«شاهزاده روم» كه توليد و اكران شد نشان از اتفاق خوبي در عرصه فرهنگ و هنر و سينماي ايران داد؛ از يك منظر بيانگر آن بود كه انيميشن ايراني به بلوغ خود رسيده است به حدي كه توانسته ظرفيت بالاي جهاني داشته باشد و از منظر ديگر آنكه اين فيلم ارزشي به موضوع مهم و قابل تأملي يعني زندگي مادر امام زمان(عج) پرداخته است؛ كاري كه خلأ آن در فعاليتهاي فرهنگي و هنري و سينمايي ما طي سالهاي اخير به شدت احساس ميشد. اين اثر ستودني از چند وجه قابل اهميت است. اول موضوع خاص فيلم است كه ارتباطي بين شرق و غرب مخصوصاً در زمينه آخرالزماني، موعود و منجي بشريت را هدف قرار داده و متمركز شده است كه مادر امام زمان(عج) يا بهتر بگوييم مادر منجي بشريت نواده يكي ازحواريون حضرت مسيح و از شاهزادگان امپراتوري روم است. اين خود به جهاني بودن حركت عظيم «شاهزاده روم» بيشتر بها ميدهد؛ چه آنكه اين موضوع ميتواند در مباحث تبليغي و مبارزه با اسلامستيزان و همچنين گفتوگوي اديان مؤثر واقع شود.
اما انيميشن «شاهزاده روم» جداي از موضوعات مطرح شده فوق تأثير مهم ديگري هم داشته است و آن توليد خوراك فرهنگي براي كودكان و نوجوانان كشورمان است. طيف سني كه شايد مظلومترين گروه در عرصه سينما باشند و البته با نگاهي جهاني تمام كودكان تشيع اسلام و خانوادههاي ديندار جهاني را پوشش ميدهد؛ انيميشني پاك و سالم كه داراي معنا و محتواي معنوي است و براي رشد فرهنگي كودكان بسيار مؤثر است، زيرا عموماً توليدات انيميشني محتواي سالمي ندارند در حاليكه «شاهزاده روم» را ميتوانند به راحتي ببينند و يكي از عواملي كه باعث اقبال بسياري از دلسوزان فرهنگ به اين كارتون ايراني شد همين مسئله بود. در صورتي كه هر سال در كشور جشنواره كودك برپا ميشود جشنوارهاي كه كمتر محتواي كودكانه دارد، ولي وقتي صفهاي بلند خندان و شاد كودكاني كه به سينما ميروند تا «شاهزاده روم» را ببينند نفس راحتي ميكشيم كه بالاخره براي بچهها هم فيلمي مربوط به خودشان ساخته شده است. به ياد ميآورم در دوران مدرسه قرار بود ما را به سينما ببرند با ذوق و شوق وقتي وارد سالن شديم؛ فيلمي كه اصلاً مربوط به سنين ما نبود نشان دادند فيلم خشن و اكشني كه فقط كشتار و خونريزي داشت و انسان به جاي شادي بيشتر وحشت ميكرد تا مدتها از رفتن به سينما ابا داشتم و با ديدن هر زخمي ميترسيدم.
اما اين همه ماجرا نيست سينماي ايران به غير از فيلمهاي به قول خود فيلمسازان اجتماعي كه روابط دختر و پسر را نشان ميدهد يا خيانت زن و شوهر يا طنزهاي مبتذل كه از اشارات جنسي در آن كم گفته نميشود چيز خاصي براي مخاطب كودك و نوجوان نداشته است يك سري كارهاي گذرا بوده و بس. بيترديد «شاهزاده روم» به مدد توانمندي و عرق ديني سازندگانش ميتواند جلودار سينماي كودك و نوجوان در كشور حتي جهان باشد. البته اين مسئله به حمايت و ياري مجدانه مسئولان امر نیاز دارد. در«شاهزاده روم» همچنين بازي رايانهاي «پروانهها» نشان داديم كه كليد واژه طلايي «ميتوانيم» را به خوبي ميتوان صرف و عملياتي كرد بدون اينكه دچارشعار زدگي كاذب بشويم، ولي اگرحمايتهاي عملي از سوي مديران و مجموعههايي كه متصدي امر هستند، حتي مردم و فعالان فرهنگي دراين زمينه صورت بگيرد، به طور قطع اين مهم به اولين و آخرين اثر شاخص تبديل نخواهد شد. بازي پاك و سالم «پروانهها» كه نهتنها در ايران بلكه در مسابقات بازيهاي رايانهاي فرانسه توانست خود را نشان بدهد از سوي مسئولان داخلي با حمايت چنداني مواجه نشد، لذا بيم آن ميرود كه انيميشن پرمحتوا و زيباي «شاهزادهروم» هم با اين نوع بيمهري مواجه شود و از تأثيرات مهم بينالمللي كه ظرفيت آن را دارد، باز بماند.