
محمد نواز شريف در روز هفتم ژوئن 2013 سوگند نخستوزيري خورد تا بعد از دو دوره نخستوزيري ناكام، سومين دور جديد خود را شروع كند. او يك بار در اوايل دهه 90 مجبور به استعفا از اين مقام شد چون رئيسجمهور وقت، غلام اسحاق خان، تاب تحمل او را نداشت هر چند ارتش و دادگاه عالي پاكستان از ادامه نخستوزيري او حمايت ميكردند و براي بار دوم، اين ارتش و فرد با نفوذ آن به نام ژنرال پرويز مشرف بود كه در اواخر اين دهه باعث سقوطش از نخستوزيري شد. حالا شريف حدود دو سال و نيم از دوره سوم نخستوزيري خود را پشت سر گذاشته اما نشانههايي از اختلاف دوباره او با ژنرالهاي ارتش بروز پيدا كرده چنان كه روزنامههاي پاكستاني مثل نواي وقت، جنگ يا دنيا خبر از اين اختلاف ميدهند و روزنامه جنگ در مورد سفر ژنرال راحل شريف، فرمانده ارتش پاكستان به امريكا از شگفتزده شدن خبرنگاران پاكستان ميگويد و اشاره به مسائل ديگري جز امنيت و تروريسم دارد كه در اين سفر اهميت دارند و دانستن علل و اسباب آن را ضروري ميداند. هر چند مقامات ارشد پاكستاني سعي دارند در برابر اختلاف نواز شريف با ارتش، به مردم اطمينان بدهند كه كودتايي در كار نيست اما اين نوع نگراني حكايت از تحرك جديد ژنرالهاي پاكستاني و تأثير آن در تحولات سياسي آينده اين كشور دارد.
سفرهاي ژنرال
دو سفر اخير ژنرال راحل شريف اهميت خاصي دارد كه به روشني در موازات سفرهاي نواز شريف انجام شدهاند. سفر نخست مربوط ميشود به رفتن ژنرال به عربستان سعودي در روز سهشنبه سوم نوامبر كه چندان مورد قبول نخستوزير پاكستان نبود چنان كه نواز شريف در واكنش به اين سفر گفت كه كشورش با خاندان پادشاهي عربستان سعودي روابط تنگاتنگي دارد و فرمانده ارتش بايد تمام توجه خود را معطوف به سفر به ديگر كشورها كند. راحل شريف با وجود اين نوع نگاه منتقدانه نخستوزير به رياض رفت تا در برابر سياست دولت مبني بر عدم همراهي با تجاوز نظامي سعوديها به يمن، در قامت يك سياستمدار و نه نظامي عمل كرده و روابط سرد كشورش با سعوديها را كاهش دهد. اين حركت ژنرال از جنبه ديگر به معني كسب حمايت از سوي خاندان آل سعود در رقابتهاي داخل پاكستان است كه نميتواند از ديد نواز شريف مخفي بماند. سفر دوم مربوط ميشود به رفتن ژنرال به امريكا كه اين يكي از دو جهت قابل بررسي است. نخست از جهت مقايسه اين سفر با سفر نواز شريف به امريكا در كمتر از يك ماه قبل است كه تحت تأثير حواشي مربوط به حمله جنگندههاي امريكايي به بيمارستان قندوز انجام شد. امريكا براي توجيه اين حمله مدعي شده بود كه عوامل اطلاعاتي پاكستان از اين بيمارستان براي انجام هماهنگيهاي خود با طالبان استفاده ميكردند و اين ادعا به طور مستقيم اتهام سقوط قندوز به دست طالبان را متوجه پاكستان ميكرد. نواز شريف در آن سفر سعي در برطرف كردن اين ادعاها و بهبود روابط با طرف امريكايي داشت اما نتوانست دستاورد قابل توجهي از اين سفر داشته باشد و به همين جهت بود كه روزنامه پاكستاني داون نيوز مذاكرات دو طرف را در يك جمله خلاصه كرد:«دو كشور براي توافق نكردن با يكديگر به توافق رسيدند.»
پيش گرفتن ژنرال
حالا راحل شريف به امريكا رفته و به نظر ميرسد كه اين سفر او هم مثل سفرش به عربستان توانسته نسبت به سفرهاي نخست وزير گامي به جلو بردارد. او در نخستين گام با جان برنان، رئيس سازمان سيا ديدار كرد و توانست رضايت او را در اين ديدار كسب كند به نحوي كه برنان از دستاوردهاي ارتش در عمليات ضرب عضب و تأثير آن بر امنيت منطقه قدرداني كرد. ديدارهاي بعدي او با ديگر مقامهاي ارشد امريكايي مثل معاون رئيسجمهور، وزير دفاع و فرمانده ارتش نشان داد كه ژنرال اين بار هم بيشتر از نقش نظامي خود، همانند يك سياستمدار عمل كرد كه دامنه مذاكراتش را از طرفهاي نظامي به سوي مقامهاي سياسي هدايت كند. اين نحو عمل ژنرال به خصوص از اين جهت اهميت پيدا كرد كه اين روزها خبر اختلافات او با نخستوزير بيشتر از گذشته بر سر زبانها افتاده و اين موضوع نه تنها در حد رسانهاي و مجادله بين دولت و ارتش، حتي به درون پارلمان پاكستان نيز رسيده است. كنفرانس فرماندهان ارتش در دهم نوامبر در شهر راولپندي برگزار شد و نارضايتي آنها از اهمال دولت در عمل به طرح اقدام ملي مطرح شد. پرويز رشيد سخنگوي دولت، اين اظهار نارضايتي را تحمل نكرد و با صدور بيانيهاي از يكسو تعهد دولت به اجراي طرح اقدام ملي را يادآوري كرد و از سوي ديگر بر وظيفه تمام ادارات و ارگانها در مبارزه با فساد تأكيد كرد. او حتي به صورت مشخص گفت كه همه نهادهاي كشوري «در حيطه اختيارات خود» عمل كنند. اين لحن سخنگو به روشني پيام نخستوزير به فرماندهان ارتش بود تا با پيش كشيدن مسائلي مثل مبارزه با فساد و پولشويي دولت را تحت فشار قرار ندهند اما ارتش نشان داده كه به وقت عمل، چندان توجهي به اين نوع لحن خط و نشان كشيدنها نميكند. پيگرد رهبران جنبش ملي وفاق از سوي ارتش يك نمونه از اين نوع عمل بود كه نشان داد ارتش ميتواند تحت پوشش مبارزه با فساد مثل گذشته احزاب سياسي و رهبران آن را مورد هدف قرار بدهد. در اين بين حزب مردم به عنوان حزب اپوزيسيون جانب ارتش را گرفته و با انتقاد از نواز شريف مبني بر عدم اصلاح كابينه بر نارضايتي ارتش از عملكرد دولت انگشت گذاشته و به گفته خورشيد شاه، عضو ارشد حزب مردم در پارلمان، اظهارات ارتش اشاره بزرگي براي دولت است و نواز شريف بايد اصلاحاتي را در دولت به وجود بياورد. شفقت محمود، نماينده حزب تحريك انصاف در پارلمان، پا را از اين هم فراتر گذاشته و از عدم صلاحيت دولت نواز شريف ميگويد، چراكه به عقيده وي، دولت او اقدام مفيدي در جهت عمل به طرح 20 مادهاي ملي انجام نداده است. موضعگيري تند اين دست نمايندگان پارلمان حاكي از جبههبندي داخل پارلمان در برابر نواز شريف و با اتكاي به حمايت ارتش است.
گام بعدي ژنرال
جداي از اين موارد بايد به وجهه داخلي ژنرال توجه داشت كه بعد از قتل عام مدرسه پيشاور در مارس سال گذشته ميلادي محبوبيت قابل توجهي به دست آورده است. ژنرال يك ماه بعد در زمان افتتاح مدرسه خود به استقبال دانشآموزان و خانوادههاي آنها رفت تا وعده مبارزه جدي با تروريستها را به آنها بدهد. او در اين مدت مبارزهاش را دنبال كرده و توانسته هم ضربات جدياي به گروههاي تروريستي در مناطق قبيلهاي مستقر در شمال غرب وارد كند و هم اينكه ناآراميها در كراچي را تا حدود زيادي كاهش بدهد و تروريستها را از بزرگترين شهر پاكستان پاكسازي كند. شايد زماني كه نواز شريف اين ژنرال را براي فرماندهي ارتش انتخاب ميكرد، پيشبيني چنين موقعيتي را براي او نزد افكار عمومي داخل نميكرد و انتظار نداشت كه او بيشتر از موقعيت نظامي و در كسوت سياسي به خارج از كشور سفر كند. در واقع، او در ميان چهار گزينه از فرماندهان ارتش او را انتخاب كرد چون مشهور به ميانهروي است و انتظار داشت كه همانند فرمانده قبل، ژنرال اشفق پرويز كياني، بر مدار همين ويژگي ميانهروي عمل كند و مثل كياني اجازه بدهد تا دولت مدت قانوني خود را به طور كامل سپري كند، چيزي كه در طول عمر سياسي پاكستان تنها يك بار اتفاق افتاده است. شايد ارزيابي نواز شريف از ميانهروي راحل شريف و خودداري از مداخلهاش در امور سياسي درست باشد اما شواهد نشان ميدهد كه ژنرال چندان از كارنامه دولت در زمينه مبارزه با فساد راضي نيست گذشته از اينكه دولت را همراه خوبي در مبارزه با تروريسم نميداند. محبوبيت و اين نارضايتي ميتواند ژنرال را متقاعد به مداخله مستقيم در امور سياسي كند كه البته مداخله نظاميان در امور سياسي در تاريخ پاكستان امري رايج است. با وجود اين، راحل شريف گزينهاي مثل حمايت از اپوزيسيون دولت را نيز در دست دارد كه ميتواند از اين اهرم براي فشار بر نواز شريف استفاده كند چنان كه مشاجرات جناح اپوزيسيون در پارلمان دلالت بر چنين چيزي دارد. در هر صورت، اختلافات بين نواز شريف و ژنرال راحل شريف باعث شده تا دولت شريف در نيمه عمر خود دچار مشكلات جدي بشود و اگر اختلافات بيش از اين عميق شود، نميتوان انتظار رسيدن اين دولت به پايان راه را داشت.