دنياي تبليغات، دنياي بزرگ و عجيبي است، بزرگ از اين جهت كه جاي جاي اين كره خاكي را در بر ميگيرد و شامل همه ميشود و عجيب از اين حيث كه تبليغات آدمهايي را جذب خود ميكند كه شايد در باورمان نگنجد. بازار تبليغات اينقدر متنوع است كه ميتوان هرچيزي را در آن يافت اما اين بازار متنوع، عجيب و بزرگ البته بيشتر جنبه مصرفي دارد و گردانندگان اين بازار جهاني به چيزي جز منافع خود نميانديشند. سالها قبل شعاري معروف براي تبليغات عنوان ميشد كه ميگفتند صاحبان كارتلهاي بزرگ اقتصادي، توليدي، لوازم لوكس و... چنان براي اجناسشان تبليغ ميكنند كه ساكنان قطب شمال و جنوب را وادار به خريد يخچال فريزر و اهالي مناطق استوايي و حاره را مجبور به استفاده از بخاري ميكنند، اما اينكه جاي ورزش و ورزشكار در اين بازار مكاره كجاست و اصلاً چرا بايد ورزش و ورزشكار پاي در اين بازار بگذارند سؤالي است كه بايد به دقت مورد بررسي قرار گيرد.
ورزشكاران در سراسر دنيا به عنوان افرادي كه با آمادگي جسماني، روح و روان خود را نيز آماده كردهاند شناخته ميشوند. جامعه جهاني به يك ورزشكار با ديد يك انسان آرمانگرا، دلسوز و طرفدار مردم نگاه ميكند. مسئلهاي كه بارها و بارها ثابت شده و بزرگان ورزش دنيا در رشتههاي گوناگون با انجام امور خيريه و كارهاي انساندوستانه و حتي برخي اظهارنظرهاي خلاف سياستهاي مستكبران، مردمي بودن خود را ثابت كردهاند. ورزش و ورزشكار اما در ايران علاوه بر اين موضوع از جنبه ديگري هم متمايز هستند، اينكه ورزشكاران ايران در ابتداي راه ورزش ميآموزند كه اول بايد پهلوان بود و بعد قهرمان همين وجه تمايز است. بنابراين نگاه عموم مردم به يك پهلوان با نگاهي كه به يك مانكن تبليغاتي دارند به طور حتم متفاوت است و همين مسئله است كه حضور ورزشكاران به خصوص ورزشكاران ايراني را در بازار تبليغات تحتالشعاع خود قرار ميدهد. بدون ترديد حضور چهرههاي سرشناس ورزش در اروپا و امريكا در اين بازار اينقدر حساسيت ايجاد نميكند، به هر حال زندگي در خارج از ايران آداب و رسوم خاص خودش را دارد و آنها در كنار امور عامالمنفعهاي كه انجام ميدهند فرهنگ خاص خودشان را هم دارند اما يك ورزشكار ايراني كه عنوان پهلواني و مردمداري را هم يدك ميكشد طبيعتاً نميتواند برخي رفتارهاي همتايان خارجنشين خود را داشته باشد.
عامه مردم با ديدن پهلوان و قهرمانشان در حال تبليغ يك كالا حتماً و بدون شك به خريد آن ترغيب ميشوند و اين برگ برندهاي است در دستان شركتها و كارتلهاي بزرگ اقتصادي كه با استفاده از وجهه نيك ورزشكاران در سطح جامعه محصولات خود را به فروش برسانند. اينكه اين محصولات كيفيت دارد يا ندارد مقوله جدايي است كه حتماً سر و صداي خاص خودش را دارد و ما از آن صرفنظر ميكنيم اما نكته اينجاست كه يك قهرمان ملي وقتي در بيلبورد دو تابلوي تبليغاتي يك شركت قرار ميگيرد، حيثيت و آبروي پهلواني و زحمات قهرمانياش را به حراج ميگذارد. پس حداقل براي اينكه اين دو گرانبها را ارزان نفروشد بايد ببيند و بفهمد كه كجا، چگونه و اصلاً چه محصولي را براي مردم تبليغ ميكند. ديدن يك قهرمان يا حتي پهلوان در حال تبليغ لوازم بهداشتي به طور حتم چيزي نيست كه مورد پسند مردم باشد يا حتي تماشاي قهرمان ملي يك كشور در حال تبليغ محصولات خارجي و ترغيب مردم به سرمايهگذاري در كشوري ديگر حتماً زياد جالب توجه نيست. اينها نكات ظريفي است كه ورزشكاران بزرگ ايران كه حتماً مورد توجه شركتهاي بزرگ توليدي براي استفاده از چهره و صدايشان در تبليغات هستند بايد مراقب آن باشند، اينكه تنها فقط پولي رد و بدل شود و جنسي تبليغ اصلاً بهانه خوبي براي اينكه يك ورزشكار بزرگ زير بار هر تبليغي برود نيست.
بازار تبليغات، بازار پر زرق و برقي است كه متأسفانه خيليها آلوده آن ميشوند و خيليها هم به بهانههاي واهي دنياي متجدد، عصر ارتباطات و... از آن حمايت ميكنند ولي بر كسي پوشيده نيست كه درصد بسيار ناچيزي از اين بازار جهاني سالم و بيشترين حجم تبليغات عظيم جهاني همراه با دروغپردازي و بزرگنماييهاي بيهوده براي فريب مشتريان از همه جا بيخبر است و متأسفانه جامعه ورزش نيز خواسته يا ناخواسته درگير اين بازار شده پس چه بهتر كه حداقل اين فرهنگ در بين بزرگان ورزش كشور جا بيفتد كه اينقدر براي تصوير و صداي خود و براي مردمي كه هميشه دم از آنها زدهاند احترام قائل باشند كه زير بار هر تبليغي نروند و به آبرو و حيثيت خود و جيب و دارايي مردم با انواع و اقسام ترفندهاي تبليغاتي شركتهاي ريز و درشت چوب حراج نزنند.