کد خبر: 755065
تاریخ انتشار: ۰۱ آذر ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۳
پسر مزاحم وقتي با پاسخ منفي براي ازدواج از سوي دختر مورد علاقه‌اش مواجه شد، عكس‌هاي خصوصي وي را در فضاي مجازي منتشر كرد.
به گزارش خبرنگار ما، روز سه شنبه 26 آبان ماه دختري وارد دادسراي جنايي پايتخت شد و از پسري جوان به اتهام آدم‌ربايي و انتشار عكس‌هاي خصوصي‌اش در فضاي مجازي شكايت كرد.
شاكي در توضيح ماجرا به قاضي حسين‌پور، بازپرس شعبه پنجم دادسراي جنايي گفت: آقاي قاضي مشكل من از زماني شروع شد كه با پسر جواني آشنا شدم و او به من ابراز علاقه كرد. من دانشجو هستم و همزمان با تحصيل، كار هم مي‌كنم. يك سال قبل با دختري به نام فريبا در محل كارم كه شركت خصوصي است، آشنا شدم. فريبا دختر مهرباني است و خانواده خوبي هم دارد. به همين دليل تصميم گرفتم با او دوست شوم. دوستي ما ادامه داشت به طوري كه به خانه يكديگر رفت و آمد داشتيم. يك روز وقتي به خانه‌‌شان رفتم با پسر عموي فريبا كه شايان نام دارد، آشنا شدم؛ او هم در يكي از واحدهاي همان ساختمان زندگي مي‌كرد. مدتي گذشت و ما با هم تلفني ارتباط داشتيم تا اينكه به من پيشنهاد ازدواج داد. شايان مدعي بود مهندس است و در يك شركت معتبر كار مي‌كند. از آنجايي كه ظاهر خوبي داشت و هميشه لباس‌هاي شيكي مي‌پوشيد فكر كردم آدم حسابي است و به پيشنهادش جواب مثبت دادم. پس از اين چند باري با او به رستوران و پارك رفتم تا بيشتر با هم آشنا شويم. سرانجام او توانست با چرب زباني و دروغ مرا فريب دهد و قرار شد با خانواده‌اش به خواستگاري من بيايد. پس از اين که‌ موضوع خواستگاري را به دوستم فريبا گفتم فهميدم شايان معتاد به شيشه است و به من دروغ گفته كه مهندس است. بعد از آن بود كه تصميم گرفتم ارتباطم را با شايان قطع كنم به همين خاطر تلفني از او خواستم كه با من تماسي نداشته باشد. به شايان گفتم كه قرار است به زودي با يكي از بستگانم ازدواج كنم، اما او گفت كه عاشق من است و بايد حتماً با او ازدواج كنم. پس از آن تهديد‌ها و مزاحمت‌هاي تلفني او آغاز شد به طوري كه حتي من به خانه فريبا هم رفت و آمد نداشتم.
وي ادامه داد: چند روز از اين موضوع گذشته بود و از مزاحمت‌هاي شايان خبري نبود. خيلي خوشحال بودم تا اينكه يك روز وقتي از دانشگاهم در غرب تهران بيرون آمدم تا به خانه‌مان بروم خودروی پرايدي به عنوان مسافركش جلوي من توقف كرد. پس از اينكه مسير را گفتم، در صندلي جلو سوار شدم. هنوز مسافت زيادي را طي نكرده بوديم كه فهميدم راننده شايان است. همان لحظه از او خواستم كه خودرو را متوقف كند و من پياده شوم اما او چاقوي بزرگي را از زير صندلي بيرون آورد و به پهلويم گذاشت. شايان تهديد كرد كه حركتي نكنم و گرنه مرا مي‌كشد و من هم در برابر او مقاومتي نكردم تا اينكه از من خواست تلفن همراه، طلا‌ها و كيفم را به او بدهم و من هم از ترس گردنبند، گوشواره و دستبند طلا به همراه كيف و تلفن همراهم را به او دادم. فكر كردم پس از گرفتن اموالم مرا رها مي‌كند، اما او قصد داشت مرا به خارج از شهر ببرد. از آنجايي كه ورزشكار هستم و چندين سال تكواندو كار كرده‌ام در خودرو را باز كردم و در حالي كه خودرو با سرعت بالا در حركت بود، خودم را به داخل خيابان پرت كردم. پس از اين خودرو‌هاي در حال حركت در خيابان نگه داشتند و به من كمك كردند و شايان هم از ترس فرار كرد.
پس از اين حادثه تصميم گرفتم از شايان شكايت كنم اما او به خانه‌مان تلفن زد و تهديد كرد اگر شكايت كنم، عكس‌هاي خصوصي داخل گوشي‌ام را در فضاي مجازي پخش مي‌كند و من هم از ترس آبرويم از شكايت منصرف شدم.
وي ادامه داد: چند ماهي از اين موضوع گذشت و تهديد‌هاي او براي گرفتن جواب از من ادامه داشت تا اينكه صبح ديروز يكي از بستگانم با من تماس گرفت و گفت عكس‌هاي خصوصي من در شبكه تلگرام پخش شده است. من بلافاصله موضوع را پيگيري كردم و وقتي عكس‌هاي خصوصي‌ام را در فضاي مجازي ديدم، شوكه شدم و فهميدم كه شايان عكس‌هاي داخل رم گوشي‌ام را در فضاي مجازي پخش كرده است. بعد از آن بود كه تصميم به شكايت گرفتم، اما ساعتي بعد شايان با خواهرم تماس گرفت و تهديد كرد اگر شكايت كنم عكس‌هاي بيشتري را پخش خواهد كرد. او به خواهرم گفته بود كه عاشق من است و تنها راه نجات من اين است كه با او ازدواج كنم.
پس از طرح اين شكايت، پرونده به دستور قاضي حسين‌پور براي بررسي بيشتر و شناسايي مرد آدم‌ربا در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار