
به عنوان معلم جامعهشناسي در دانشگاه فهرست پاياننامههاي كارشناسي ارشد علوم اجتماعي مربوط به سالهاي قبل را در سايت شخصيام قرار دادهام. در اين بين به نكات جالب توجهي برميخورم. براي مثال درج كلمات «موضوع پايان نامه علوم اجتماعي»، «درباره چي تحقيق كنم» و البته مورد اخير آن «بن بست در انتخاب موضوع پايان نامه»! از جمله آنهاست.
اهميت اين عناوين از آن جهت است كه اين گروه از دانشجويان به دنبال عناوين حاضر و آمادهاي هستند تا به عنوان موضوع پاياننامه انتخاب كنند. جالب آنكه برخي از اين افراد حتي حوصله مطالعه مقدمهاي كه در ابتداي فهرست پاياننامهها نوشتهام را نداشته و برايم ايميلهايي ارسال كردهاند. اين دست ايميلها نشان ميدهد كه مسئله گويا بسيار جدي است.
«من بدون مقدمهچيني از شما يه پاياننامه در مورد... كه حداقل ۱۵۰ صفحه باشه اگر تطبيقي باشه بين ايران و روسيه كه محل تحصيل منه البته فكر ميكنم بهتره اگر نقطه نظري داريد بگين. شماره مبايل.... كه بالا نوشتم هزينه هم پرداخت ميشه برام مهمه از توي پاياننامه حداقل سه تا مقاله در بياد ممنون ميشم كمك كنيد اگر ممكنه آدرس ياهوتونو بديد باهم حرف بزنيم.»
چند روز قبل يكي از دانشجويانم را در خيابان ديدم. پس از احوالپرسي، ميگفت كه در خانه است و مشغول كارهاي تحقيقاتي. پرسيدم كه آيا با اساتيد همكاري ميكند؟ بيان داشت كه خير و با مؤسسات سطح شهر به شكل پروژهاي همكاري دارد. در پاسخ به اين سؤال كه چه نوع پروژههايي؛ بيان داشت كه مقاله و پاياننامه! ميگفت كه پس از اتمام مقطع كارشناسي ارشد، سه سالي ميشود كه بيكار است. به هر دري زده، به هر كسي رو انداخته، ولي شغلي نيافته است.
*استاديار علوم اجتماعي دانشگاه گيلان