
با وجود اينكه در نشست وين با حضور وزراي امور خارجه بازيگران منطقهاي و بينالمللي دخيل در بحران سوريه بر لزوم حل سياسي بحران تأكيد شد اما از آنجا كه برخي شركتكنندگان همچنان بر مواضع خود در خصوص لزوم كنارهگيري بشار اسد از قدرت تأكيد و اصرار ميورزند و از طرف ديگر در پي پيروزي حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلماني تركيه، گروههاي مسلح و تكفيري مورد حمايت اين كشور به ادامه رويكرد نظامي اميدوار شده و در عين حال مخالفت خود را با توافقات صورت گرفته در نشست وين و همراهي با تحركات سياسي به صراحت اعلام كردهاند، از اينرو تحولات ميداني كماكان به فاكتوري تعيينكننده در سرنوشت نهايي بحران سوريه تبديل شده و ارتش سوريه و نيروهاي مردمي امكان پيدا كردهاند كه روند آزادسازي و بازپسگيري مناطق اشغالي را سرعت و شتاب بخشند.
ارتش سوريه بعد از دو هفته نبرد مستمر و سنگين موفق شد جاده اصلي جنوب حلب را آزاد كند. پيش از اين نيز ارتش سوريه جاده مواصلاتي ميان دو شهرك خناصر - اثريا و حماه - حمص را پس از درگيريهاي شديد آزاد كرده بود. جاده «اثريا به خناصر» شريان ارتباطي پايتخت سوريه به شهر حلب و آزادسازي آن از چند جهت حائز اهميت است. نخست اينكه حلب پس از دمشق بزرگترين شهر سوريه است و پايتخت تجاري، اقتصادي و صنعتي اين كشور به شمار ميرود و اين جاده نيز تنها جادهاي است كه حلب را به مركز سوريه متصل ميكند. بهعلاوه آزاد شدن اين جاده باعث احياي فعاليتهاي اقتصادي و تجاري در حلب ميشود و از مشكلات اقتصادي مردم در حلب ميكاهد. همچنين آزادي اين جاده به افزايش حملات نيروهاي ارتش سوريه كه در حومه جنوب غربي و جنوب شرقي حلب ميجنگند كمك ميكند و نهايت اينكه آزادي اين جاده باعث قطع ارتباط گروههاي تروريستي موجود در حومه جنوبي حلب و حومه جنوب شرقي ادلب و حومه شرقي حماه و حمص با يكديگر شده و در نهايت باعث محاصره اين گروهها و بهخصوص گروه داعش در سلسله كوههاي شمالي تدمر ميشود. انتظار ميرود نيروهاي ارتش سوريه و نيروهاي حامي آن اكنون بتوانند عمليات خود را در جنوب و شرق حلب پيگيري كنند. در حال حاضر منطقهاي به وسعت 150 كيلومتر در حوزه كنترل ارتش سوريه و متحدانش قرار دارد و اين بدان معناست كه با رسيدن محمولههاي حمايتي و كمكي، نيروهاي ارتش سوريه ميتوانند عمليات خود را با قدرت بيشتري پيگيري كنند. مانع اصلي كه در حال حاضر پيش روي ارتش سوريه قرار دارد حمايتهاي لجستيكي است كه داعش و ديگر گروههاي تكفيري از طريق مرز تركيه دريافت ميكنند و نيز جنگجوياني است كه همچنان به اين گروه ميپيوندند. مسئله ديگري كه وجود دارد منابع نفتي در شمال سوريه است و حلب از جمله مناطق نفتخير سوريه به شمار ميرود كه داعش به شدت در تلاش براي حفظ آن است. البته داعش تنها مانع پيش روي ارتش سوريه نيست و حملات هماهنگي در جاده حلب از سوي جبهه النصره به ارتش سوريه صورت ميگيرد و اين نخستين مورد همكاري اين دو گروه از زمان بروز اختلاف ميان آنها در آوريل 2013 است، موضوعي كه نشان ميدهد حاميان گروههاي مسلح و تكفيري و در رأس آن عربستان و تركيه در پي ورود نظامي مستقيم روسيه به جنگ تكفيريها در سوريه، ائتلاف جديدي را بين گروههاي تحت حمايت خود تشكيل دادهاند.
از طرف ديگر روسيه با وجود واكنش منفي كشورهاي غربي و عربي منطقه به ورود نظامي مستقيم به جنگ داعش، كماكان به تقويت حضور نظامي ادامه ميدهد و در اين راستا كشتي روسي وتسي آدميرال كولاكوف با عبور از تنگه جبلالطارق وارد مديترانه شد. اين كشتي حامل بالگردهاي KA27 است. ويكتور بوندارف فرمانده نيروي هوايي روسيه نيز در گفتوگو با روزنامه پراودا از استقرار سامانههاي دفاع موشكي در سوريه خبر داد و گفت:«ما همه تهديدهاي احتمالي را بررسي كردهايم و علاوه بر جنگنده، بمبافكن و بالگرد، سامانههاي موشكي هم به سوريه ارسال كردهايم. ما بايد آماده باشيم.»وي اين اظهارات را پس از آن ايراد كرد كه گمانهزنيها در خصوص ساقط شدن هواپيماي مسافربري روسي در صحراي سينا قوت گرفت. هر چند گفته ميشود بمب گذاري عامل سقوط اين هواپيما باشد اما در اين ميان پايگاه اينترنتي گلوبال ريسرچ به فرضيه جديدي اشاره كرده و نوشته است:«اطلاعات جديد منتشر شده نشان ميدهد رزمايش مشترك امريكا و اسرائيل در صحراي آراوا درست همزمان با خارج شدن پرواز 9268 از صفحه رادار آغاز شده است.» روزنامه واشنگتن تايمز نيز انتقال هواپيماهاي اف 15 به پايگاه اينجرليك را گامي در راستاي ايجاد منطقه حائل و رويارويي با هواپيماهاي روسي ارزيابي كرد و در تشريح آن نوشت:«ارتش امريكا انواع بسياري جنگنده دارد كه پيشرفتهاند و براي اهداف خاصي ساخته شدهاند، هرچند بسياري از آنها چند منظورهاند. اما جنگنده اف 15 سي از اين دسته نيست. اين جنگندههاي شكاري رهگير تنها براي روياروييهاي هوايي و برتري هوايي بر يك منطقه جنگي طراحي شدهاند. خلبانان اين جنگندهها نيز براي اين رويارويي هوايي دوره ديدهاند. اين جنگندههاي شكاري تا زماني كه فرماندهان درباره رويارويي هوايي با جنگندههاي دشمن نگران نباشند، به كار گرفته نميشوند. به همين علت است تاكنون امريكا از اين جنگندهها در جنگ عراق و افغانستان يا درگيريهاي كنوني سوريه استفاده نكرده است. دولت اسلامي( گروه تكفيري - صهيونيستي داعش) نيروي هوايي ندارد. اكنون تنها دليل براي اعزام اين عقابها به سوريه حضور نيروي هوايي روسيه است كه جنگندههاي سوخوي- 30 خود را - كه آنها نيز هواپيماهايي براي نبردهاي هوايي هستند- به سوريه اعزام كرده است.»
در مجموع از آنچه گفته شد مشخص ميشود ارتش سوريه به موازات تحركات سياسي در عرصه منطقهاي و بينالمللي كماكان به روند آزادسازي مناطق اشغالي از دست گروههاي تكفيري و مسلح ادامه ميدهد و هرچند امكان دارد در ظاهر اين تلاشها در تضاد با تحركات سياسي تلقي شود اما در اصل با آن منافات ندارد چراكه در بيانيه 9 مادهاي نشست وين بر حق دولت و ارتش سوريه در مبارزه با تروريستها صحه گذاشته شده و آغاز روند سياسي به بعد از مرحله آزادسازي مناطق اشغالي از دست گروههاي تكفيري موكول شده است و تأكيد بر حفظ تماميت ارضي و حاكميت ملي سوريه در بيانيه وين نيز دال بر اين واقعيت است. بر اين اساس روسيه نيز بدون توجه به هياهويي كه محافل غربي و عربي عليه اين كشور به راه انداختند كماكان به حملات خود در سوريه ادامه ميدهد و در عين حال قوت گرفتن فرضيه خرابكاري در هواپيماي مسافربري اين كشور در صحراي سينا اين فرصت را در اختيار روسها گذاشته است كه به استقرار سامانههاي موشكي در سوريه نيز بپردازد و مواضع خود را براي رويارويي با هرگونه حملات هوايي از سوي حاميان گروههاي مسلح و تكفيري سوريه تقويت كند.