کد خبر: 742522
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۲
مروري بر پيشينه مسجد جليلي به مثابه پايگاهي براي ترويج انديشه‌هاي انقلابي
علي صدرزاده

تحولات ايران در زمينه اجتماعي و اقتصادي دهه 40، ريشه در نگاه جديد امريكا به كشورهاي جهان سوم داشت كه با اعمال سياست‌هاي نويني خواهان تحكيم پايگاه اجتماعي حكام اين كشورها براي مقابله و رهايي از سيطره كمونيسم بود. زمينه آن اجراي اصلاحات اجتماعي و اقتصادي از سوي حكومت بود كه در ايران به صورت اصلاحات ارضي و انقلاب سفيد نمود يافت.

گام‌هاي اوليه دولت كه طرح انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي بود، از همان ابتدا با مخالفت علما و مراجع، به‌خصوص امام خميني روبه‌رو شد. امام پس از آگاهي از اهداف حاكميت در وابستگي هر چه بيشتر به امريكا و اجراي زمينه برنامه‌هاي ضد‌ديني فعاليت سياسي خود را به‌طور جدي آغاز كرد. اصالت مبارزات ايشان براي مقابله با برنامه‌هاي دولتي ديگر مبارزان را در قالب گروه‌ها و احزاب سياسي مذهبي تحت‌الشعاع قرار داد.

تصميم دولت به انجام همه‌پرسي اصول مربوط به لوايح ششگانه با صدور اعلاميه‌اي از سوي امام خميني «رفراندوم اجباري» خوانده شد.

مقابله امام با دستگاه حاكميت وارد عرصه جديدي شد و آشكارا رژيم پهلوي را به مبارزه طلبيد. با اعلام عزاي عمومي از سوي امام در نوروز 1342، در واكنش به اعمال ضد‌اسلامي دولت اعلاميه‌هاي او در سطح وسيعي توزيع شد.

ايشان پس از رحلت آيت‌الله‌العظمي بروجردي به عنوان يك رهبر سياسي- مذهبي مطرح شده بود. پس از واقعه فيضيه و اتخاذ روش آشتي‌ناپذيري از سوي امام رژيم پهلوي براي به انزوا كشيدن او به تدابيري متوسل شد. ايجاد شكاف ميان امام با ساير مراجع و علما و در نهايت بازداشت امام پس از نطق او در عصر عاشوراي 1342- كه به‌طور مستقيم شاه و دستگاه حكومت پهلوي را مخاطب مي‌ساخت و حاوي انتقاد شديد از رژيم بود- از جمله اقدامات ايشان به شمار مي‌رفت. خروش مردم در اعتراض به بازداشت ايشان وقايع 15 خرداد را به دنبال آورد. امام پس از آزادي از مواضع سخت خود در قبال حكومت دست برنداشت و با تصويب لايحه كاپيتولاسيون مصونيت قضايي نظاميان امريكا به سختي به حكومت تاخت و سخنراني‌هاي تندي را ايراد كرد كه سرانجام به تبعيد ايشان از كشور منجر شد.

مقارن شروع نهضت، مسجد جليلي پاي به عرصه فعاليت نهاد. شرايط سياسي موجود زمينه كافي براي ايجاد حركت و فعاليت سياسي در مسجد را مهيا كرد. توزيع اعلاميه‌هاي امام بيان نظرات او و حمايت قاطعانه از رهبري امام در صدر كارهاي مسجد قرار گرفت و طيفي از فعاليت‌هاي آنها را شامل شد. اين وجه از فعاليت مسجد انگيزه بسياري از كساني بود كه در آن شركت مي‌كردند و در واقع هدف اصلي آنان براي حضور و مشاركت در مسجد بود.

شيوه فعاليت آيت‌الله مهدوي‌كني در مسجد جليلي

مسجد جليلي يكي از مساجد سياسي تهران و سياسي شدن مسجد نيز مرهون تفكر و عملكرد سياسي آيت‌الله مهدوي‌كني بود. وي از هنگام تصدي امامت آن تلاش كرد آنجا را از حالت سكون و ركودي كه ساير مساجد بدان مبتلا بودند، خارج كند و اين عامل مهمي در جذب مردم به مسجد بود. كارهاي سياسي زير پوشش كارهاي فرهنگي و اجتماعي صورت مي‌گرفت و از نظر تبليغي رساله امام تدريس مي‌شد. آيت‌الله مهدوي‌كني نحوه فعاليت خود را در اين مسجد چنين توصيف مي‌كند:

«بعد از فوت آقاي بروجردي، در مرجعيت احدي را اسم نياوردم و مي‌گفتم غير از امام كسي را نمي‌شناسم، آن وقت در مسجد كه بردن اسم امام ممنوع بود. اوايل كه مي‌شد رساله بخوانيم، مثلاً رساله را باز مي‌كردم و شكيات مي‌گفتم فتواي حضرت امام چنين است، البته آن زمان كه تعبير امام را به كار نمي‌بردند، مي‌گفتند آيت‌الله‌العظمي خميني... براي اينكه اسمش از ايشان بياورم فقط همين را مي‌گفتم. حالا مسئله سياسي نبود، ولي احساس مي‌كردم نام ايشان نبايد فراموش شود. در آن مقطع از مبارزه براي دستگاه بسيار ناگوار بود كه حتي اسمي از ايشان برده شود. يادم مي‌آيد مضمون يك آيه چنين بود، مشركين از كلمه رحمان تنفر داشتند، لذا وقتي مي‌شنيدند ناراحت مي‌شدند، ولي مي‌گفتند كلمه رحمان را نگوييد چون اين كلمه اسم خاص خداوند بود و به اعتبار رحمت عامه الهي با بت‌پرستي نمي‌ساخت، چون بت‌پرست‌ها اعتقاد نداشتند به خدايي كه در جميع شئون و همه عالم وجود دخالت كند... لذا مقيد بودم در هر منبري كه مي‌رفتم و بسم‌الله و خطبه مي‌خواندم مي‌گفتم امشب مي‌خواهم دو مسئله از فتواهاي آيت‌الله‌العظمي خميني را برايتان بگويم. حتي آنجايي هم كه در فتاوي اختلافي نبود و براي اينكه اسم ايشان را بياورم، مي‌گفتم ايشان هم همين‌طور گفته‌اند.»

مسجد جليلي بنا به گفته احمدرضا مختارپور يكي از اولين پايگاه‌هايي بود كه مبارزه با شاه را آغاز كرد:

«به همه مساجد سر مي‌زدم، مي‌رفتم... يعني جلسات مي‌رفتم. هيچ كجا جرئت اينكه اسم حضرت امام را ببرند و براي او صلوات بفرستند نبود، غير از اين مسجد... يعني خوب مي‌فهميدند مرجع استاد چه كسي است. [منظور از استاد آيت‌الله مهدوي‌كني است]. »(2)

گفتن از امام و ياد او كه در غربت مي‌زيست، عامل جذب بسياري از افراد به اين مسجد شد. اين افراد تا به امروز در آن فعال هستند. مهندس گل‌افشاني يكي از اين افراد است كه انگيزه خود را از ورود به مسجد جليلي چنين عنوان مي‌كند:

«بعد از رحلت حضرت آيت‌الله بروجردي كه آيت‌الله خميني مرجع تقليد شده بودند‌- البته اسامي چند نفر براي مرجع تقليد در روزنامه‌ها آمده بود، پنج شش نفر بعد از آيت‌الله بروجردي‌- زندگي اينها را بررسي كردم. از بين اين شخصيت‌ها حضرت آيت‌الله خميني را صالح يافتم و ايشان را انتخاب كردم. به همين خاطر مترصد بودم در مسجدي كه رساله حضرت امام خميني تدريس مي‌شد... بروم. منزل ما هم پل چوبي بود، اما با توجه به اينكه آنجا مسجدي به نام مسجد عمار ياسر داشت، اشتياق داشتم به ميدان فردوسي، ايرانشهر جنوبي كه حضرت آيت‌الله مهدوي‌كني آنجا امام جماعت بودند و خوشبختانه روابط ايشان با فرهنگيان و افراد تحصيلكرده بسيار حسنه و خوب بود و مثل حالا جاذبه داشت.»

اقشار شركت‌كننده در مسجد

به لحاظ قشرهاي شركت‌كننده دو ويژگي عمده را مي‌توان براي مسجد جليلي برشمرد: يكي جوانگرايي و جذب جوانان و دومي غير‌بومي بودن اعضا و شركت‌كنندگان آن. موقعيت محلي مسجد طوري نبود كه مراجعه‌كننده بومي داشته باشد. مسجد در منطقه تقريباً غير مسلمان‌نشين قرار داشت، بنابراين غير از كسبه و ساكنين محلي حتي ساكنين مسلمان نيز به مسجد رفت و آمدي نداشتند. علي قاضي از جمله كساني بود كه از محل مسكوني‌اش در قلهك به اين مسجد مي‌آمد و در فعاليت‌هاي آن شركت مي‌كرد.

«ويژگي مسجد جليلي اين است كه اصلاً اهل محل به آنجا نمي‌آيند. به دليل اينكه در گذشته در كنار آن رستوران، كاباره و هتل بود و ارامنه مي‌نشستند و نوعاً سكنه مسلمان نداشت. جز ايام ماه مبارك رمضان در بقيه مواقع سال جمعيت چنداني به آنجا نمي‌آمد. منهاي دهه‌هايي كه سخنراني بود، چون آقاي مهدوي از سخنرانان خاصي استفاده مي‌كردند و روحانيوني مي‌آمدند كه مسائل روز سياسي را مي‌گفتند. فقط به اين دليل يك مقدار جمعيت از اطراف و اكناف تهران مي‌آمدند. خود من از قلهك مي‌رفتم. با اينكه اين همه مسجد در قلهك و اطرافش هست دوستان ديگر هم از جاهاي ديگري مي‌آمدند.»

اغلب اعضاي ثابت مسجد از چهار سوي تهران بودند. آقاي هوشنگ دلشاد مي‌گويد:

«بچه‌هايي هم كه به اين مسجد مي‌آمدند اهل آن محل نبودند. منزلم نارمك بود، ولي خداوند اين‌جوري مي‌خواست كه به اين مسجد بياييم. هر كدام از بچه‌ها از يك جاي شهر مي‌آمدند و در اين مسجد جمع مي‌شدند.»

عامل مهم در جذب افراد، فعاليت مذهبي مسجد بود. به گفته هم او:

«ما كه آنجا مي‌رفتيم اهل آنجا نبوديم و بايد راه زيادي را طي مي‌كرديم تا به آنجا مي‌رسيديم. تنها عامل كشش ما به آن مسجد فعاليت مذهبي آنجا بود.»

حتي عده‌اي از كرج و قم براي استفاده از برنامه‌هاي مسجد به تهران مي‌آمدند و از راهنمايي‌هاي آيت‌الله مهدوي بهره مي‌بردند. از ديگر عوامل موفقيت مسجد پيوند آن با جوانان بود، چون فضاي حاكم بر دوره پهلوي دوم فضاي ديني نبود و آنچه مي‌توانست براي جوانان جذاب باشد نوع انديشه‌اي بود كه در مسجد ارائه مي‌شد. سيد محمدصادق قاضي طباطبايي دراين باره مي‌گويد:

«اساساً اين نوع افكار فقط جوان‌ها را مي‌توانست جذب كند. آن زمان افراد مسن يا نوعاً دنباله‌رو بودند و اهل ابتكار نبودند يا يك مقدار از شرايط سخت زمان مي‌ترسيدند. الان اين شرايط را نمي‌شود ترسيم كرد. وصفش آسان است، ديدنش واقعاً در آن زمان كه مثلاً از مسجد بيرون مي‌آمد و بايد اطرافش را نگاه مي‌كرد تا كسي تعقيبش نكند... در اين شرايط مبارزه كردن كار آساني نبود... اجمالاً جوان‌هايي دور آقاي مهدوي‌كني بودند.»

مسجدي براي جوانان

در ميان جوانان، دانشجويان سهم عمده‌اي در مشاركت در برنامه‌هاي سياسي و فرهنگي داشتند. مسجد براي بازدهي بهتر عملكردش روي جوانان، خصوصاً دانشجويان سرمايه‌گذاري كرده بود تا از گذر آن به نتايج دلخواه برسد، چه از نظر شناساندن مسجد به قشر تحصيلكرده به عنوان مركزي پويا در جهت مبارزات سياسي و مسائل فرهنگي و چه به لحاظ پرورش فكري جوانان و دانشجويان كه سدي در برابر كشش آنان به انحراف و مسائل غير‌اخلاقي بود. به گفته مهندس گل افشاني:

«آيت‌الله مهدوي‌كني شنبه شب‌ها كلاسي ترتيب داده بودند كه درس اقتصاد در آن تدريس مي‌شد، لذا اگر خوب دقت كنيم در آن موقع كمتر روحاني مي‌آمد به دانشجويان درس اقتصاد بدهد. ايشان به افرادي كه علاقه‌مند بودند اطلاعات و معلومات خودشان را افزايش بدهند، درس مي‌دادند و همين موجب شد دانشجويان در كلاسشان شركت و از نظرياتشان استفاده كنند. البته ايشان صرفاً به ذكر مطالب تخصصي نمي‌پرداختند. در حواشي و به موازات آن مسائل اسلامي را آن‌طور كه بايد و شايد جالب و ارزشمند باشد مطرح مي‌كردند كه مورد استفاده دانشجويان قرار مي‌گرفت.»

قشرهاي شركت‌كننده در مسجد در سطوح مختلفي بودند. گروهي تحصيلكرده، دانشجو و گروه ديگر كسبه و بازاري‌ها را تشكيل مي‌دادند. احمدرضا مختارپور بر اين باور است:

«دانشجوها كه مي‌آمدند... با خود حضرت آيت‌الله مهدوي‌كني صحبت مي‌كردند و يادداشت مي‌گرفتند. خود دانشجوها هم جلساتي داشتند كه كمتر دور و برشان مي‌رفتيم، چون سطح آنها بالا بود و ما در سطح پايين بوديم.»

مسجد در جذب جوانان و دانشجويان عملكرد بسيار موفقي داشت. حتي موفق به جذب دانشجويان مدرسه عالي حسابداري جنب مسجد شده بود. آنها در درس‌هاي آقاي مهدوي‌كني شركت مي‌كردند. علاوه بر اينها تعدادي از مبارزين سياسي نظير اعضاي سازمان مجاهدين خلق اوليه كه اعضاي نهضت آزادي بودند يا افرادي همچون سيد‌علي اندرزگو در جلسات مسجد شركت مي‌كردند.

سازمان مجاهدين خلق ايران يكي از تشكيلاتي‌ترين سازمان‌هاي مبارزاتي عليه حكومت پهلوي و يكي از اعضاي اين سازمان احمد رضايي بود. او در جلسات مسجد جليلي، كانون سخنراني‌هاي ضد‌رژيم حضور مي‌يافت. به گفته علي قاضي: «ساير اعضاي آن غالباً قبل از انقلاب در درگيري‌ها كشته شدند. آن موقع سازمان مجاهدين خلق اعتبار و آبرويي داشت و مثل بازماندگانشان اين بي‌آبرويي‌ها را نكرده بودند، مثل مرحوم مهندس ناصر صادق، مرحوم احمد رضايي و... در اصل چرخه اصلي فعاليت‌هاي سياسي مسجد جليلي را با هدايت آقاي مهدوي‌كني مي‌گرداندند... خانواده اينها در مراسم مي‌آمدند و چند نفر از بچه‌هايي كه مي‌آمدند در درگيري كشته شدند و به شهادت رسيدند. مهندس ناصر صادق را در دادگاه نظامي محكوم و سپس وي را تيرباران كردند... پايگاه و ملجأ همه آنها مسجد هدايت و مرحوم آيت‌الله طالقاني بود. هر موقع كه ايشان زندان يا تبعيد بودند، مسجد جليلي محل و مأواي اين آقايان بود و در جلسات هم نوعاً اينها حضور داشتند. بعضي وقت‌ها ممكن بود كارهايي را سرخود مي‌كردند كه مغاير با سياست كلي خود آقاي مهدوي‌كني بود. در عين اينكه معتقد بودند بايد فعاليت‌ها را ادامه داد و هر كس به هر شكلي كه مي‌تواند عليه شاه و حكومتش فعاليت كند، اما از كارهاي خودسر بدون اطلاع آنها ناراحت مي‌شدند.»

سيد‌علي اندرزگو از جمله پرورش‌يافتگان مسجد جليلي بود. وي به‌طور مرتب به مسجد رفت و آمد داشت. حتي زماني كه تحت تعقيب بود، مخفيانه در مسجد حضور مي‌يافت. محمد زرگر كه زماني سيد علي با برادر او مغازه لبنياتي داشت، خاطراتي از وي را چنين بيان مي‌كند:

«همين آقاي اندرزگو كه از دوستان ما بود... چند وقت پيش يك مغازه با برادرم باز كرده بود. برادرم الان معلم است و آن موقع طلبه بود و درس مي‌خواند. يك مغازه لبنياتي در بي‌سيم نجف‌آباد افتتاح كردند. سيد آدم بسيار عجيبي بود و يك موقع گفت مي‌خواهم بروم. اين جوان قبل از اين مسائل هم يك بار به من گفت امشب مي‌خواهيم به شهر ري برويم... مهدوي نامي آنجا بود كه درباري بود. گفت مي‌خواهيم خانه اين برويم. اندرزگو خيلي جوشي بود و واقعاً اخلاق اجداد طاهرينش را داشت... از مسجد جليلي از زير دست حاج آقا بيرون آمده بود. ايشان در چند سالي كه فراري بود يك بار كه در مسجد بودم متوجه شدم با لباس مبدل به آنجا آمد. سومين لباسي كه عوض كرده بود ايشان را شناختم. در جلسه‌اي شركت كرد... ديدم آن موقع با وجودي كه سيد بود با عمامه سفيد آمد. بعد به حاج آقا گفتم اين فلاني است. گفت هيچي نگو و صحبتش را نكن، چون تحت تعقيب است... سيد‌علي اندرزگو از بچه‌هايي بود كه دور و بر آقا مي‌پلكيد و به مسجد جليلي مي‌آمد. آقا هم به او كمك مي‌كردند. پدر زنش هم از اعضاي مسجد بود.»

آيت‌الله خامنه‌اي در مسجد جليلي

گروهي از چهره‌هاي شاخص انقلاب همچون آيت‌الله خامنه‌اي و آيت‌الله هاشمي رفسنجاني نيز پيش از انقلاب در سخنراني‌ها و برنامه‌هاي مسجد حضور داشتند. آقاي گل‌افشاني در‌باره رفت و آمد اين افراد خاطره‌اي را نقل مي‌كند:

«به‌طور كلي ما در مسجد جليلي شخصيت‌هايي كه مي‌آمدند زياد استفسار و استعلام نمي‌كرديم، چون مي‌ترسيديم ما را به ساواك ببرند و آنجا بازجويي كنند و از ما اطلاعات بگيرند. فكر مي‌كرديم اگر اطلاعات نداشته باشيم بهتر است، ولي گهگاهي ناگزير بوديم كسب اطلاع كنيم، از جمله يكي از شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشا حضرت آيت‌الله مهدوي‌كني به بنده اظهار مي‌كردند شما اين سيد جليل‌القدر را به ميدان شوش ببريد. گفتيم ما مي‌بريم، اما چرا ايشان با تاكسي نمي‌روند؟ حضرت آيت‌الله مهدوي‌كني فرمودند ممكن است از طريق ساواك شناخته شوند، چون اغلب رانندگان تاكسي ساواكي هستند و ممكن است ايشان را بشناسند... عرض كردم ايشان كه هستند؟ فرمودند آقاي خامنه‌اي. ما هم گفتيم چشم، مخصوصاً تأكيد كردند شما ايشان را ببريد.»

پس از تعطيلي مسجد هدايت، مسجد جليلي محل و مأواي فعالان سياسي مسجد هدايت بود. اين مسجد كه يكي از كانون‌هاي مبارزاتي عليه حكومت پهلوي بود تحت زعامت آيت‌الله طالقاني فعاليت‌هاي سياسي بارزي داشت و در كنار مسجد جليلي مركزي براي سازماندهي مخالفان حكومت محسوب مي‌شد و پس از تعطيلي آن مسجد جليلي به صورت پايگاه فعالان در آمد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار