نتيجه نشست شوراي فني تيمهاي ملي كشتي فرنگي كه بررسي و نهايي شدن مصوبات متعددي بود، با انتقادهايي مواجه شده است. به طوري كه برخي معتقد هستند بنا از اين نشست هم امتيازهايي براي خود گرفته كه بيشتر از آنكه تعامل با تيم ملي باشد، به معناي تضييع حق كشتيگيران است، انتقادي كه البته برخي پيشكسوتان كشتي نيز با آن موافق هستند. گفته ميشود بنا با وارد كردن شش كشتيگير خارج فرآيند به مدعيان جام تختي كه اسامي برخي از آنها خارج از ضوابط محسوب ميشد، به معناي امتياز گرفتن دوباره بنا از شوراي فني كشتي فرنگي است كه با اين امتيازات خاص، حق برخي ديگر از كشتيگيران واجد شرايط تضييع ميشود.
انتقادهاي وارد شده به بنا و شوراي فني تيمهاي ملي كشتي فرنگي ميتواند بحق باشد، اما امروز كه فرصت زيادي تا المپيك باقي نمانده، زمان مطرح كردن اين گونه انتقادها نيست. در اندك روزهاي باقيمانده، تيم ملي كشتي نياز به حمايت همهجانبه دارد و دور از انتظار و عجيب نيست، اگر شوراي فني تيمهاي ملي با دادن اين چنين امتيازهايي به بنا سعي كند براي نتيجهگيري هر چه بهتر از تيم ملي حمايت كند.
هر چند بسياري معتقد هستند بنا بهترين گزينه براي هدايت تيم ملي كشتي فرنگي است، اما خوب يا بد، او هدايت اين تيم را برعهده دارد و براي موفقيت در المپيكي كه تا شروع آن زمان زيادي باقي نيست، نياز به حمايت دارد نه واكاوي مشكلات و انتقادهايي كه ميتواند تأثير منفي در شرايط اين تيم داشته باشد. از سوي ديگر بركسي پوشيده نيست كه بنا براي مطرح كردن خود نيست كه حضور در تيم ملي را پذيرفته كه اگر اينطور بود، پيش از اين دست از هدايت تيم ملي نميكشيد. در واقع او امروز نه براي خود كه براي كمك به تيم ملي آمده و انتظار ميرود در چنين شرايطي، همه چون بنا به اين مسئله نگاه كنند و براي موفقيت كشتي فرنگي هم كه شده حمايتهاي خود را دريغ نكنند و انتقادها را بگذارند براي بعد از المپيك؛ چراكه امروز فرصت اين گونه گلهگذاريها نيست.
به هرحال بنا به عنوان سرمربي، استراتژي خاصي دارد كه بدون شك هدف آن جز موفقيت تيمش در ريو نيست؛ مسئله مهمي كه دليل كافي است براي هر گونه حمايتي از تيم ملي كشتي فرنگي. اگر چه انتخابي مسئله مهمي است، اما در اين اندك زمان باقيمانده بايد به سرمربي اعتماد كرد تا شرايط روحي - رواني تيم دستخوش تغييرات منفي نشود. آن هم تيمي كه بر كسي پوشيده نيست نه فقط از لحاظ فني، كه از لحاظ روحي - رواني هم در شرايط خوبي نبود و بار تمام اين مشكلات بر دوش كادر فني است؛ كادري كه امروز چارهاي جز اعتماد به آن نيست، اگر انتظار موفقيت در ريو وجود دارد؛ اعتمادي كه بدون شك شرايط را براي موفقيت تيم ملي در آينده مهياتر خواهد كرد.
البته نميتوان گفت سرمربي تيم ملي كامل است و تمام تصميماتش درست و بينقص، اما در شرايطي كه حق انتخاب ديگري وجود ندارد و فرصتي براي تغييرات نيست و نميتوان به گزينه ديگري انديشيد، بهتر آن است كه به كادر فعلي اعتماد كرد و سياست حمايت در پيش گرفته شود تا از لحاظ فني هم اگر نميشود، از لحاظ روحي - رواني به تيم ملي كمك شود؛ تيمي كه چشم ميليونها ايراني به موفقيتهاي آن در ريو است. رقابتهايي كه اگر چه دشوار است، اما فرصت مناسبي است تا كشتي فرنگي ايران بار ديگر تواناييهاي خود را به رخ دنيا بكشد. البته به شرط آنكه تا آن روز، از حمايتهاي همهجانبه برخوردار باشد و به آن اعتماد شود.