اولاد آدم گاهي اوقات دچار بحران تصميمگيري ميشود. يعني ميماند كه به نفع كدام طرف ماجرا برود و زير يك خم را بگيرد و نگذارد كه طرفين با هم متحد شوند و بيايند و فيتيله پيچش كنند. البته اين موضوع براي هر آدمي پيش ميآيد. اصولاً تعريف غيرعلمي علم اقتصاد هم همين است؛ پول راه خود را در جيب سرمايهدار ميجويد! (يا بر سر جوي بشين و گذر پول ببين!) يعني اينكه اي اولاد آدم! تصميم كيلويي چند؟ حناي تصميمگيري را باد برده! برو و كنار گود بايست و بگو: لنگش كن! خودت را قاطي هيچ ماجرايي نكن! تا خواستند بيايند سراغ تو و حالت را بگيرند، تمارض كن! اصلاً برو سفر خارج! اصلاً برو حياط پشتي يكي از اين شركتهايي كه عضو هيئتمديرهاش (ولو افتخاري) هستي و براي خودت فوتبال بازي تيمي كن. شايد جام را بردي! هميشه كه بازي برد- برد نميشود! يكبار هم فقط خودت برنده باش! يكبار هم فكر كن دوباره پشت ميز كلاس اول دبستان نشستهاي و داري تصميم كبري را ميخواني!
بله! اولاد آدم ميخواهد امروز در مورد تصميمسازي حرف بزند. اما از آنجايي كه صنعت و معدن و تجارت مملكت ما، دست وزيري است كه در اين يك هفته گذشته سوژه اولاد آدم بوده، اولاد آدم تصميم گرفته كه از نام مستعار يا مخفف براي وزير استفاده كند تا در ايام پس از وزارت، در كوچه و خيابان، مردم او را به هم نشان ندهند و نگويند ببين اين همان وزير مورد علاقه اولاد آدم است! همان وزيري كه علم شيمي را وارد اقتصاد كرد و طلا را تبديل به مس و... لذا با عنايت به اصول اخلاقي اين ستون از اين لحظه به بعد نام فرد مذكور را ميگذاريم (م. ر. نون) و به تجارب ارزنده او در زمينه ساخت تصميم و اثرگذاري تصميماتش در فرايند حل بحرانهاي ناشي از بيبحراني، نقبي ميزنيم تا اندوختهاي باشد براي اندوختهپردازان! (البته خوانندگان گرامي در نظر داشته باشند كه با تصميم جناب طيبنيا و نه سيف، بهره بانكي را دارند ميكشند پايين، حواستان به اندوختهپردازيهايتان باشد كه يك وقت دود نشود و برود هوا! هر چند هر تصميمي لازمالاجرا نيست....)
نمونه آزمايشگاهي تصميمات (م. ر. نون)
1- با توجه به اينكه صنعت فولاد كشور از ركود بازار رنج ميبرد، وزير صنعت، معدن و تجارت بخشنامهاي مبني بر كاهش سه درصدي قيمت گندله ابلاغ كرد اما اين ابلاغيه كه از سوي بخش خصوصي دخالت دولت در قيمتگذاري خوراك فولاد تعبير ميشود حاشيههايي را براي اين صنعت ايجاد كرده است به گونهاي كه توليدكنندگان معتقدند دولت نبايد به نفع بخش خصوصي ديگر، براي عدهاي از توليدكنندگان قيمت تعيين كند. از سوي ديگر فولادسازان كه اين بخشنامه به سود آنها ابلاغ شده معتقدند چندان تأثيري در قيمت و بازار كالاي آنها ندارد و براي حل مشكل بازار فولاد، لازم است اقدامي صورت گيرد كه منجر به افزايش تقاضا در بازار شود؛ اما (م. ر. نون) حرف گوش نميكند و همچنان بر «كاهش سه درصدي قيمت گندله سنگ آهن ايستاده است». او ميگويد من كه تا حالا نتوانستهام قيمت چيزي را پايين بياورم، جان مادرتان بگذاريد حداقل قيمت گندله را بكشم پايين!
2- از حدود دو سال گذشته تاكنون صادرات برخي فلزات معدني ايران كاهش يافته و اين در حالي است كه با كاهش حدود دو درصدي رشد اقتصادي چين، قيمت جهاني اين فلزات از جمله مس با كاهش زيادي روبهرو بوده، به طوريكه قيمت مس در بازار جهاني به كمترين مقدار خود در شش سال اخير رسيده و در ايران نيز ميزان صادرات محصولات مس 70 درصد افت كرده است. اين در حالي است كه بر اساس اعلام گمرك ايران، صادرات سنگ مس و كنسانترههاي آن در پنج ماهه نخست امسال، بيش از هشت برابر شده و به نظر ميرسد با توجه به كاهش قيمت جهاني محصولات مس و افزايش هزينههاي توليد، مس ايران بار ديگر به سمت خامفروشي حركت كرده است. (م. ر. نون) در دو سال گذشته همواره بر كاهش خامفروشي و افزايش صادرات محصولات فرآوري شده تأكيد كرده و برنامههاي خود را در اين جهت عنوان كرده است، اما انگار يواشكي دارد مواد را خام خام ميدهد آنور مرز.
تحليل اولاد آدم از گفتمان شيميايي (م. ر. نون)
اولاد آدم دريافتهاي جديدي را دريافت كرده كه الان نميتواند پرداختشان كند و اگر به صورت خام آنها را عرضه كند، شما خوانندگان گرامي دچار شبهه شده و گفتمان شيميايياش را نخواهيد پذيرفت و لذا واضح و مبرهن است كه پدر تجربه بسوزد و علم كيلويي چند و مگر شما با تجربهتر از (م. ر. نون) پيدا ميكنيد كه بخواهيد براي استمالت از صنعت و تجارت، آنها را بسپريد دست او؟ پس جواب تست مثبت است و مبارك است!
اولاد آدم حالا فهميده كه چرا داستان تصميم كبري از كتاب اول دبستان حذف شده. يادتان ميآيد كه تصميم كبري نام داستاني بود كه مدت زيادي در كتابهاي فارسي دوران ابتدايي ايران حضور داشت. عنوان اين داستان به عنوان يك اصطلاح نمادين در بين دانشآموزان آن دوره براي اشاره به «گرفتن يك تصميم مهم» اما با حالتي طنزگونه رواج پيدا كرده است. خلاصه داستان از اين قرار بود كه كبري كتابش را گم كرده بود. پس از مدتي فكر كردن به ياد ميآورد كه كتاب را زير درختي در حياط جا گذاشته است. وقتي به حياط ميرود تا كتاب را بياورد متوجه ميشود كه باران باريده و كتاب خيس و كثيف شده است. پس از آن كبري تصميم مهمي ميگيرد.... اما اين داستان از كتابهاي درسي دبستان حذف شد. معاون پژوهشي وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي در دفاع از اين تصميم دليل آن را «تغيير نيازها» و «نياز به هماهنگي آموزش با نيازهاي جديد» بيان كرد. احتمالاً نبايد نقش (م. ر. نون) را در اتخاذ اين تصميمات ناديده گرفت!