انتظارات از فوتبال هر روز بيشتر و بيشتر ميشود. كارشناسان، منتقدان، هواداران و مديران با شروع هر مسابقهاي انتظار رسيدن به قله موفقيت را دارند، اما هيچكس به امكانات آماتوري اين رشته پرحاشيه و پرهزينه اشاره نميكند.
فوتبال ايران سالهاست كه هيچ افتخار مهمي كسب نكرده، حتي تيم اميدمان حسرت چهار دهه حضور در المپيك را در دل دارد و تيم بزرگسالان هم تا به امروز اگرچه به جام جهاني رسيده، اما آرزوي صعود به مرحله بعد هميشه در حد يك رؤيا باقي مانده است. يك بار ديگر شاهد آن هستيم كه تيمهاي ملي فوتبال كشورمان روزهاي سختي را در پيش دارند، يكي براي رسيدن به جام جهاني ميجنگد و ديگري رؤياي گرفتن بليت ريو را در سر دارد. با اين حال به نظر نميرسد كه وضعيت سختافزاريمان نسبت به سالهاي قبل تغييري كرده باشد. در صورتي كه با توجه به رد و بدل شدن پولهاي هنگفت بايد تحولي عظيم در امكانات سختافزاريمان رخ ميداد، اما هرگز چنين نشد.
با وجود آنكه آقايان به مديريت خود مينازند و طاقت هيچ انتقادي را هم ندارند، هنوز نتوانستند موضوع پيراهنهاي تيم ملي را حل كنند. شاگردان كرش براي صعود به جام جهاني راه دشواري در پيش دارند، اما نداشتن پيراهن كافي به يكي از دغدغههاي آنها تبديل شده است؛ تيمي كه منتقدان از سرمربياش انتظار شگفتي دارند و به كمتر از صعود به دور دوم جام جهاني رضايت نميدهند از كمبود پيراهن براي بازيكنانش رنج ميبرد. در حالي كه حريفانمان در همين قاره آسيا نهتنها تاكنون چنين مشكلاتي را تجربه نكردهاند، بلكه لباسهايي با كيفيت و از نوع بهترين برندهاي جهان را بر تن ميكنند. متأسفانه اين مشكل تنها به تيم بزرگسالان ختم نميشود و اميدها در وضعيتي به مراتب فاجعهآميزتر به سر ميبرند. بدترين حالت ممكن اين است كه مسئولان تيم ملي به خاطر نبود پيراهن مجبور به تعويض يك بازيكن شوند. با در نظر گرفتن اين وضعيت چگونه ميتوان از صعود به المپيك و پايان دادن به حسرت 40 ساله سخن گفت؟ و چطور ميتوان از كرش انتظار داشت در حضور رقباي تا دندان مسلح، تيم ملي را به مرحله دوم جام جهاني برساند!
متأسفانه كمبودها به همينجا ختم نميشود. فدراسيون فوتبال طي اين سالها نتوانسته محل مناسبي براي تمرين تيم ملي مهيا كند. در حالي كه در ظاهر تيم ملي فوتبال صاحب يك كمپ اختصاصي است، اما در حقيقت اين كمپ فاقد امكانات استاندارد روز دنياست. تا جايي كه حتي سرمربي پرتغالي نيز بارها به اين موضوع اعتراض كرده است، منتها كفاشيان و همكارانش طي اين سالها فرصت نكردهاند سري به كمپ بزنند و به كمبودها رسيدگي كنند. داشتن امكانات اوليه مهمترين گام براي رسيدن به موفقيت است. در فوتبالي كه مدعيانش هر روز قدم تازهاي براي پيشرفت برميدارند نميتوان با تكيه بر زمين خاكي و استعدادهاي ذاتي شگفتيساز شد. اصولاً هر زمان كه حرف از كمبود امكانات به ميان ميآيد، كمبود بودجه و مشكلات اقتصادي بهترين بهانهها براي توجيه اين كاستيهاست، در حالي كه بودجه فوتبال ايران با هيچ رشته ديگري قابل مقايسه نبوده و نيست. علاوه بر اينكه با صعود به جام جهاني فيفا پاداش چند ميليون دلاري به كشورها ميكند و اين پاداش پس از صعود به جام جهاني برزيل نصيب فوتبال كشورمان هم شد، اما باز هم تغييري در امكانات زيرساختي احساس نشد و مربيان كماكان از بيتوجهيها و كاستيها مينالند. ساير رشتهها نهتنها رنگ چنين پاداشهايي را هم نديدهاند، بلكه با همان بودجه اندك خود امكاناتي در خور شأن رشته خود را فراهم كردهاند. اگر واقعاً براي پيشرفت فوتبال تلاش ميكنيم، ضروري است در جهت رسيدن به امكانات مطلوب سختافزاري نيز قدمي برداشته شود تا انتظارات زيادي كه از تيمهاي ملي ميرود، خندهدار به نظر نيايد.