آشناييتان با ابوالفضل اسدزاده از چه زماني آغاز شد؟
شهيد اسدزاده متولد آذر ماه 1333شهرستان جهرم بود. او در ميان خانوادهاي مذهبي رشد پيدا كرده بود. من در سال 1352 به همراه ايشان وارد خدمت نيروي هوايي شدم. ابتدا من تخصص فني داشتم و شهيد اسدزاده تخصص رادار. بعد از دو، سه سال مجدداً براي تخصص خلباني داوطلب شديم و آزمايشات مربوطه را گذرانديم و بعد در دوره خلباني با هم همدوره و همكلاس شديم. ما در پايگاه هوايي تگزاس هماتاق بوديم و ايشان سرپرست كلاس ما بودند.
چه زماني به كشور بازگشتيد ؟
من و شهيد بعد از اتمام دوره خلباني جت به ايران بازگشتيم. آن زمان انقلاب به پيروزي رسيده بود. بسياري از دانشجويان عزمشان را براي رفتن به امريكا جزم كرده بودند، اما تمام سعي و تلاش شهيد اسدزاده اين بود كه هيچ كدام از متخصصين از كشور خارج نشوند. مسئولان نيروي هوايي هم تصميم گرفتند تا دانشكده خلباني را در ايران راهاندازي نمايند. من و تعدادي از بچهها به همراه شهيد اسدزاده به عنوان معلم خلبان در دانشكده خلباني مشغول به كار شديم. كمي بعد جنگ تحميلي عليه ايران آغاز شد.
با شروع جنگ خود را به خيل حماسهسازان نيروي هوايي رسانديد.
وقتي جنگ آغاز شد، نياز بر اين بود كه خلبانان به پايگاههاي مختلف نيروي هوايي اعزام شوند و در جنگ شركت كنند. از اين رو من و شهيد ابوالفضل اسدزاده به پايگاه شكاري دزفول اعزام شديم. ما در مأموريتهاي رزمي و گشت هوايي بمباران خطوط مقدم جبهه و پروازهاي شناسايي شركت داشتيم. بهخصوص شهيد اسدزاده در گردان پرواز خدمت ميكرد و در كنار وظيفه اصلي خود هماره با بچههاي عقيدتي - سياسي گردان به امور فرهنگي ميپرداخت. اسدزاده رابط بين كادر پرواز و خلبانان با بچههاي ستاد عقيدتي - سياسي بود.
گويا شهيد اسدزاده در همان دوران طاغوت مقلد امام بود؟
اسدزاده بسيار انسان شريف، والا و باشخصيتي بود كه به بچههاي كلاس كه از نظر درس و پرواز ضعيف بودند، كمك ميكرد و براي آنها كلاسهاي تقويتي و كلاسهاي فوق برنامه ميگذاشت. دوست داشت آنها به سطحي كه اساتيد انتظار دارند برسند. يكي از مهمترين شاخصههاي اسدزاده اعتقاد ايشان به دين و مذهب بود. قبل از انقلاب زماني كه ميخواستيم به امريكا برويم. رساله امام خميني(ره ) را همراه خود برداشته بود. آن زمان داشتن رساله امام براي نظاميها جرم محسوب ميشد و كسي به خود اجازه نميداد تا آن را حمل كند. اما شهيد اسدزاده رساله امام را در چمدان خودش حمل كرد و به امريكا آورد. اعتقادات مذهبي بسيار قوي او همواره راهگشا بود. از شاخصههاي ديگر شهيد ميتوان به مردمداري و سعه صدرش با ديگران اشاره نمود. خيلي مايل بود آنچه ميداند به ديگران كه نميدانند يا كمتر ميدانند منتقل كند و آنها را هم آگاه كند. خوب به ياد دارم شاگردان شيفته مرام و مسلك او شده بودند. به قدري خوب و خوشاخلاق بود كه روز قبل شاگردها به برنامهنويس گردان پرواز سفارش ميكردند كه «حتماً كلاس ما را فردا با خلبان اسدزاده بگذار.»
از شهادت همرزمتان خلبان اسدزاده بگوييد.
شهيد ابوالفضل اسدزاده پس از پروازهاي مكرر در خاك دشمن و نشان دادن مهارت و شجاعت خود در نهايت در 4 بهمن ماه 1364 در روند عمليات والفجر8 پس از بازگشت از مأموريت مورد اصابت پدافند هوايي دشمن قرار ميگيرد و به هواپيما صدمه شديد وارد ميشود، ليدر اسدزاده مكرراً از او ميخواهد هواپيما را ترك نمايد اما او عقيده داشت به هر قيمت كه شده بايد هواپيما را نجات دهد كه به رغم تلاش زياد فرصت پيدا نميكند و در خاك ايران اسلامي در جزيره مينو منطقه فاو هواپيمايش با زمين برخورد ميكند و بنا به گفته افسر رادار با نداي يا امام زمان(عج) به آرزوي خود كه فوز عظيم شهادت است نائل شد و در گلزار شهداي فردوس جهرم به خاك سپرده شد و سالها بعد تنديس امير سرلشكر خلبان شهيد ابوالفضل اسدزاده در جهرم رونمايي شد.