«بهدرستي كه خداي عزّ و جلّ از هر چيزي يك چيز را برگزيده است. از روي زمين مكه را اختيار فرمود و از سرزمين مكه مسجد را....»
مسجد مهمترين مركز و پايگاه ديني جهان اسلام محسوب ميشود. در واقع مساجد در حكم خانههاي خدا روي زمين و مسلمانان در مسجد به منزله مهمانان خدا هستند. بهترين مكاني كه هر مسلمان ميتواند براي ايجاد رابطه نزديك با خدا و پيرايش خويش از بار گناهان در آن حضور يابد اين مكان مقدس است. همچنين مساجد مركز ارتباط جماعت اسلامي است كه در آن مسلمانان با تبادل نظر علاوه بر وقوف بر مسائل پيرامون اسلام زمينههاي اتحاد و همبستگي ميان خود را فراهم ميسازند. در عين حال علاوه بر اينكه كانون عبادي و ديني محسوب ميشوند، به عنوان قطب سياسي نيز مطرح هستند. مسجد در حكم نماد حاكميت اسلام در شكلگيري امت واحده سهم بسزايي دارد. قابليت مسجد در سازماندهي و تربيت نيرو براي تحقق آرمانهاي اسلامي و در مواقع ضرورت براي رويارويي با حاكميت ظلم اهميت اين مكان را آشكار ميكند. با اين همه مساجد در جوامع اسلامي هنوز جايگاه راستين خود را به دست نياوردهاند. به يقين بخشي از اين وضعيت به دليل عدم رويكرد پژوهشي به نقش اين مركز و كاركردهاي گسترده اجتماعي و سياسي آن است. مسجد از صدر اسلام محلي براي انجام امور عبادي، سياسي و قضايي بود كه در آن به فراگيري علوم نيز ميپرداختند، بنابراين با توجه به فعاليتهاي متنوعي كه در آن انجام ميشد، پرداختن به جنبههاي گوناگون آن در قالب پژوهشهاي مستند از ضرورتي انكارناپذير برخوردار است. مساجد در دوره پهلوي به كانونهاي مبارزه عليه رژيم تبديل شدند. سخنرانيهايي كه روحانيون و آزادانديشان در مساجد و حسينيهها ايراد ميكردند موجب آگاهي بيشتر مردم از اين بيعدالتيها، ظلم و تبعيض و فساد در دستگاههاي دولتي ميشد. افزون بر افشاگريهايي كه در مساجد صورت ميگرفت، بازيابي هويت اسلامي و بازگشت به آرمانها و ارزشهاي اسلامي از كاركردهاي مسجد در اين زمان است كه اهميت ويژهاي داشت. تحولات سياسي و اجتماعي در دهه 40 كه تبعاتي نظير دستگيري امام خميني و واقعه 15 خرداد و تبعيد ايشان را به دنبال داشت و در نهايت پيروزي انقلاب اسلامي را در پي آورد، درون مساجد شكل گرفت. از اينرو مساجد به مكاني براي سازماندهي نيروهاي فعال و مبارز تبديل شدند و اين در شرايطي بود كه نهضت اسلامي تشكيلات منظمي نداشت و مساجد اين نارساييها را جبران كردند. رژيم پهلوي بهخوبي به اهميت مساجد پي برده بود و تلاش ميكرد با تبديل آن به مجالس صرفاً فاتحهخواني و روضهخواني مساجد را از درون بيمحتوا كند. انتخاب مهرههاي دستنشانده به عنوان هيئت امناي مساجد تلاش ديگري براي نظارت بيشتر بر اين مكان مقدس بود. با وجود نظارت شديد دولت و محدوديتهاي ايجادشده فعالان سياسي و مخالف حكومت پهلوي برخي از مساجد را به سنگري براي مبارزه با رژيم تبديل كردند و فعاليتهاي دامنهداري را كه شامل انسجام نيروهاي جوان و مبارز، دعوت از وعاظ انقلابي براي سخنراني، پخش اعلاميه براي آگاهيبخشي مردم، امور خدماتي و فرهنگي ميشد، آغاز كردند. مسجد جليلي از جمله اين مساجد بود كه مجالس وعظ روشنگرانهاي ترتيب ميداد. عمدهترين سرمايهگذاري آن روي قشر جوان بود كه افزون بر آموزش مسائل ديني آنها را در جريان آگاهيهاي سياسي قرار ميداد. حضور تعداد زيادي از جوانان و دانشجويان بين سنين 20 تا 25 سال كه در گزارشي 600 تن برآورد شد، گواهي بر كاركرد مسجد و توانايي آن در پاسخگويي به نياز اجتماعي بود كه در عين حال جايگاه آن را به عنوان نهادي مقدس محفوظ داشته است.
مسجد جليلي در آغاز دهه 40 فعاليت خود را شروع كرد. آيتالله مهدوي كني امامت جماعت آن را عهدهدار شد كه با توجه به شخصيت و جايگاه او در نهضت امام، مسجد هم ماهيت سياسي پيدا كرد. برنامههاي متعددي براي انجام فعاليت در حوزههاي سياسي و فرهنگي آن صورت گرفت، از جمله بهرهگيري از وعاظ انقلابي براي سخنراني كه شور و پويايي مسجد را تداوم ميبخشيد. اين امر كه با اصرار و ابرام آيتالله مهدوي انجام ميشد سبب حساسيت بيشتر ساواك در امور مسجد بود. با وجود اين از سوي مردم استقبال خوبي از مسجد به عمل ميآمد. بيشتر افرادي كه آنجا ميآمدند قشر جوان دانشجو و مبارزان انقلابي جوان بودند. يكي از برنامههاي مسجد حمايت قاطعانه از نهضت امام خميني بود كه در رأس آنها انتقال انديشههاي امام و پخش اعلاميههاي ايشان در سطح وسيع بود. در حقيقت مسجد جليلي در كنار معدودي از مساجد ديگر از مراكز پيشتاز انقلاب محسوب ميشد كه در انسجام نيروهاي سياسي، مذهبي و روشنگري جوانان سهم بسزايي داشت. اين مسجد در بعد فرهنگي و خدماتي نيز به فعاليتهاي مثبت و مؤثري ميپرداخت، برگزاري كلاسهاي آموزشي، تشكيل گروه امدادگران بيماران و مستمندان آبرومند از جمله اين فعاليتها بود.
در تأليف اين تحقيق دشواريهايي فرا روي پژوهشگر آن قرار داشت. يكي از مهمترين آنها كمبود اطلاعات در اين زمينه بود. اندك اطلاعات مكتوب اين مجموعه كه براي تكميل خاطرات راويان ضروري مينمود، از لابهلاي خاطرات بعضي از افرادي كه در پارهاي از اوقات در جلسات مسجد حضور داشتند، به دست آمده است. از اينرو به تمامي كتبي كه بهگونهاي با اين موضوع ارتباط داشت، مراجعه و مطالب مورد نياز براي تدوين اين مجموعه استخراج شد. افزون بر اين تمامي اسنادي كه اطلاعاتي درباره مسجد جليلي داشتند مطالعه و فيشبرداري شد. اين اسناد حاوي گزارشهاي ارسالي مأموران ساواك از مراسم و برنامههاي برگزارشده در اين مسجد است. مركز اسناد مهمترين اسناد مربوط به مسجد جليلي را در آرشيو خود دارد كه در عين اندك بودن از لحاظ حجم و محتوا بسيار مفيدند. از بسياري از اين اسناد در جايجاي اين مجموعه استفاده شده است. مراحل نخستين كار براي كسب اطلاعات اوليه به ترتيب پس از مطالعه كتب و اسناد مربوطه سپري شد و اساساً پژوهش كه همانا گردآوري اطلاعات شفاهي بود، آغاز شد. مهمترين مرجع براي آشنايي با مسجد جليلي و شكل گرفتن تأليفي در اين خصوص اطلاعات شفاهي ناظران و دستاندركاران آن بود كه از اين راه اطلاعاتي فراهم شد. اين امكان براي مسجد جليلي كه بيش از چهار دهه از قدمت آن سپري نشده است، وجود داشت. غالب گردانندگان مسجد در قيد حيات هستند و اطلاعات مورد نياز را كه سبب وقوف بر اوضاع سياسي و فرهنگي مسجد از آغاز تا به امروز ميشد در اختيار گذاشتند. گفتني است مشكلات فراواني در اين نوع پژوهشها پيش روي پژوهشگران قرار دارد و مهمترين آن عامل زمان است كه با توجه به سپري شدن مدت طولاني از وقوع حوادث حافظه راوياني كه در دوران پيري به سر ميبرند، آنان را ياري نميدهد تا تمامي جزئيات را با دقت بازگو كنند.
علاوه بر آن حوصله كافي نيز براي جواب به پرسشهاي پژوهشگر را ندارند و از كنار بسياري از مسائل كه از نظر محقق مهم است به سادگي ميگذرند يا حاضر به بازگويي جزئيات وقايع نيستند. هماهنگي با عدهاي از آنان كه پر مشغله هستند نيز از مشكلات انجام مصاحبه است. عدم همكاري و محافظهكاري برخي در دادن اطلاعات نيز از ديگر موانع پيش رو است. اين مجموعه نيز با اين مشكلات دست به گريبان بود و با وجود اينها از مطالب ارائه شده ميتوان رهيافت كلي اين مسجد را دريافت.