
کتاب و کتابخوانی از معضلات و دغدغههای مهم همهی بزرگان فرهنگی و فرهنگدوستان بوده است. آمارهای عجیب و غریب و گاه تاسف برانگیزی که برای مدتی مسوولین را وادار به انجام طرحهای متفاوت میکند تا بتواند حتی یک درصد این آمار را افزایش دهد، خود گواه این ادعاست.
صرف نظر از بازدهی این طرحها، جای بسی خوشبختی است که هنوز هم کسانی هستند که دلشان برای پیشرفت و اعتلای فرهنگ این مرز و بوم میتپد و تلاش میکنند و دغدغه دارند. با اینحال این طرحها و اطلاع رسانیهای بیشمار و تبلیغات رسانهای مبنی بر کوتاه بودن زمان مطالعه در ایران هنوز نتوانسته آنطور که باید جامعه را تحت تاثیر قرار دهد.
بررسی کوتاه و اجمالی دلایل بی توجهی به کتاب و کتابخوانی نشان میدهد که همه چیز دست به دست هم داده است تا این سمبل دانایی و فروغ روشنایی مهجور شود.
عدم دسترسی آسان به انواع کتاب در نقاط مختلف، هزینههای بالا، اشغال فضای خانهها و کتابخانهها با کمبود فضا که امروزه در همه جا مشهود است و بالاخره وجود فضاهای مجازی و رشد سریع و بی وقفهاش، جذابیتهای ریز و درشت و تبلیغات عمومی و خصوصی، که آنقدر مخاطب جذب کرده تا جایی میتوان به خوبی آن را در همه جا حتی دورترین نقطهها به چشم دید و هزاران دلیل دیگر از دلایل بی توجهی به کتاب است.
اما سوال اینجاست چرا با عمر چند صد سالهی کتاب هنوز مخاطبانی خاص به دنبال آن هستند و فقط همان قشر است که اصالت خود را در برخورد با این هجمهی اطلاعات و رسانه ها حفظ کرده و روی خواندن کتاب واصلا وجود کتاب پافشاری دارد. چرا روز به روز از علاقمندان به کتابخوانی کم میشود و گاهی کتابها در گوشهی کتابفروشیها خاک میخورد و مدتها منتظر یک خریدار میماند.
مسئله اینجاست که مطالعه و سرانهی ناچیز آن باید از طریق درست و صحیح پیش روی کند، اما گروهی مطالعه را صرفا با کتاب میشناسند که این اصلا پذیرفتنی نیست. بی تردید جامعهای که در آن فضای مطالعه و تحقیق از لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری، روزنامه ، مجله ، کتاب و...به شکل مطلوب و بدون غرض ورزی شکل میگیرد، کمتر از فرهنگ و القائات بیگانه تاثیر میپذیرد تا جامعهای که از فرهنگ مطالعه و تحقیق دور است یا اجازهی دسترسی به شبکههای اجتماعی را ندارند.
در دنیای متمدن امروزی که نشانهی تمدنش به عقیدهی برخی همین دسترسی به فضای مجازی است، مطالعهی صفحات وب و رسانههای اینترنتی به افزایش سرانه مطالعه کمک میکند. امروز اگر دل سوزان این مرز و بوم به دنبال بالا بردن سطح آگاهی مردم از طریق مطالعه هستند باید تمام همت خود را بر این امر متمرکز کنند که هرمطلبی ارزش خواندن و نشر ندارد و سعی کنند تا این نکتهی مهم را به قشر جوان -که با ورود به اینترنت هوش و حواسشان در فضای مختلف به تسخیر در میآید- بفهمانند، قبل از آنکه دایهای دلسوزتر از مادر پیدا شود و دست تخریب بر فرهنگ اصیل ایرانی بگذارد.
آموزش طریقهی استفاده نیز بسیار امر مهمی است. جاذبههایی که در مورد کتاب وکتابخوانی ایجاد نشد، باید با سرعت و جدیت بیشتری در مورد این امر انجام شود. طرحهایی که میشود برای جذب مخاطبین به خصوص جوانان اجرا کرد تا راه از چاه شناخته شود واین سیل عظیمی که رو به جلو با سرعتی حیرت انگیز در جریان است، به سمتی هدایت شود که بیشترین سود و بازدهی را به دنبال داشته باشد.
صرف قرار دادن هفتهای به نام کتاب و نمایشگاهی برای ارائهی کتاب و کتابخوانی نمیتواند راهگشای این معضل اجتماعی باشد. پاک نگاه داشتن ذهن اجتماع و سوق دادن به سمت و سوی فرهنگ راهکارهایی همه جانبه میخواهد.
با بیانی ساده میتوان گفت برای ایجاد علاقه و مراقبت از کیان خانواده، اجتماع، فرهنگ و سلامت روحی وجسمی؛ باید بستر لازم وسیاست گذاری و نظارت بر امر کتاب با همراهی و همکاری خود مردم ونظارت همه جانبهی دولت باشد، آنهم نه فقط کنار پایانهها و در وسایل نقلیه و مکانهای عمومی، بلکه در کنار این فعالیتها از دورهی کودکی و در مدارس به این ارزش باید توجه نشان داد چرا که ذهن و فکر کودکان از ابتدا باهرچه خوبگیرد در بزرگسالی هم به همان امر مبادرت میورزد.
امید که با تلاش بزرگان و دولتمردان دلسوز بازار نشر و کتاب و مطالعه روز به روز بهبود یافته تا جوانان با روحیهای مضاعف و تلاشی همه جانبه در راه اعتلای ایران بکوشند.