
سهيلا بعد از مدتها زنگ زده. مطمئنم اين بار هم ميخواهد چند بار پشت سر هم بپرسد كه كار پيدا نكردي؟ چرا؟ مگه ميشه؟ يك ذره توقعت رو بيار پايين و... فكر سؤالپيچ كردن عصبانيام ميكند، اما با خودم ميگويم ممكن است برايت كار پيدا كرده باشد پس جواب ميدهم. بعد از كلي تعارف و احوالپرسي ميبينم حدسم درست بوده برايم يك كار خوب پيدا كرده است. يك كار كه در عين بيكار بودن كلي ميتوانم به قول سهيلا كاسب شوم آن هم از يك كار ساده. قرار است بروم اداره تلفن و بگوييم يك خط هزينهاي ميخواهم از همان خطهاي 909...
براي خريد اين خطها بايد حدود 300 هزارتومان بپردازم، اما بعد از خريد هركس با خط من تماس بگيرد هر دقيقه 15 تا 20 تومان روي قبضش ميآيد و اين پول به جيب من ميرود. حالا با اين خطي كه 300 تومان خريدم و هيچ كس هم با اين شرايط حاضر نميشود به آن زنگ بزند چطور ميشود كاسبي كرد؟
سهيلا ميگفت انگار يكي از دوستانش چنين خطي را به اسم شركت همسرش خريده است. چون همسرش شركت عمراني دارد، هر از چند گاهي يك آگاهي فريبنده ميدهد مثل «فروش ويلاي مبله 200 متري همراه با باغچه كنار دريا ساحل محمودآباد فقط 400 ميليون تومان». به قول سهيلا بايد فقط آگهي سفارش بدهم كه گولزننده باشد و تعداد بيشتري به شماره زنگ بزنند تا اطلاعات ويلاي تخيلي را بپرسند. هرچه آگهي ملك بهتر باشد تماسها هم بيشتر خواهد بود. البته به قول سهيلا اين فقط بخشي از مهارت اين نوع كار كردن است و كليد دوم درآمد بيشتر برعهده خودم است، چون بايد قدرت بيانم آنقدر خوب باشد كه بتوانم تماس گيرنده را آنطرف خط بيشتر نگه دارم. هرچه بتوانم ذهن كنجكاو او را بيشتر تحريك كنم، او بيشتر سؤال ميپرسد، من بيشتر صحبت ميكنم، زمان مكالمه بيشتر طول ميكشد و با هر دقيقه مكالمه بيشتر 20 تومان بيشتر به حسابم افزوده ميشود.
سهيلا ميگفت همين فاميلشان ابداعكننده اين نوع كاسبي بوده چون ديده شوهرش براي خريد اين خط 300 هزار تومان پول داده اما بلااستفاده افتاده دست بهكار شده است، اما هر از چند گاهي آگهي كه سفارش ميدهد را تغيير ميدهد تا هم از خط پولي استفاده بيشتري كند هم تنوع كارياش را حفظ كند!
سهيلا با رضايت و شيطنت خاصي ميگفت: «همين چند وقت قبل آگهي كرده بود فروش لوازم خانه بهدليل خروج از كشور زيرقيمت بازار. چند روز بعد هم آگهي فروش داروهاي گياهي لاغري زده بوده كه خودش معتقد بوده اين آگهي تلفن خورش بيشتر بوده و پول بيشتري نصيبش كرده چون فقط 10 دقيقه زمان ميبرده كه تماس گيرنده از قد، وزن و تودههاي چربي بدنش بگويد و تازه 10 دقيقه هم زمان ميبرده كه فاميل سهيلا داروهاي مورد نظر را از پشت تلفن تجويز كند».
با خودم فكر كردم مگر با يك تلفن چند بار ميشود آگهي سفارش داد؟ اگر يك تماس گيرنده شماره به چشمش آشنا بيايد و برود شكايت كند چي؟ به سهيلا گفتم: «اين كار خلاف قانون است. به نظر من يك نوع دزدي است اگر كسي متوجه شماره اشتباه شود كار فاميلتان ساخته است».
سهيلا كه انگار از شيطنتش بيشتر خوشش ميآمد، خنديد و گفت: «كجاي قانون اصلاً به اين شغل فكر كرده كه بنويسند خلاف است يا قانوني؟ در ضمن مردم آنقدر درگيرودار زندگيشان منتظر اين نسخهپيچيها هستند، آنقدر حسرت خريد يك ويلا در محمودآباد آن هم با 400 ميليون يا كم كردن وزنشان را در مدت يك ماه دارند كه به تقلبي و خلاف بودن تماس فكر نميكنند. تازه فاميل ما كه خوب است، يكي از دوستانم كه خودش را مشاور و پزشك معرفي كرده، تلفني مشاوره ميدهد و هر ماه چند ميليون از تماسهاي مشاورهاي كاسب ميشود. خود من هم تصميم گرفتم يك خط بخرم و آگهي فال قهوه، استخاره، طالعبيني، فال تاروت و شمع بدهم. خودت بشين و ببين من چطور با همين يك خط 300 هزار توماني 300 ميليون كاسبي ميكنم. به تو هم ميخواستم پيشنهاد بدهم نوار قصه بگذاري پشت خط تلفنت براي بچهها. البته ميتواني فايل فال صوتي حافظ را پيدا كني يا موسيقيهاي آرامش بخش يا انرژيدهنده پخش كني و درآمد كسب كني».
خير، انگار نصيحتهاي ما راه به جايي نميبرد. انگار يك جمع زنهاي فاميل براي خودشان شغل نون و آبداري رديف كردهاند كه به خيال خودشان كاملاً هم قانوني است. پس به اين راحتي نصيحت نميشنوند و دست از كارشان نميكشند. از ما گفتن بود، كسي به اسم هر آگهي با خطهاي پولي 909... تماس گرفت جواب ندهيد، چون ممكن است پشت هر خط يك كاسب نشسته باشد كه با هر دقيقه تماس شما، پول به جيب بزند.