اين مفهوم از منظر مصلح اجتماعي بزرگ حضرت امام (قدسسره) ضرورتي دوچندان دارد.
تاكتيك يا استراتژي
برپايي مراسم ولادت رسول خدا (ص) در دو روز جداگانه، يعني دوازدهم و هفدهم ماه ربيع الاول نه تنها شكوه و ابهتي را كه از آن انتظار ميرفت دربرنداشت، بلكه جلوهاي از افتراق و دودستگي مسلمانان بود. اين وضع نامناسب ادامه داشت تا اينكه با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) دوازدهم تا هفدهم ربيع الاول هر سال به عنوان «هفته وحدت» نامگذاري شد. امام خميني درباره شكوه اين روز مبارك در سايه وحدت ميفرمايد: «اين عيد بزرگ، سرمنشأ تمام بركات در عالم است و مركز وحدت مسلمين در جهان است.»
وحدت در جوامع اسلامي و ميان كشورهاي اسلامي، نه تنها امري ممكن و مطلوب است كه به دليل توصيههاي قرآن كريم و تأكيد سيره نبوي و آموزههاي ديني، ضرورتي انكارناپذير است. حال سؤال اين است كه رويكرد به اين وحدت، به ويژه وحدت سياسي و تقريب بين مذاهب و به تعبير حكيمانه رهبر فرزانه انقلاب، «اتحاد ملّي و انسجام اسلامي»، از چه نوع رويكردي است، تاكتيكي يا استراتژيكي؟
آنچه كه امروزه بيشتر از آن بحث ميشود و مورد تأكيد رهبران ديني است، رويكرد تاكتيكي به مسئله است. از يكسو، با توجه به پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي و خيزش اسلامي در اقصي نقاط جهان اسلام و تولد تازه اسلام ناب محمّدي صلياللهعليهوآله و حضور دين در عرصههای اجتماعي، سياسي و فرهنگي و به چالش كشيده شدن ايدئولوژي ليبراليسم توسط ايدئولوژي اسلامي و نيز در آستانه تحوّل عظيم مسلمانان جهان و از سوي ديگر، با توجه به اينكه استكبار جهاني با بهرهگيري از همه امكانات و ابزارهاي مادي خود، به مقابله با اسلام برخاسته و نظام اسلامي و جهان اسلام را با تهديدها و چالشهاي جدّي مواجه كرده است، به گونهاي كه اگر اين تهديدها و چالشها به فرصت تبديل نشود و به طور حساب شده و شايسته با آنها مقابله نشود، اساس ايدئولوژي اسلامي در اين هجمه نابرابر با خطرات جدي مواجه خواهد شد. بنابراين و از اين منظر، «وحدت»، «اتحاد» و «انسجام ملّي»، در اين رويكرد يك تاكتيك محسوب شده و براي مقابله با تهديدهاي دشمن بسيار راهگشا و مؤثر و كارگر خواهد بود.
وحدت فرصتي كه انقلاب اسلامي پديد آورد
اما از سوي ديگر، «وحدت» از منظري ديگر، رويكردي استراتژيك و راهبردي به مسئله است. با عنايت به آنچه در باب «وحدت» گذشت و با توجه به آيات عدم تفرق، عدم تنازع و عدم اختلاف و همچنين سنّت و سيره عملي نبوي صلياللهعليهوآله و ائمّه اطهار عليهمالسلام، دعوت به «وحدت»، «تقريب»، «اتحاد» و «انسجام» و لزوم حفظ آن، صرفاً يك توصيه اجتماعي و نياز مقطعي و تاكتيك سياسي و اقدام عملي براي حفظ منافع مادي مشترك نيست، بلكه تلاش براي حفظ وحدت و پرهيز از تفرقه، واجبي عيني است كه ريشه در اعتقاد به وحدانيت الوهي دارد. هرچند از اين منظر هم، رويكرد تاكتيكي به مسئله نفي نميشود؛ به اين معنا كه اگرچه وحدت و اتحاد مسلمانان، از اهداف راهبردي نظام اسلامي و جهان اسلام است كه به طور وسيع و در بلندمدت قابل دسترسي است، اما امروزه، به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با توجه به تهديدها و چالشهايي كه استكبار جهاني براي نظام اسلامي به وجود آورده، براي تبديل آن به فرصتها، از اقدامات تاكتيكي و عملي در اين زمينه نيز نبايد غفلت كرد. جالب اينكه، با دقت در كلام امام راحل قدسسره، هر دو رويكرد به وضوح به دست ميآيد.
تهدیدی به نام داعش
با اين وجود اصليترين سؤالي كه در اين ميان مطرح است جهتگيري اصلي وحدت در بين مسلمانان است. واقعيت آن است كه هر وحدتي بين مسلمانان بايد در جهت حل مشكلات امروز كشورهاي مختلف مسلمين به كار رود و امروز خطر داعش اصليترين تهديدي است كه متوجه كشورهاي اسلامي است. امروز داعش در عراق و سوريه در حال ايجاد كشور جديدي است كه در نهايت به تجزيه شدن دو كشور مهم اسلامي سوريه و عراق منجر خواهد شد. از سوي ديگر گروههاي تروريستي در سوريه با حمايت برخي از كشورهاي به اصطلاح اسلامي در حال تشديد ناامني هستند. حالا در اين ميان سؤال اصلي اينجاست كه آيا با ايجاد ناامني در عراق و سوريه آيا منافع كشورهاي اسلامي تأمين خواهد شد. آيا نبايد كشورهاي اسلامي به جاي تأمين هزينههاي كشتار گروههاي تروريستي در عراق و سوريه به فكر مهمترين دشمن جهان اسلام يعني رژيمصهيونيستي باشند. جالب اينجاست كه تمام اين موارد در نهايت به نفع رژيمصهيونيستي تمام شده و اين رژيم به راحتي در حال سركوب انتفاضه مردم فلسطين است. يوسي كوهن رئيس جديد موساد طي يك سخنراني در جمع دانشآموزان دوران دبيرستان خود به اين نكته اشاره ميكند كه امروز عملاً اين رژيم با هيچ تهديد نظامي روبهرو نيست و ارتش رژيمصهيونيستي بايد به فكر جنگهاي نامتقارن به خصوص در جبهههاي شمالي با حزبالله باشد.
اين سخنان به خوبي نشاندهنده اين واقعيت است كه عملاً مهمترين ارتشهاي منظم كه در مقابل اين رژيم ميجنگند يا ديگر وجود خارجي ندارند يا در حالت صلحبان به سر ميبرند و ارتشهاي عراق و سوريه امروز تبديل به نيرويي شبه نظامي شدهاند كه تنها توان ايجاد ايستگاههاي ايست و بازرسي را دارند. ايران هم اكنون تنها كشوري است كه يك نيروي منظم براي مقابله با رژيمصهيونيستي دارد و به همين دليل است كه رژيمصهيونيستي تلاش ميكند با سوءاستفاده از شكاف بين كشورهاي مسلمان عملاً كشورهاي عربي را عليه ايران تحريك كند.امروز وحدت دنياي اسلام بايد به سمت مقابله با رژيم صهونيستي و بزرگترين حامي آن يعني امريكا باشد، بديهي است در غير اين صورت نتيجه اين تفرقه نفوذ هر چه بيشتر تروريستها و ريخته شدن خون مسلمانان در كشورهاي اسلامي خواهد بود.