شايد خيلي مهم به نظر نيايد كه در موقعيتهاي روزمره زندگي و انجام وظايفمان در نقش يك فرد شاغل يا حتي زمان ايفاي نقشهاي مختلف خانوادگي و اجتماعي و مواردي اينچنيني چقدر خوب عمل ميكنيم و چقدر خودمان و ديگران از عملكردمان راضياند، چراكه تمام اين راضي بودنها شايد فقط به مواقع و شرايط معمولي زندگي همهمان خلاصه شود. بايد ديد كه در مواقع اضطراري و غيرقابل پيشبيني و به اصطلاح مواقع بحراني چگونه از پس شرايط برميآييم؟
واكنش در شرايط بحراني
خيلي از افراد تجربه اين مورد را دارند كه با وقوع مشكلات ناگهاني، قدرت واكنش مناسب را از دست دادهاند و اين شرايط بحراني براي افراد به مصيبتهايي تمامعيار و غيرقابل جبران تبديل شده و ديگر همراه با آن رضايتمندي هميشگي نبوده است. براي همين است كه همه افراد به لحظه عمل نياز دارند و براي آگاهي كامل و همهجانبه از اين امر بايد در صدد كسب مهارتهاي لازم و كارآمد برآيند. لحظه عمل نظامي است، تجربه شده كه براي به كنترل درآوردن مشكلات و چالشها در عرصههاي مختلف زندگي، در زماني كه دانش و عملكردهاي هميشگي به بنبست ميرسند به كار ميآيد. در زندگي شخصي و شغلي كارها به ندرت دقيقاً طبق برنامهريزيها پيش ميروند. همه ما به نوعي نحوه عبور از دستاندازهاي كوچك را ميدانيم، اما آيا توانايي مقابله با بحرانهاي تمام عيار را داريم كه گاهي قدرت از كنترل خارج كردن زندگيمان را دارند؟ چقدر مهارتهاي لازم را در اين رابطه به دست آوردهايم؟
تجارب و واكنشهاي متناسب با لحظههاي بحران، مجموعهاي از راهكارهاي تجربه شده، عملي و قابل استفاده را ارائه ميدهد كه به كمك آنها ميتوانيم بر مشكلات و موانع پيشآمده راحتتر فائق آييم.
همه كم و بيش دچار بحران ميشويم
طبق برآوردها تمامي افراد در بازههاي زماني متفاوت اما نزديك دچار بحرانهاي مختلفي در سطوح متفاوت از زندگي اجتماعي و شغلي خود ميشوند.
پر واضح است كه اگر اين بحرانها به سرعت و به طور مؤثر تحت كنترل قرار نگيرند اثرات مخرب بسياري بر موقعيت فردي و اجتماعي فرد خواهند گذاشت و با بر هم زدن تمركز، فرد را از اهداف اصلي خود منحرف ميسازند. همان طور كه يك فيلسوف يوناني ميگويد: «شرايط انسان را نميسازند، بلكه صرفاً او و تواناييهايش را در كنترل شرايط به خودش و حتي ديگران نشان ميدهد.»
تنها از طريق مواجهه با چالشهاي لحظات بحران است كه افراد به خود و ديگران نشان ميدهند و ثابت ميكنند كه پي و بنيادشان از چيست و به اصطلاح چند مردِ حلاجند؟ همانطور كه گفته شد، كيفيت اين مقابله با چالشها به ميزان تواناييها و خودشناسي و اعتماد به نفس فرد بستگي دارد.
آگاهي بيشتر، كنترل راحتتر بحران
هرچه ميزان آگاهي فرد از شرايط خود و محيط و تواناييها و استعدادهايش بيشتر باشد، در مواجهه با اين چالشها موفقتر عمل خواهد كرد. كليد داشتن عملكردي مناسب و بهينه در لحظات بحراني، در دستان خود افراد است، به اين معنا كه به جاي تمركز روي خود مشكلات كه منجر به گسترش هر چه بيشتر آنها و كاهش اعتماد به نفس و قدرت حركت ميشود بايد با قطعيت و مصمم روي راهحلها تمركز كرد. افرادي كه به راهحلها بيشتر از خود مشكلات فكر ميكنند، راهحلهاي بيشتري هم به ذهنشان خطور ميكند.
تفكر و تمركز روي راهحلها و چگونگي واكنش و مقابله در شرايط وقوع بحرانهاي مختلف، ذهن را مثبتتر، خلاقتر و متمركزتر ميكند. با ادامه همين روند، شرايط بيشتر تحت كنترل درخواهند آمد. هر آنچه افراد براي مقابله با مشكلات و مديريت مناسب و كارآمد به آن احتياج دارند، در وجودشان به صورت بالقوه وجود دارد. اما همه چيز به خود فرد بستگي دارد كه چگونه اين تواناييها را به صورت بالفعل درآورد و آنها را براي مديريت بحران و گذشتن از موانع به كار گيرد.