
هنگامي كه مقام معظم رهبري برجام را «ضعيف و پرابهام» توصيف كردند، نقطه تأييدي بر انتقادهايي بود كه در ساختار توافق صورت گرفته و تعهدات گوناگون هستهاي ايران در قبال تكيه بر محورهاي سستي است كه امكان مانور و بازي را به طرف مقابل ميدهد و به دليل فقدان شفافيت در ماهيت رفتار آنها، ارزيابي از ارزش بده بستان و توازن در توافق را غير ممكن ميكند. پذيرش تعهدات فرا پروتكلي و بازرسيهاي ويژه و ارائه اطلاعات فردي و ساختاري در ازاي اين بوده كه آژانس بينالمللي هستهاي، پرونده PMD را پايان يافته اعلام نمايد و سپس مراحل بعدي در برجام به مرحله اجرا برسد. اكنون و در فاصله اندكي از موعد ارائه گزارش كتبي دبير كل آژانس به شوراي حكام زمزمه بهانههاي جديد در اين پرونده بهگوش ميرسد. اين همان مسئلهاي است كه امريكاييها معمولاً هم در مسير توافق و هم در اجراي توافق به عنوان صفت رندانه و زيادهخواهانه از خود نشان ميدهند.
دليل اين است كه امريكا براي ارائه فشار و شانتاژ و باجخواهي جديد نيازمند حفظ اهرمهاي گذشته است. ماهيت عملي باز نگه داشتن بخشي از پرونده PMD آن است كه به سادگي در بخشهاي فني و تحقيق و توسعه وقتي تأسيسات هستهاي و غيرهستهاي و امكان گره زدن فعاليتهاي هستهاي به توانمنديهاي موشكي، ظرفيتسازي كنند. اگر به رئيسجمهور محترم يا تيم مذاكرهكننده اين انتقاد را با اصرار مطرح ميكرديم، ناظر به شناخت دقيق از امريكا و عدم اعتماد به دشمن و ترفندهاي مذاكراتي آن بود ولي از سوي اين عزيزان و بزرگان با بيمهري،تخطئه و اتهام روبهرو شد. اين بهانه با اقدامات و تلاشهاي برخي ايالتهاي امريكا براي تهي سازي ظرفيتهاي احتمالي در تعامل اقتصادي كشورها و شركتها با ايران، نشان از عزم جدي امريكاست تا راهبرد اصلي اين كشور كه به قول گراهام ليندسي، با هدف براندازي دست به مذاكره هستهاي با ايران زدهاند، امكان پيگيري بدهند، يعني مذاكره و توافق براي پايان دادن به پرونده بحران مصنوعي عليه ايران نيست، چرا كه اساس آن، بهانه و پوشش و ابزاري براي اجراي سياست فشار و فرسايش در مسير و راهبرد براندازي نظام سياسي ايران بوده است.
خوشبيني ويژهاي كه همواره در موضع برخي مسئولان نسبت به امريكا و توافق هستهاي ابراز ميشود، پاسخ زيركانهاي به موضع بياعتمادي امريكا نسبت به ايران نيست و موجب ميشود كه در مسير مذاكره و هم در سير اجراي توافق، رفتار سادهلوحانهاي از سوي اين دوستان بروز كند. اين يكي از دهها نكته و اشكالي است كه در توافق هستهاي وجود دارد و بايد براي دبههاي امريكايي آماده باشيم كه در مجموع اهميت محورهاي 9گانه مجلس و كميسيون بررسي برجام و محورهاي دهگانه شوراي عالي امنيت ملي و به ويژه الزامات 9گانه رهبري در چگونگي اجراي توافق هستهاي، بيش از هر زماني خودنمايي ميكند. مسئوليت كميتههاي نظارتي در مجلس و در شوراي امنيت ملي، يك مسئوليت تاريخي و تعيين كننده است كه مسامحه و سادهلوحي در آن مساوي با زيان راهبردي است.