ليگ برتر به عنوان ويترين فوتبال ايران هر چند هنوز با فوتبال حرفهاي روز دنيا فاصله زيادي دارد اما ميتوان گهگاهي رويدادهاي اميدواركنندهاي در آن ديد. فوتبال ايران سالهاست در رده باشگاهي با افت چشمگير روبهرو است. افت به لحاظ كيفيت فني و حتي مسائل سختافزاري و نرمافزاري اما همانطور كه عنوان شد در همين فوتبال افت كرده و نه چندان زيبا ميتوان نقاط اميدواركنندهاي پيدا كرد مثل عبدالله ويسي و استقلال خوزستان.
پانزدهمين دوره رقابتهاي ليگ برتر فوتبال باشگاههاي ايران با صدرنشيني استقلال خوزستان به نيم فصل اول رسيد. تيم جوان و پر انرژياي كه انصافاً استحقاقش جز اين نبود.
واكاوي و بررسيها نشان ميدهد كه تيم بيادعاي استقلال خوزستان با اتكا به نيروهاي بومياش بدون حاشيه آرامآرام پيش رفت تا صدرنشين شايسته ليگ برتر فوتبال لقب گرفت. وجه تمايز اين نيم فصل با ادوار گذشته ليگ همين بود در ليگ امسال تيم جديدي معرفي شد كه در 15 ليگ قبلي تكرار نشده بود. ويسي و شاگردانش علاوه بر اينكه به ساير تيمها درس دادند به نوعي سنتشكني هم كردند. در سالهاي گذشته تيمهايي چون سپاهان، استقلال، فولاد، تراكتور، پرسپوليس و حتي گاهي ذوب آهن مدعي بودند اما ويسي و شاگردانش نشان دادند كه با پول اندك و پشتكار و ممارست در تمرينات هم ميتوان موفق بود. استقلال خوزستان حالا با قدرت نيروهاي جوانش در فكر كسب سهميه است و به همراه مربي با دانش خود آرزوهاي زيادي را در سر ميپروراند. هر چند اين تيم شهرستاني در 15 دوره ليگ برتر افتخاري كسب نكرد اما شاگردان ويسي ميخواهند سنتشكني كنند و با قدرت تا پايان فصل روند روبهرشد خودشان را ادامه دهند. موضوعي كه دور از دسترس نيست و اگر شاگردان ويسي كمي خودباوري داشته باشند ميتوانند نتايج نيم فصل اول را تكرار كنند.
ما در ليگ پانزدهم هم شاهد هزينههاي بالاي برخي تيمها بوديم اما استقلال خوزستان با نتايجي كه درنيم فصل كسب كرد به خوبي به ساير تيمهاي ليگ برتري ثابت كرد كه ميشود زياد هم هزينه نكرد اما موفق بود. ويسي در استقلال خوزستان به لحاظ مالي دست و پايش بسته بود و نميتوانست مثل خيلي از تيمها، هزينههاي آنچناني روي دست باشگاه بگذارد اما كساني كه او را ميشناسند خوب ميدانند كه تفكراتش فقط خريد ستاره نيست بلكه او يك مربي ستارهساز است. او با تفكرات خاص خودش ابتداي فصل آن تيمي را بست كه ميخواست. هر چند در چند بازي با مشكلاتي روبهرود بود اما هر چه گذشت خود و تيمش به هماهنگي بهتري دست يافتند.
بهرهگيري از نيروهاي بومي و مستعد هم ديگر حلقه گمشده فوتبال باشگاهي ماست كه استقلال خوزستان آن را به خوبي نشان داد تا بالاتر از بقيه بايستد، موضوعي كه بسياري از مربيان امروزي ما از آن غافلند و شناختي از بازيكنان ندارند و فقط دنبال جذب ستارهها و اسم و رسمدارها هستند.
استقلال خوزستان فصل تازهاي در فوتبال باشگاهي ايران گشود؛ بهرهگيري از بنزين سبز جواني و فوتبال مدرسهاي. عملكرد اين تيم در نيم فصل اول تنها با يك شكست و چهار گل خورده ثابت ميكند كه ميتوان به جوانان تكيه كرد. نكتهاي كه حداقل طي چند فصل گذشته در فوتبال ايران به فراموشي سپرده شده بود اما حالا با تماشاي تيم زيباي عبدالله ويسي ميتوان به ظهور دوباره جوانها در فوتبال اميدوار بود هر چند به نظر ميرسد حتي استقلال خوزستان هم بايد در كنار اين جوانان از باتجربهها هم استفاده كند زيرا بازيكنان جوان مستعد غرق شدن در حاشيههاي فوتبال ايران بيتجربه، خام و بسيار آسيبپذير هستند در حالي كه جوانان فاكتور اصلي موفقيت تيمي چون استقلال خوزستان هستند ميتوانند اسباب سقوط و شكست اين تيم در نيم فصل را هم فراهم آورند.