کد خبر: 757257
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۱
حاشيه‌اي بر اثر تاريخي «‌زندگينامه سپهبد فضل‌الله زاهدي»
شايد براي آنان كه دائماً در بوق تك‌صدايي و سانسور در ايران اكنون دميده‌اند، انتشار آثاري از سنخ آنچه درپي معرفي آنيم، بعيد به نظر آيد، اما به هر روي واقعيت، واقعيت است حتي اگر ديده و تحليل نشود.
شاهد توحيدي
شايد براي آنان كه دائماً در بوق تك‌صدايي و سانسور در ايران اكنون دميده‌اند، انتشار آثاري از سنخ آنچه درپي معرفي آنيم، بعيد به نظر آيد، اما به هر روي واقعيت، واقعيت است حتي اگر ديده و تحليل نشود. نگارنده اين سطور به ياد دارد هنگامي كه اثر «‌زندگينامه سپهبد فضل الله زاهدي» به بازار نشر آمد، عطاء‌الله مهاجراني كه هنوز به بند سياست‌زدگي گرفتار نيامده بود، در مقاله‌اي نوشت: «اگر وضع بدين منوال پيش رود، روزي شاهد انتشار كتابي خواهيم بود به نام:شعبان جعفري قهرمان ملي!». هرچند چندي بعد و در دولتي كه مهاجراني از كارگزاران آن به شمار مي‌رفت، خاطرات شعبان نيز به ويترين كتابفروشي‌ها راه يافت و اندر فضايل و مناقب او نيز سخن فراوان رفت، اما ريختن قبح تحريف تاريخ، از اهميت آن نمي‌كاهد و مسئوليت ناقدان وحقيقت‌جويان را منتفي نمي‌كند.
القصه، «‌زندگينامه سپهبد فضل‌الله زاهدي» از سوي ابراهيم صفايي از تاريخ نويسان رژيم گذشته به نگارش آمد و در اوايل دهه 70 به بازار نشر رسيد. او در اين اثر و به دلايلي چون بي‌محلي‌هاي مصدق به خويش، هرآنچه دردست وزبان داشت در تمجيد از زاهدي به كار گرفت و او را در عداد ميهن‌پرست‌ترين چهره‌هاي معاصر ارتقاي مقام داد. شايد بهترين معرف ديدگاه نويسنده در‌باره زاهدي، مقدمه كوتاهي است كه او بر اين كتاب نوشته است: «سپهبد فضل‌الله زاهدي در تاريخ گذشته نزديك ايران چهره بسيار معروفي است. او نزديك 40 سال در صحنه نظامي و سياسي ايران نقش‌هاي كوچك و بزرگ داشت، در چند جنگ داخلي شركت كرد، در خوزستان و گيلان حكمران نظامي و فرمانده تيپ بود، رئيس شهرباني، رئيس ژاندارمري، سناتور، وزير و نخست‌وزير شد، چند سال در اسارت انگليس‌ها در فلسطين به سر برد و نقش‌آفرين حوادثي همچون دستگيري شيخ خزعل حاكم خودمختار خوزستان در 1304 و پايان‌بخش مسالمت‌آميز قيام قشقايي در فارس در 1325 و عامل اصلي كودتاي 28 مرداد و عاقد قرارداد كنسرسيوم نفت در 1333 بود و زندگي پرماجراي او با 40 سال از تاريخ معاصر كشور ما پيوند دارد و آشنايي با زندگينامه او دوستداران و علاقه‌مندان تاريخ را با نكات مبهم و گاهي مهم آن دوران 40 ساله آشنا مي‌سازد، از اين‌رو براي خدمت به تاريخ و آگاهي خاطر جويندگان حقايق تاريخي زندگينامه سپهبد زاهدي را بر پايه مآخذ و مداركي كه دسترسي به آنها برايم ميسر بود و در چندين مورد بر اساس اطلاعات دريافت‌شده از اشخاص مورد اعتمادي كه در جريان حوادث آن دوران 40 ساله بوده‌اند يا بر پايه اطلاعات و مشاهدات خود با يك پژوهش بي‌طرفانه تنظيم كرده‌ام به دوستداران تاريخ تقديم مي‌كنم و داوري نهايي در‌باره شخصيت، خدمات و كارهاي مثبت و منفي سپهبد زاهدي را به عهده خوانندگان آگاه و نكته‌سنج كتاب مي‌گذارم.»
آنچه در سطور فوق آمد، آئينه‌اي تمام نما براي تبيين بي‌طرفي جناب صفايي در تبيين زندگي ژنرال است! با اين همه اما، نگارنده اين سطور كسي را براي جانبداري از ديگري نكوهش نمي‌كند، آنچه به باور او خسارت‌بار مي‌نمايد، غيبت تاريخ‌نگاران موشكاف و دقيق‌النظري است كه در اين ميان بايد سره از ناسره بازشناسانند و حقايق را از علايق جداسازند و در شفافيت فضاي تاريخ ايران معاصر بكوشند. عنصري كه اگر همچنان در عرصه پژوهش‌هاي تاريخي ما غايب باشد، چيزي جز منقولات واژگونه و سفارشي به عنوان «وقايع نگاري» نخواهيم داشت و چنين مباد!


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار