اولاد آدم از خود بارها پرسيده است كه چگونه برخي كشورها كه شبيه ما بودند، مسير را ميانبر زده و توسعه يافتهاند؟ آنها كه از اول اينطوري نبودهاند! اصلاً چه كسي به آنها تقلب رسانده است؟ چالههايشان را چطوري چاه نكردهاند؟ اصلاً آنها آدمند يا فرشته يا ديو و دد؟ روي زمين زندگي ميكنند يا بهشت يا جهنم يا برزخ؟ و هزاران سؤال لاينحل ديگر كه از حوصله اين ستون خارج است.... اولاد آدم اما ديروز فهميد كه در اين مسير تنها نيست و يك همرزم شب زندهدار و بيدار دل دارد. بله! علي ربيعي هم همين سؤال را از خود پرسيده است! بعد هم خودش جواب داده است. چه خوب است كه هر آدمي جواب هر پرسشي كه در ذهنش متبادر ميشود را بالفور و بدون فكر كردن بدهد. اينجوري مسير رشد و پيشرفت آنقدر هموار ميشود كه ديگر حتي اولاد آدم هم سؤالي در ذهنش باقي نخواهد ماند كه بيپاسخ مانده باشد!
ربيعي پرسيده است كه «چگونه برخي كشورها كه شبيه ما بودند، مسير را ميانبر زده و توسعه يافتند؟» بعدش خودش گفته:«مسير خطي طي شده را حتمي نبينيم، به ويژه اينكه ديدگاه برخي اقتصاددانان راه بانك جهاني است.» (البته اولاد آدم از اين جواب خيلي چيزي دستگيرش نشده! شايد منظورش از نديدن خطي، لايي كشيدن مانند بابك زنجاني بوده! و احتمالاً ميخواهند بابك را آزاد كنند تا مانند كاري كه با بانكهاي خودمان كرده، برود و با بانك جهاني بكند! تا بفهمند يك ايراني غير خطي چگونه ميتواند همه چيز را خط خطي كند). ربيعي با بيان اينكه تمركز منابع انساني روي برخي كشورها از جمله برزيل، هند، مكزيك، سنگاپور و مالزي انجام شده است، گفته:«اين مطالعات نشان ميدهد تغييرات بنيادي به خصوص در برخي كشورها مانند كره وجود داشته است و اين برنامهها روي منابع انساني متمركز بوده است.»
اولاد آدم فهميد كه منظور ربيعي اين است كه حالا كه آن كشورها روي منابع انساني متمركز شدهاند ما برويم باز هم روي منابع فسيلي و حيواني متمركز شويم. نفت را عشق است. گاز را. اصلاً گاز بده، گاز مفت بده.... البته اين فهم اولاد آدم به يك دقيقه هم نكشيد، چراكه وزير تعاون، كار و تعاون اجتماعي سريعاً شستش از ترفند اولاد آدم خبردار شده و به نخبهگزيني و نخبهپروري اشاره و يادآوري كرده:«بدون ترديد اگر ميخواهيم وضع را تغيير دهيم در اين دنياي پرتلاطم جهاني كه لحظه به لحظه متغيرهاي جديد ايجاد ميشود و سرعت آن زياد است، قطعاً نيازمند برنامهريزي افراد و منابع انساني قوي هستيم.»
اولاد آدم مانده است كه اين برنامهريزي چند سال و چند دهه طول ميكشد؟ ما هر وقت اين ربيعي را ديديم در حال برنامهريزي بود. اصولاً شايد ما فقط بايد برنامهريزي كنيم و دنبال عملياتي شدن برنامهها نباشيم. هر ايراني يك برنامهريز! اصلاً هر ايراني يك غير جراح! (عجله نكنيد كه چرا اين را گفتم!) اصلاً هر ايراني يك ربيعي! بالاخره بايد وزير بودن خوب باشد. مخصوصاً در اين دوره خوب شانسي است. نگوييد كه به شانس اعتقاد نداريد. براي ربيعي بودن بايد به شانس هم تكيه داشت. خود ربيعي در فراز سخنش (قبل از فرود سخنش) گفته: «چون در دولت هستم، نميخواهم اين را بگويم، اما روحاني به عنوان رئيسجمهوري را شانسي براي ايران ميدانم و فرصتي تاريخي براي جامعه ماست. نميخواهيم يكباره جراحي كنيم كه زود جواب بدهد، اما جهتگيريها را درست ميكنيم. در برنامه ششم منابع انساني مورد توجه قرار گرفته و سند توسعه منابع انساني هفته گذشته در دولت بررسي شده.»
حالا فهميديد كه چرا اولاد آدم ديگر سعي نميكند كه سؤالي در ذهن خود بپروراند. خيلي شانسي تمام سؤالات اولاد آدم پاسخ داده شده و سندش هم زده شده است. همين فردا پس فردا سندش را هم رو ميكنند. آن وقت شما بگوييد به شانس اعتقاد نداريد! فكرش را بكنيد كه ربيعي و همراهان ميخواستند به جاي برنامهريزي جراحي بكنند! چه ميشد؟ فكرش را بكنيد كه ميخواستند به جاي برنامهريزي، كارآفريني كنند؟ به جاي برنامهريزي، بروند دنبال اقتصاد مقاومتي! به جاي برنامهريزي، بروند و برنامهريزي كنند! لابد ميگوييد كه چه ميگويي اولاد آدم؟ حالت خوش نيست انگار؟ شدهاي خروس بيمحل!
اولاد آدم به شما بگويد كه از خوشي حال و خوش شانسي است كه كبكش خروس ميخواند. يعني يك روز كبكم خروس ميخواند، يك روز قنبرك ميزند... شايد مثلاً 7 هزار ساعت ديگر. يا مثلاً 6 هزار و 999 ساعت ديگر. فعلاً كه روي دور شانسيم. يا بخت يا اقبال!
فقط نميدانم كه چرا اينبار ربيعي نگفته چند ساعت و چند دقيقه و چند ثانيه ديگر به پايان وقت استفاده ما از شانسمان باقي مانده است؟ آه! بالاخره يك سؤال جديد پيدا كردم. عاقبت جوينده يابنده است!