حسين پارسايي مدير فرهنگي و كارگردان تئاتر، چندي پيش به عنوان دبير پانزدهمين جشنواره سراسري تئاتر مقاومت منصوب شد. پارسايي پيش از اين به عنوان رياست مجموعه تئاتر شهر، رياست مركز هنرهاي نمايشي، دبير بيست و هشتمين جشنواره بينالمللي فجر در سال 88، مدير عامل بنياد فرهنگي رودكي، دبير سيزدهمين جشنواره سراسري تئاتر مقاومت در سال 90 و مشاور توليد هنرهاي نمايشي حوزه هنري فعاليت داشته است. وي همچنين كارگرداني آثار مختلفي همچون اين فصل را با من بخوان، من كه دا نيستم، سردار مهر و ماه، خواهرانه به وقت خيزران، بانوي آب و آيينه و چندين اثر نمايشي ديگر را در كارنامه هنري خود به ثبت رسانده است. به بهانه برگزاري جشنواره تئاتر مقاومت در هفته بسيج گفتوگويي با حسين پارسايي دبير اين جشنواره داشتهايم تا در خصوص اما و اگرهاي برگزاري اين جشنواره و نتيجه اين دوسالانه پرحاشيه بپرسيم.
آقاي پارسايي! براي اولين پرسش سراغ يك چالش نسبتاً قديمي در تئاتر ميروم. چرا اغلب نمايشهايي كه تابلوي ارزشي دارند غالباً آثاري كممخاطب هستند كه بعضاً حتي با 50 درصد تخفيف هم در نهايت آنچنان كه بايد و شايد فروش ندارند؟
به نظرم اين ماجراي همان مظلوميت فرهنگي است كه بارها مقام معظم رهبري در سخنرانيها و بياناتشان به آن توجه و اشاره نمودهاند. نمود و نماد مظلوميت فرهنگي، وضعيت تئاتر در اين روزها است.
معتقدم مظلوميت فرهنگي تنها نبود يا كمبود بودجه فرهنگي در دستگاههاي اجرايي ما نيست، بلكه فقر در برخي از گونههاي تئاتري است كه باعث ميشود آثار كمارزشي كه بر صحنهها اجرا ميروند در نهايت نام نمايشهاي ارزشي را به خود بگيرند. اين انتقاد و نقد را قبول دارم كه غالب نمايشهايي كه با عنوان ارزشي در كشور ما روي صحنه ميروند آثار درخور توجهي نيستند و معمولاً نه مخاطب را راضي ميكنند و نه كارشناسان و منتقدان تئاتر را. ولي اين ضعف از كجا نشأت ميگيرد؟ آيا ما مفاهيم باارزشي در تئاتر نداريم يا اينكه هنرمنداني نداريم كه بتوانند مفاهيم ارزشي را به شكل هنري و جذاب عرضه كنند؟ اعتقاد دارم ما هم مفاهيم و محتواي ارزشي به شكل وسيع و نامحدود در تئاتر داريم و هم اينكه هنرمنداني كه بتوانند اين مفاهيم را در قالبهاي هنري روي صحنه ببرند. سؤال اينجاست كه خب چرا اين اتفاق نميافتد؟ من براي اين سؤال جوابهاي زيادي دارم ولي اصليترين دليل آن نگاه مديران بالادستي به مقوله تئاتر است.
در جريان تئاتر ارزشي نخبگاني وجود دارند كه هم صاحب تكنيك هستند و هم در زمينه تحليل محتوا حرفي براي گفتن دارند اما اينكه چرا ما در حوزههاي ديني و اعتقادي و دفاع مقدسي تئاتر، صاحب اثر درخشاني نيستيم جاي بحث دارد. در نص صريح شوراي عالي انقلاب فرهنگي داريم كه از تئاتر به عنوان مقوم فرهنگي نام ميبرد، ما تنها دو مقوله هنري داريم كه در مصوبات اين شورا به صراحت در خصوصش حرف ميزند كه يكي از اين دو حوزه كتاب است و ديگري تئاتر. تئاتر در تمام جوامع هنر مادر است. ما نميتوانيم بگوييم تئاتر مورد توجه حاكميت نيست. آيا حاكميت از هنرمندان تئاتر نميخواهد كه مدام شعار بدهند و مدام از شئونات انقلاب دفاع كنند؟ آيا حاكميت ديدگاه ابزاري به تئاتر دارد؟ خير حاكميت چنين انتظاري از تئاتر ندارد اما سليقه برخي از مديران فرهنگي ممكن است بر اين محور باشد. مشكل تئاتر اين است كه ما هنوز نتوانستهايم شعار تئاتر براي همه را در سطح خيلي كوچكي هم كه شده اجرا كنيم و مردم را با تئاتر آشنا كنيم. هنوز خيلي از خانوادههاي ايراني وجود دارند كه حتي براي يك بار هم كه شده صحنه تئاتر را از نزديك نديدهاند؟
خب به نظرتان چرا اين اتفاق افتاده؟
چون مردم زندگي خودشان را در تئاترهاي امروز نميبينند. مابهازاي زندگي بيروني در برخي از نمايشها ديده نميشود. از ياد نبريد در ساليان نه چندان دور رونق سالنهاي تئاتر از سالنهاي سينما در اين كشور بيشتر بود. تئاتر در تمام شئونات زندگي مردم حضور داشت. از تعزيه بگيرند كه در مراسمهاي مختلف مذهبي اجرا ميرفت تا تئاترهاي روحوضي كه معمولاً در عروسيها و مراسم شادي مردم به اجرا درميآمد. زماني كه در تئاتر ما قصه وجود داشت و نخبگان و هنرمندان ما به طور خاص به صحنه تئاتر ميپرداختند، اقبال به تئاتر بيشتر بود. اما چرا بايد برخي نمايشهاي سخيف و نازل در سالنهاي متروك سينمايي به نام تئاتر آزاد اجرا بروند و باعث شوند كه هنرمندان آثار حرفهاي و نجيب تئاتر ما هم متهم شوند؟
مهمترين عاملي كه باعث ميشود تئاتر در سبد مصرفي خانوار جا نداشته باشد مسئله جغرافيا است، بايد تمركز تئاتر از مركزيت تئاتر شهر برداشته شود و سالنهايي در شهرهاي مختلف وجود داشته باشد. اما متأسفانه اين اتفاق نيفتاده و كماكان مركز توجه هنرمندان ما چهارراه وليعصر است و در شهرهاي بزرگ هم تمركز در سالنهايي است كه اختصاصاً به تئاتر تعلق ندارد.
مسئله گروه، مشكل ديگر تئاتر است، سالهاي سال است كه مديران مركز هنرهاي نمايشي تأكيد دارند كه براي استقرار هنر نمايش، گروهها تشكيل شوند كه در نهايت اين اتفاق به دليل تنگناهاي بودجه نيفتاده است. زماني كه ما به هنرمندي ميگوييم بيايد و براي مردم كار كند و به لحاظ مدل اقتصادي از گيشه هزينهها را تأمين كند، نه گروه دارد، نه سالن و نه استمراري در روند اجرا و هر دو سال يك بار هم كه اجرا دارد، ميخواهد جبران گذشتهاش را بكند و بار ديگر به صفحات روزنامهها و فضاهاي مجازي و دايره هنرمندان و منتقدان كشيده شود. در نتيجه تمام سعي و كوشش خود را ميكند و به جاي اينكه يك اثر تمامعيار فرهنگي توليد كند با توسل به تم طنز و حضور بازيگران سينمايي ميخواهد جذابيت خود را بالا ببرد. البته امثال من هم در چنين گردابي فرود آمدهايم و من نميخواهم خود را مجزا از اين روند تلقي كنم. خود من هم زماني كه ميخواهم ژانرم را تغيير دهم و از تراژدي به كمدي بروم پژمان جمشيدي را دعوت ميكنم. دليل محقق نشدن شعار تئاتر براي همه اين است كه هيچ برنامه و چشماندازي براي آينده تئاتر متصور نشدهايم و هيچ سند توسعهاي براي تئاتر محقق نشده است. ما براي سليقههاي خودمان تئاتر را راهبري ميكنيم. ما براي حوزه تئاتر بايد منظر و افقي را متصور شويم كه هنرمند و جوان دانشگاهي ما با اشتياق بيايد و آن گونه نمايشي و آن سياق را دنبال كند تا به نتيجه برسد.
مسئلهاي كه از آن به عنوان يكي از مشكلات بر سر راه تئاتر ياد ميشود، گونهاي از هراس و ترس است كه غالباً در بين مديران وجود دارد. معمولاً مديران ما يك بياعتمادي و ترسي نسبت به اجراي تئاتر دارند. اين ترس و بياعتمادي به تئاتر از كجا ميآيد؟
دقيقاً. چندي پيش يكي از دوستان مشترك ما آقاي رحمت اميني واژه تئاترهراسي را مطرح كردند، متأسفانه چند دهه است كه ديوار بلند بياعتمادي ميان مديران و تئاتريها ايجاد شده است. شايد گاهي ضخامتش كم شود اما با اتفاق جزئي و كمارزشي، بار ديگر افزايش پيدا ميكند. خيليها هم به اين مسئله اعتقاد ندارند كه تئاتر هنر مردمي و انديشه ورز است. تئاتر به عنوان يك هنر انديشهورز هميشه چند قدمي از جامعه خودش جلوتر است و جامعهاش را نقد مصلحانه ميكند و باعث ارتقاي آن ميشود. در روزگاري كه تئاتر جنگ در كشور ما ايجاد شد خيليها از ورود به اين ژانر ابا داشتند و در حوزه تئاتر ديني هم همين طور بود اما پس از گذشت چند سال بسياري از هنرمندان به عرصه تئاتر عاشورايي و تئاتر ديني و تئاترهاي دفاع مقدسي ورود كردند، مثلاً آقاي غريبپور اپراي عاشورا ساخت، چرا؟ چون سازوكار حرفهاي براي توليد حرفهاي مهيا شد و به هنرمند گفتند آقاي هنرمند شما از منظر خودت به ماجرا نگاه كن. زماني كه اين ديالوگ برقرار نميشود، فاصله باعث ايجاد سوءتفاهم ميشود و هنرمند احساس ميكند كه ممكن است دستگاه فرهنگي بخواهد از او سوءاستفاده كند و براي اهداف سياسي خودش از هنرمند بهره ببرد. از طرف ديگر نهادهاي فرهنگي هم ميگويند ما نهادي براي حفظ و نشر آثار دفاع مقدس هستيم، اما هنرمند احساس ميكند توليد اثر سفارشي او را به تملقگويي مجبور ميكند. تمام اينها باعث شد اعتماد ميان دستگاه فرهنگي و هنرمندان كاهش پيدا كند. در حالي كه من معتقدم اين ديالوگ به درستي برقرار خواهد شد اگر دو مسئله را از هم جدا كنيم يكي اينكه اولاً خلاقيت متعلق به هنرمند است و نبايد در شكل و نحوه اجرا و ارائه آن دخالتي صورت گيرد و ثانياً اينكه سرمايهگذار و دستگاه فرهنگي زماني كه باني يك موضوع ميشود به طور طبيعي اهداف خودش را دارد اما اين دستگاه نبايد از هنرمند بخواهد سطحي و شعاري به اين موضوعات بپردازد و از سوي ديگر هنرمند هم نبايد خيلي انتزاعي و دور از ذهن به اين مقولات بپردازد. ما آثار بسيار باكيفيت در حوزه تئاتر ديني و دفاع مقدسي داشتهايم مانند يادواره سالهاي شن كه به موضوع عاشورا ميپردازد و كارگردانش آقاي دكتر رفيعي است. ما بايد مرزها و قضاوتها را برداريم تا قضاوتي ميان مردم و هنرمند نباشد. به همين دليل هم هست كه توليدات فرهنگي ما دچار افتراق است چون با قضاوت و پيشداوري ارزشي به سراغ هنرمندان ميرويم. نكته بعدي اينكه من متولي فرهنگي نبايد فكر كنم تنها چيزي درست است كه من ميپسندم. ما يك موضوع داريم حفظ و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و بايد به هر كس با هر ادبيات و سياقي كه ميتواند اين كار را انجام بدهد فرصت بدهيم كه اين كار را انجام بدهد اما تغييرات سياستهاي مديران و كم بودن آستانه صبر آنها هنرمندان را خسته كرده است و از طرف ديگر در برخي موارد هم ساخت برخي آثار اعتقاد مخاطب را خدشهدار كرده است كه البته چنين مواردي بسيار انگشتشمار بوده است. مسئله اين است كه هنرمندان حرفهاي ما عرصه تئاتر مقاومت را دشوار ميدانند، مطالعات بسياري در اين زمينه ميكنند و مجبور ميشوند جوانب متعددي را لحاظ كنند و كاري را مقابل صحنه ببرند كه با باورهاي كسي منافات داشته باشد بنا بر اين ترجيح ميدهند عطاي اين حوزه را به لقايش ببخشند و در نتيجه كار ميافتد دست يك سري جوان پاك جوياي نام كه عرصه را خالي ميبينند و ميآيند و آثار ضعيف را توليد ميكنند، الان در تئاتر ديني ما هم همين اتفاق افتاده است، جواناني در اين حوزه فعالند كه در تجربههاي اول و دوم به اين سوژه ميپردازند. لذا ميبينيم هيچ چيز بسامان نيست. در اين ميان بايد ديوار بياعتمادي مديران به هنرمندان تبديل به يك اعتماد متقابل شود و جوانترها را در جايگاه خودشان قرار بدهيم و اين نگاه تبليغ و مناسبتي را از ميان ببريم. تئاتر مقاومت به 365 روز سال تعلق دارد. چه كسي گفته تنها در هفته دفاع مقدس بايد به اين سوژه پرداخت؟ تئاتر عاشورايي متعلق به همه ايام سال است و چه كسي گفته تنها به ايام محرم و صفر تعلق دارد؟ مگر اينكه بخواهيم از اتمسفر اين ايام استفاده خاصي كنيم. همه اينها باعث ميشود موضوعات ناب و تأثيرگذار را فراموش كنيم و هميشه در حاشيه باشيم.
با اين تفاسير اما باز ما شاهد حضور نامداران عرصه تئاتر در جشنواره تئاتر مقاومت نيستيم و به قول شما عرصه دست همين جوانان جوياي نام است.
اينكه هنرمندي از فعاليت تئاتري در حوزه دين و دفاع مقدس ميترسد به اين دليل است كه ميگويد اگر من در اين حوزه كار كنم ميگويند كه سفارشي كاري بوده است و در اين ميان بودجههاي كلاني از نهادها گرفتهام. تحقيقات نشان ميدهد 70 درصد مردم نمايشهاي طنز را دنبال ميكنند و پس از آن نمايشهاي مذهبي را. از اين 70 درصد بالاي 60 درصد به دنبال تئاتر سالم و مفرح هستند. البته برخي از گروههاي تئاتر آزاد هم گروههاي خوبي هستند اما برخي به اسم تئاتر آزاد، بياخلاقيها را در سالنهاي متروك سينمايي با كيفيتهاي نازل به روي صحنه ميبرند و من ديدهام كه مردم هم در مقابل اثر ميايستند. در تمام دنيا هم مردم با مسائلي كه به مباني اخلاقي يك جامعه توهين ميكند، برخورد ميكنند. ما در كشوري كه صاحب تمدن و ديني هستيم نياز به يك نگاه توحيدي داريم. هنري كه اخلاق را زير سؤال ببرد بايد با نه روبهرو شود و به نظر من اين نه بايد گفته شود. مثلاً در جريان دفاع مقدس شما ميدانيد با چه حجم از دشواريها روبهرو هستيم. بنياد روايت و انجمن تئاتر دفاع مقدس جايگاهي دارد و اين جايگاه را به امانت به دست ما سپردهاند. براي اينكه نسل جوان ما بايد از دفاع مقدس بياموزد. متأسفانه مشكلات مديريتي در سالهاي گذشته باعث شد بزرگان عرصه تئاتر دفاع مقدس مانند نيما دهقان و حميدرضا آذرنگ كه جريانساز تئاتر مقاومت بودند ديگر در اين عرصه فعاليتي نداشته باشند.
به نظر شما چطور ميشود تئاتر دفاع مقدس را احيا كرد؟
خود من براي اينكه به جايگاه امروزم برسم، از صفر شروع كردم. من در شهرستان قم زندگي ميكردم و تئاتر باعث شد در اين زمينه تحصيل كنم و كار كنم و الان هم افتخار ميكنم كه خدمتگزار فرهنگي هستم و مانند بسياري از مديرها با آزمون و خطا روبهرو بودم. چيزي كه من به عنوان اولين درس تئاتر آموختم، باور و ايمان بوده است، ربطي به موضوع ندارد. ما زماني كه كانال كميل را كار ميكرديم چند ماه قبلش تمرين را آغاز كرديم و در جريان تمرين نمايش بارها من از تأثير نقش گريه ميكردم و برخي به اين گريه من معترض شدند و در پاسخ ميگفتم بازي نميكنم. اگر بازي ميكردم به لحاظ تكنيكي گريه هم نميكردم اما آن شخصيت است كه من را بازي ميدهد و زماني كه ما چنين نگاهي به شخصيتهاي دفاع مقدس داريم اثر تأثيرگذار از آب در ميآيد. يك نمايش مهم ديگر ژانر ديني نمايش در قاب ماه بود كه آقاي آستانه كار كردند. يك كاراكتر به نام سكوت داشت كه در پايان نمايش اين شخصيت در اثر اتفاقات عاشورا به ناگاه زبان باز ميكرد و ميگفت از اين به بعد به من بگوييد فرياد و نه سكوت. اين نگاه هنرمندانه است، تئاتر يعني مديوم زندگي، تو در تئاتر كاري ميكني كه مردم به تو اقتدا ميكنند و به تو ايمان دارند، تو ايمانت كجاست. اگر شما ميبينيد بعضاً كارهاي كممايه و بياساس به روي صحنه ميآيد به دليل همان نبود باور و ايمان است. در موضوعات ارزشي هم اين نبود ايمان بيشتر نمود پيدا ميكند.
چشمانداز شما براي تئاتر دفاع مقدس به عنوان دبير اين جشنواره چيست؟
من براي اين سه ماه چشمانداز دارم اما اين مدت چه فايدهاي دارد، مديران بايد مدتي را براي پيشبرد اهدافشان داشته باشند، بايد يك فرد به مدت 10 سال به عنوان دبير جشنواره با سياستها، آشنا كه اگر در اين ميان 20 نفر در بسيج هنرمندان و بنياد روايت تغيير كنند دبير مربوطه عوض نشود، بعضي از ما توانايي و تجربه نداريم چرا طراحي ايده ميكنيم و هنرمندان را درگير خودمان ميكنيم. من به جرئت به شما ميگويم اگر دفاع مقدس دغدغه من نبود و توانايي ادارهاش را نداشتم اين سمت را نميپذيرفتم. اولاً كه اين سمت به من تكليف شد و احساس دين كردم و در ثاني ديدم كه در توان من و همكارانم هست كه در اين سه، چهار ماه اين مسئله را جمع كنيم.
ما رمان 23 نفر، را به صورت راديويي درآوردهايم و پيشنهاد كردهام كه چهار گروه نمايش خياباني اين نمايش را در چهار منطقه اجرا بروند. من تمام سعيام را كردهام كه تمام نمايشهايي كه در اين زمينه فعال بودهاند بتوانند در اين جشنواره هم حضور پيدا كنند. ما سعيمان اين است كه تعدادي كار خوب چهرههايي كه دراين حوزه فعال هستند معرفي كنيم و روي اين تعداد و گروهها سرمايهگذاري كنيم.
در اين ميان به نظر شما چطور ميشود فعالان و كاربلدان حوزه مقاومت را در اين حوزه نگه داشت؟
اين ديگر كار انجمن است. اينكه مديران از فعالان اين حوزه حمايت كنند و امكانات را براي اجراي عموم و فعاليت اين اهالي مهيا كنند. متأسفانه فضاي كار براي هنرمندان وجود ندارد. انجمن وظيفه حمايت از اين گروهها را دارد. 15 آذر اين جشنواره مأموريتش تمام ميشود و ميرود تا دو سال آينده، به نظر من كسي كه دو سال ديگر قرار است مسئوليت داشته باشد از الان بايد اين سمت را تحويل بگيرد.
برنامههاي ويژهاي براي اين دوره از جشنواره داريد، به لحاظ ساختاري و اجراهاي عمومي گروههاي شهرستاني؟
بخش اول رپرتوار به گزارش انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس شامل 30 اثر اجرا شده است و من گزارش اين 30 اثر در سال 93 را گرفتهام و نسخه تصويرياش بازبيني ميشود و از ميان همه آثار بخش رپرتوار و نمايشهاي جديد بين 16 تا 20 اثر براي بخش رقابتي انتخاب ميشود. جشنواره مقاومت در سه بخش در سه سال برگزار ميشود، سال 93 به رپرتوار 30 اثر صحنهاي گذشته است با مديريت انجمن چون فاقد دبير و دبيرخانه بوده است، سال 94 بخش دوم اين رپرتوار است كه در فاصله زماني 25 شهريور تا هفته بسيج به دو گروه آثاري كه نسخههاي تصويريشان را فرستادهاند و آثاري كه ميخواهند توليد شوند، تقسيم شدهاند. در اين ميان برخي از آثار انتخاب ميشود و اجراي عمومي ميروند، كلاً 100 اجراي خياباني و صحنهاي را در اين جشنواره داريم. 60 اثر صحنهاي و 40 اثر خياباني در طول سال بايد اجرا شوند و ما 20 اثر صحنهاي و 20 اثر خياباني را به شرط كيفيت وارد بخش رقابتي ميكنيم. در نتيجه از سال 93 تا آخر سال 94 هر اثري كه به عنوان اثر اريجينال مورد حمايت جشنواره قرار گرفته توسط يك گروه 5 نفره مورد ارزيابي قرار ميگيرد و برگزيدگان هم به بخش رقابتي ورود پيدا ميكنند. بخش سوم ما بخش رقابتي جشنواره و برگزاري آن است. پيشبيني من اين است كه در فاصله زماني اول تا هفتم آذر تمام برگزيدگان كه حدود 20 اثر صحنه و 15 اثر خياباني هستند، باز در تكرار خودشان هم از شكل جشنوارهاي خارج شوند و شتاب جشنواره را بگيريم و بتوانيم سالنهاي بيشتري را تجهيز كنيم و نمايشها اجراي عمومي بروند و نمايشهاي اين جشنواره به جاي يك سئانس، مثلاً 5 شب اجراي عمومي بروند. اجراي عمومي آثار منتخب رقابتي هم در شهر خود و پايتخت اتفاق ميافتد مثلاً يك كار تهران در شمال كشور اجرا برود و بالعكس. نكته دوم اجراي عمومي اين است كه همه آثار در تهران اجرا بروند. من در وهله اول ميگويم 10اثر تهران در تهران اجراي عمومي ميشوند. ايدهآل من اين است كه از يكم تا ششم در شهر خودشان اجراي عمومي بروند. هيئت انتخاب، زنده اين اجراها را ببيند و داوري كند. اولويت دوم من اين است كه همين اين كارها در تهران اجراي عمومي بروند و بخش سوم هم شكل مرسوم همه جشنوارهها است. اين يك برنامه ويژه است براي جشنواره. در كنار اين مسئله ما در بخش كودك و نوجوان و عروسكي ميخواهيم چند كار را به صورت نمونه اجرا برويم. در بخش تئاتر خياباني همين اتفاق افتاده است، در كنار پرفورمنسهايي كه در مترو اجرا ميروند. ما پيشبيني كردهايم كه نمايشهاي صامت دو سه دقيقهاي با ظرفيتهاي بازه زماني حركت متروها در ايستگاههاي فرهنگي مترو اجرا شود. نمايشنامهخواني يكي از درامنويسان دفاع مقدس را در دستور كار قرار دادهايم. راديو نمايش در دستور كارمان است با اقتباس از رمانهاي دفاع مقدس و نشستهاي تخصصي. ما كارگروهي را در نظر گرفتهايم با حضور سرداران دفاع مقدس و سرداراني كه دغدغه جنگ دارند كه محافلي داريم از ايده تا اجرا و در آن وركشاپهايي را برگزار ميكنيم. بازخواني بخشهايي از كتابهاي ادبيات مقاومت از ديگر برنامههاي جشنواره است. ما فكر ميكنيم چطور ميتوانيم سهم بيشتري در بخش پژوهش داشته باشيم و چطور ميتوانيم توجه هنرمندان را از صورت بيروني مقاومت به درونمايههاي مقاومت جلب كنيم و خاستگاهها و انگيزههاي حقيقي دستمايه توليد اثر بشود.
اگر بخواهيد شعاري را به عنوان مانيفستي براي جشنواره بگوييد آن شعار چيست؟
هنوز اين اهداف به كلمه تبديل نشدهاند، به باور من دفاع مقدس ما تنها دفاع از مرزهاي ايران نبود و دفاع از حريم اسلام بود. جنگ ما بخش اعظمي از فرهنگ انقلابي ماست. يك چهارم عمر انقلاب ما جنگ بوده است. در جنگ جهاني دوم اين همه اثر ساخته شد و هنوز كه هنوز است آثاري در اين خصوص ساخته ميشود و مورد اقبال قرار ميگيرد در حالي كه موضوع آنها تنها وطن پرستي بوده و روحيه ايثار و حماسه ما در آن به چشم نميخورده. جنگ ما جنگ آرمانها بوده و ما براي آرمانهايمان جنگيديم. نگاه من انتشار اين واقعيتها در ابعاد جهاني است. براي اينكه نگاه ما متفاوت است. انقلاب ما سمبل مقاومت است. به نظر من ما در حوزه تئاتر مقاومت ناگفتههايي داريم كه پتانسيل اين حوزه را افزايش داده است. يكي از امتيازات ما كه كمتر از آن بهره ميبريم ذوق رهبري در حوزه فرهنگ و هنر است. ايشان سرشار از ذوق و خلاقيت و اهل مطالعه هستند و اين ثروتي براي اهالي فرهنگ و هنر كشور است. ما بايد قدر بدانيم كه عاليترين مقام جمهوري اسلامي دغدغه فرهنگي دارد، در كنار ساير سرمايههاي ايشان. به نظر من مقاومت تنها به جنگ نميپردازد و مقاومت در برابر هر گونه پليدي و حجم نابرابريها و رفتارهاي غيرانساني است. ما معتقديم در فلسطين يك هجوم غيرانساني شكل گرفته و هر كشوري را جاي اسرائيل بگذاريد محكوم است. مسئله ما فتح و كشورگشايي نيست بلكه عدالت و رستگاري است. زماني كه جمهوري اسلامي براي كرامت انساني منطقه يكتنه مبارزه ميكند نمادش بايد در چنين جشنوارههايي ديده شود.
خروجي جشنواره به چند كار خوب منتهي ميشود، مسئله اجراي عمومي اين نمايشها در سالنهاي معتبر چگونه خواهد بود؟
ما در سال 90 چند نمايش قابل توجه داشتيم كه اجراي عمومي شدند و به نظر من همينها پايه اصلي جشنواره شدند. در سال 94 هم تعدادي از اين آثار شايد اجراي كافي تا پيش از جشنواره نداشته باشند. كف ما 5 اجرا است در جشنواره ما اعتقاد من بر اين است كه هديه آثار برگزيده رپرتوار اين آثار تهران و ساير شهرهاي ايران باشد. از برنامههاي بعدي ما اين است كه در بازه زماني دي ماه تا پايان سال هم تدارك اجراي برگزيدهها را داشته باشيم. تنها جايي كه من موافق همكار هستم همين مسئله تئاتر مقاومت است. در تئاتر مقاومت به دليل ظرفيت و پتانسيلي كه دارد هر چند ارگان هم فعال باشند باز هم كم است. كاري كه ما ميكنيم آثار متأخر دارد و اگر كار درستي باشد تا آخرت ثوابش براي ماست. من هميشه در صحنه تئاتر وضو ميگيرم چون اعتقادم اين است كه عبادت ميكنم. اعتقاد من اين است كه در صحنه ثواب ميكنم. اعتقاد من اين است كه صحنه مقدس است و تقدس صحنه اين است كه شما يك حرف قدسي براي آرامش و ارتقاي فكر مخاطب ميزني و او را در مسير رستگارياش راهنمايي ميكني. تئاتر مقاومت تئاتر نابي است، تئاتري است كه نفسهاي مقدسي به آن گره خورده است، مثلاً شما نگاه كنيد نمايش خنكاي ختم خاطره چطور با تمام اقشار و سنين ارتباط برقرار كرد و نام خود را براي هميشه در تئاتر دفاع مقدس ثبت كرد. همين الان هم من دوست دارم نمايش خنكاي ختم خاطره براي بازتوليد روي صحنه برود چون ما ديگر تجربه چنين آثاري را نداشتهايم.