امروز صحنه منطقه را مي توان در يك جمله خلاصه كرد و آن تقلا و تحركات گسترده حاميان تروريستها براي مقابله با مبارزان واقعي با تروريسم است. درحالي ائتلاف آمريکايي به اصطلاح مبارزه با داعش با 60 عضو ارادهاي براي مبارزه با تروريسم نداشته، جريان مقاومت منطقه شامل جمهوري اسلامي ايران عراق، سوريه و حزبا... طالبان براي امنيت منطقه جنگي تمام عيار را با تروريستها صورت دادند.
آشکار شدن دستاوردهاي مقاومت و واهي بودن ادعاي مبارزه ائتلاف آمريکايي باتروريسم براي جهانيان آشکار گرديده چنانکه اکنون بسياري از کشورها حتي قدرتهاي جهاني نظير چين و روسيه براي مبارزه با تروريسم در کنار مقاومت قرار گرفتهاند. آنچه در قالب تحولات منطقه بويژه سوريه مطرح ميباشد احساس نگراني شديد غربيها از اين فرآيند است كه از آن با نام هراس از شكست تروريستها در سوريه ياد كرد.
سوريه در حالي كانون مبارزه با تروريسم است كه كشورهاي غربي همچنان با فضاسازي با ادعاي حمايت از معارضان سوري و لزوم سرنگوني نظام سوريه به دنبال پنهان سازي اصرار خود در سوريه و منطقه هستند.
كشورهاي غربي از زمان فعال شدن ائتلاف جمهوري اسلامي ايران، روسيه، سوريه، عراق و مقاومت لبنان در مبارزه واحد با تروريسم به هوچي گري و فضاسازي عليه اين ائتلاف روي آوردهاند. آنچه در وراي اين رفتار آنان برداشت ميشود آن است كه اين كشورها پيروزي ائتلاف مذكور بر تروريسم و برقراري ثبات در سوريه و منطقه را زمينه ساز برملا شدن رازهايشان در منطقه و بويژه از بين رفتن منافع سلطه گرايانه خود مي دانند.
نكتهاي كه غرب بر آن تاكيد دارد آن است كه ورود روسيه به عرصه مبارزه با تروريسم موجب تغيير قواعد بازي در سوريه ميباشد. در اين چارچوب فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در واکنش رسمی به اقدام نظامی روسیه در سوریه گفت که این مداخله قواعد بازی در سوریه را تغییر میدهد.
حال اين سوال مطرح است كه منظور از تغيير قواعد بازي چيست كه غرب اين قدر از آن هراس دارد؟
رسوايي ناتواني در سرنگوني نظامها و اينكه تصميم گير نيستند، رسوايي قابل انجام بودن مبارزه با تروريسم و عدم اراده غرب براي انجام آن ، رسوايي جايگاه مقاومت منطقه در برقراري امنيت و تضعيف جايگاه مردمي و جهاني غرب، رسوايي تقسيم اروپا و از جمله ناتو ميان موافقان و مخالفان روسيه و افشاي ناتواني آمريكا براي اجماع سازي ، رويكرد جهاني به ايران به عنوان عامل ثبات جهاني و ابطال ادعاي آمريكا مبني بر تهديد بودن ايران. تحولات سوريه واهي بودن تهديد هسته اي ايران را آشكار ميسازد،افشاي ناتواني نظامي آمريكا و ناتو در رفع آنچه تهديد منافع غرب ناميده ميشود كه تضعيف جايگاه نظامي آنان را رقم ميزند.،از ميان رفتن گروههاي تروريستي به منزله پايان بهانههاي غرب براي نظامي گري در منطقه و فروش تسليحات است كه غرب به هيچ عنوان به دنبال آن نميباشد.،حل بحران سوريه يعني حل بحران عراق كه برابر با معطوف شدن منطقه به مبارزه با رژيم صهيونيستي و استكبار ميباشد كه مغاير با منافع غرب ميباشد.، از رازهاي مهم غرب در منطقه طرح تجزيه كشورها بوده كه ائتلاف جديد عملا آن را فرو ميپاشد و غرب به رويايش نميرسد و در نهايت آنكه ناتو و آمريكا از مدتها پيش به دنبال سلطه نظامي بر تركيه بودهاند كه با محوريت مقابله با نظم سوريه و تروريسم صورت ميگرفته است. پيروزي ائتلاف چهار جانبه در مبارزه با تروريسم عملا اين رويا را بر باد خواهد داد. با توجه به اين رازها است كه غرب بازي هوچي گري را در پيش گرفته و سعي دارد تا اصل موضوع يعني مبارزه ائتلاف 4 جانبه با تروريسم و دستاوردهاي آن را كم رنگ سازد.
نكته قابل توجه آنكه واژهاي كه غرب به كار ميبرد اين است كه ائتلاف شكل گرفته بايد خود را با غرب هماهنگ سازد يعني خود را محور قرار ميدهد. اين امر تاكيد شود با توجه به صداقت و دستاوردهاي ائتلاف مقاومت در مبارزه با تروريسم هر كشوري بخواهد وارد عرصه شود بايد با مقاومت و سياستهاي آن هماهنگ شود چرا كه غرب كارنامه شكست خوردهاي در مبارزه با تروريسم داشته و حتي صداقت آن نيز زير سوال است. غرب صلاحيت تعيين شرايط براي مبارزه با تروريسم را ندارد و بايد تابع باشد نه ديگران تابع آن. رفتارهاي غرب همچنان برگرفته از بي صداقتي و عدم اراده براي مبارزه با تروريسم است كه مي تواند برگرفته از همين اصل باشد كه غرب تغيير قواعد بازي در منطقه را برابر با افشاي سلطهگريهاي خود و نيز نقش تروريستها به عنوان پياده نظام تحقق بخش اهداف غرب ميداند و براي مقابله با اين رسوايي به هر ترفندي از جمله زمينه سازي براي باقي ماندن آتش تروريسم در منطقه چنگ مي زند.