
بيانات رهبر انقلاب در ديدار اعضاي ستاد برگزارى سومين جشنواره بينالمللى شعر حوزه، روز گذشته در اين جـشنواره منتشـر شـد.
سومين جشنواره بينالمللي شعر اشراق(حوزه) عصر روز گذشته در تالار ايوان شمس تهران با قرائت بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي ستاد جشنواره برگزار شد. بخشی از متن بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي ستاد مركزي اين جشنواره كه در 13 مهرماه 94 انجام شده بود به شرح زير است:
«حوزه ظرفيتهاي متعدد و همهجانبهاي دارد كه مخصوص امروز هم نيست و در گذشته هم همين جور بوده. در بين فقهاي بزرگ و علماي بزرگ شيعه آن كساني كه شاعر بودند و بعضيشان شاعران برجستهاي هم بودند، كم نيستند مثل محقق حلي، مثل پدر علامه و ديگراني از اين قبيل. تا زمانهاي بعد مرحوم ميرداماد، فياض، حزين لاهيجي و ديگران و ديگران. در نجف هم همين جور مرحوم بحرالعلوم.
خاطره بحرالعلوم را عرض كنيم كه جالب است و نشاندهنده روحيه و فضاي نجف در دوران بحرالعلوم است، يعني 200 سال پيش. ايشان بعد از مرحوم بهبهاني مرجع شدند؛ يعني مرحوم بحرالعلوم مثل كاشفالغطا مورد قبول بقيه علماي بزرگ و شاگردان بزرگ مرحوم بهبهاني قرار گرفتند و ديگران هم تسليم شدند در مقابل ايشان و با رغبت ايشان را به عنوان رئيس انتخاب كردند. مرحوم بحرالعلوم اول رياستش يك سفر پياده از نجف حركت كردند به طرف كربلا و در يكي از منازل اوايل راه خسته شدند و نشستند. مرحوم بحرالعلوم گفتند من رئيسم و امشب از اينجا نميتوانم حركت كنم، بعضيها گفتند برويم، ايشان گفت نه، من ميمانم بعد اين بيت را خواند «از ضعف به هر كجا كه نشستيم وطن شد/ و از گريه به هر سو كه گذشتيم چمن شد»؛ شعراي عرب نيز همراه ايشان بودند، به نظر من نكته خيلي جالب اينجاست كه حالا بحرالعلوم يك بيت شعر طالب آملي را بخواند، اين خيلي عجيب نيست، اما اينكه ايشان در سفر زيارتي كربلا تا نجف، تعدادي شاعر با خودش همراه كرده و ميبرد به نظر من مهم است. شعراي عرب گفتند اينكه شما خوانديد چه بود، ايشان برايشان شرح داد و معنا كرد و گفت حالا شما بسازيد و شعراي عرب شروع كردند نظير اين بيت را ساختن. اين قضيه را من به نظر در كتاب مرحوم حرزالدين ديده باشم، آنجا نقل ميكند فلان كس اينجوري گفت خود بحرالعلوم هم اينجوري گفت، يعني عالمي مثل بحرالعلوم كه از لحاظ فقهي سرآمد است. ميدانيد بحرالعلوم از لحاظ معنوي فوقالعاده است و همان جنبه معنوي او هم شايد بود كه موجب شد همه فقهاي بزرگ كه شاگردهاي مرحوم بهبهاني بودند در مقابل ايشان تسليم شدند با آن مقامات معنوي، با آن حالت عرفاني آن چيزهايي كه نقل ميكنند از ملاقات ايشان با حضرت و از اين چيزها وقتي حركت ميكند از نجف براي سفر زيارتي پياده به كربلا با خودش شعرا را ميبرد. اين نشاندهنده اهميت حوزه شعر است.
به هر حال حوزههاي علميه اين جور بودهاند. در خود قم مرحوم آقاي صدر يك شاعر برجستهاي بوده؛ اين دوبيتي كه ايشان براي مرحوم آشيخ عبدالكريم گفته كه روي سنگ قبر مرحوم آشيخ نوشته شده خيلي برجسته و عالي است كه تاريخ مرحوم آشيخ را هم ايشان در آن گنجانده. به هر حال شعر يكي از مقولاتي است كه حوزههاي علميه به آن ميپرداختند، به جا هم هست، يعني هيچ منافاتي با علميت و با فضل و مانند اينها ندارد. شاعر بودن و شاعر خوب بودن نه با فقاهت منافات دارد نه با فلسفه و فيلسوف بودن منافات دارد، با هيچ يك از مقولات مهمي كه ما در حوزهها داريم منافاتي ندارد.
مرحوم آشيخ محمدحسين اصفهاني غزل ميگويد، قصيده ميگويد، عربي ميگويد، فارسي ميگويد. مرحوم سيدمحمدسعيد خبويي كه از مراجع عرب نجف و معاصر با مرحوم آخوند و مانند اينها بوده، ايشان يك ديوان قطور دارد و من ديوان ايشان را دارم. شعرهاي عجيبي در آن است، شعرهاي عاشقانه، غزليات به شكل عربي چون عربها غزل را به شكل فارسي معلوم ما ندارند، اما انواع گوناگون ديگري از غزليات دارند. وي هم فقيه بوده و هم مجاهد بود. جزو اولين كساني است كه با انگليسها جنگيده و در عين حال شاعر بوده است. امام بزرگوار خودمان هم آخرين نمونهاي است كه جلوي چشم ما از ايشان هم غزليات عاشقانه را كه البته معناي عرفاني دارد، اما ظاهر غزليات اين جوري است دارند. بنابراين شعر مقوله مهم و خوبي است كه در حوزه دنبال شود. يك عنصر تنفسي است براي آن فضاي علمي متراكمي كه در حوزه وجود دارد چون فضاي علمي در حوزه خيلي متراكم است و با دانشگاهها فرق دارد. كاملاً فضا علمي است مثل يك اتاق دربسته است و گاهي اين رايحه عطر شعر بلند بشود در اين فضا به نظر من چيز مطلوبي است...»