کد خبر: 752038
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۵
هادی محمدی
استعمار قديم و جديد و نظام استكبار در دوره‌هاي نوين، همه ابزارها و روش‌هاي نرم و سخت را به نحوي به كار مي‌گيرند تا سلطه غارتگرانه بر ديگر دول باقيمانده و جايگاه جهاني خود را حفظ كنند.
اگرچه روش‌هاي استعماري گذشته يا ناكارآمد شده يا هزينه‌هاي زيادي به استكبار جهاني تحميل مي‌كند ولي توسعه تكنولوژي ارتباطات و رسانه و توانمندي‌هاي آن براي مديريت افكار عمومي و باورهاي  آنها در كنار ابزار و روش‌هاي ديگر از برجستگي و كاركرد ويژه‌اي برخوردارند.  جنگ نرم، ‌امروز آنچنان وارد باورها و ذهنيت جوامع بشري مي‌شود كه هيچ تكنيك ديگري قابليت رقابت با آن را ندارد. اگر در گذشته حريف و رقيب از ميان برداشته مي‌شدند و يا مزدوران و دست‌نشاندگان، ويترين قدرت‌هاي پشت پرده و استعماري بودند، امروز با جنگ نرم، اعتقادات و باورهاي مردم جابه‌جا مي‌شود تا انرژي جوامع بشري در مسير مطلوب قدرت‌هاي سلطه‌گر، به مصرف برسند و اگر نمي‌توانند ماهيت ضدبشري خود و همپيمانان خود را كنار بگذارند، به اين پديده مي‌پردازند كه جاي دوست و دشمن را تغيير دهند تا ضديت وتعارض با دشمن، به رويكردي عليه دوست مبدل شود. در 70 سال گذشته، رژيم صهيونيستي را با ترفندها و حمايت‌ها، نتوانستند به پديده طبيعي در منطقه تبديل كنند و مردم منطقه، به رغم تمامي تضادهاي مصنوعي و غيرعادي، ماهيت ضد‌بشري و جنايتكار و اشغالگرانه رژيم صهيونيستي را از ياد نمي‌برند و افكار عمومي ملل اسلامي پذيرفته‌اند كه مقاومت، تنها راهبرد پيروزمند و الگوساز در مقابل تجاوزگري صهيونيست‌هاست. نظام سلطه و صهيونيسم جهاني اين بار از طريق تحولات جديد منطقه‌اي و توليد وتعريف تضادهاي مصنوعي و عداوت‌هاي ساختگي و فريبكاري و دستكاري در نگاه و ارزيابي جوامع منطقه‌اي، چنين القا مي‌كنند كه دشمن اصلي و فوري آنها رژيم صهيونيستي نيست بلكه مقاومت و ايران، به عنوان يك نگاه طايفه‌اي و اشغالگرانه به دنبال سلطه بر منطقه است، لذا دشمن اصلي در مكاني به‌جز اسرائيل قرار دارد و بايد بدان پرداخت.
اين متدو روش دستكاري در مفاهيم و ارزيابي و باورها در يك پروژه بزرگ و منطقه‌اي وحتي جهاني به اجرا در‌مي‌آيد ولي به نظر مي‌رسد محور اصلي اين پروژه فريبكارانه بر ايران متمركز است.
دولت‌هاي مستقل، ديكتاتور و فاسد معرفي و دولت‌هاي ديكتاتور و مرتجع، نجات‌بخش و حامي و دوست تصوير مي‌شوند. مقاومت را پديده‌اي تروريستي و تروريسم تكفيري و القاعده‌اي، دولتي و غيردولتي آن را انقلابي، نيروي شورشي، معارض و مخالف لقب مي‌دهند.
در درون ايران، نظام فاسد و ديكتاتوري و ضددين پهلوي، قابل احترام و نظام اسلامي و انقلاب اسلامي را در نقطه مقابل آن و غيرقابل قبول جا مي‌اندازند. استكبارستيزي جاي خود را به ديپلماسي و مذاكره وابستگي‌ساز مي‌دهد، دفاع از امنيت و منافع ملي را هزينه و غارت شدن را عين منافع ملي مي‌نمايانند. «امام انقلابي و اسلامي» را «امام ليبرال» و «امام ضد‌استكبار» را «امام همزيستي كننده با ظالم ترسيم مي‌كنند و داستان مي‌سرايند و خيره‌سرانه بر يك فريبكاري پاي مي‌فشارند. شعار آزادي بيان  فكر و انديشه مي‌دهند ولي ديكتاتور مآبانه، شعارها و مناسبت 13 آبان، روز مبارزه با استكبار را در رسانه‌هاي زنجيره‌اي فتنه، سانسور مي‌كنند. چماق حقوق بشر بلند مي‌كنند ولي از مفسدين و منحرفين و فتنه‌گران و بي‌تعهدترين‌ها نسبت به حقوق انساني و بشر را مورد حمايت قرار مي‌‌دهند.  از كرامت و عزت انساني سخن مي‌گويند ولي از همه جنايتكاران دفاع و با آنها همراه مي‌شوند. آزادي‌خواهي و استقلال‌طلبي و پايمردي در مقابل متجاوز  و سلطه‌گر را با برچسب افراطي‌گري و خامي و نابودكننده منافع ملي، سركوب مي‌كنند. جنگ نرم امروز به دنبال جابه‌جا كردن مصداق‌هاي ذهني و باورهاي باارزش مردم است كه با ابزار رسانه‌هاي وابسته و نفوذ در تمامي عرصه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، امنيتي و سياسي محقق مي‌كنند. اين مدرنيته، استعمارگر را منجي نشان مي‌دهد و منجي را مخرب و پديده‌اي غيرقابل تحمل. اين جنگ در مقابل آنچه تا به حال داشته‌ايم، قابل قياس نيست و همتي همسان مي‌طلبد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار