
در اواخر سال 2010 ميلادي، قيام مردم مسلمان يمن عليه علي عبدالله صالح آغاز شد. امريكا و عربستان سعودي براي پيشگيري از حركتي شبيه حركت ملت ايران، علي عبدالله صالح را از قدرت بركنار و به جاي وي «منصور هادي» را بر تخت پادشاهي يمن نشاندند.
منصور هادي همان روش حكومتي ديكتاتور سابق يمن را الگوي خود قرار داد و انصارالله را مجبور كرد تا جلوي انحرافات وي را بگيرد. منصور نيز با هماهنگي عربستان تصميم به تقسيم يمن به شش كشور كرد. در پي اين نيرنگ، انصارالله و ديگر گروههاي يمني، منصور هادي را از مقام رياست جمهوري عزل كردند. منصور با حمايت عربستان سعودي به جنوب يمن گريخت تا در آنجا يك دولت مستقل را شكل دهد. با شكست اين طرح، منصور هادي به عربستان رفت و با همراهي پادشاه آن كشور و چراغ سبز امريكا، جنگي ظالمانه را عليه يمن راهاندازي كرد. اين جنگبيش از پنج ماه به درازا كشيد و عربستان در عملياتهاي گسترده هوايي به پيروزي نرسيد. از اين رو آلسعود با برخي از كشورها از جمله امارات ائتلاف كرد تا با راهاندازي جنگي زميني، پايتخت يمن، صنعا را به تصرف خود درآورد. اطلاع دقيق انصارالله از طرح عربستان و محل استقرار نيروهاي نظامي، آنان را وارد حركتي پيشدستانه كرد. انصارالله تصميم گرفت به پايگاه «الصافر» حمله موشكي كند. رزمندگان در صحنه و خدمه موشك با نام خدا، آيه 17 سوره انفال را قرائت كردند: «و ما رميت اذرميت ولكن الله رمي» - اين شما نبوديد كه آنها را كشتيد؛ بلكه خداوند آنها را كشت، و اين تو نبودي كه تير انداختي؛ بلكه خدا تير انداخت. پس از قرائت آيه،كليد موشك بالستيك از نوع «توشكا» به حركت درآمد. هدف، پايگاه «الصافر» در استان «مأرب» واقع در 250 كيلومتري شرق صنعا بود. موشك پس از شليك، به امر الهي، كمي تغيير مسير داد تا به قلب هدف بخورد. همانجا كه همه نيروهاي آموزش ديده تجمع داشتند؛ 4800 نيروي مزدور يمني، 800 نفر اماراتي، 2000 نفر از افغانستان و پاكستان و بحرين و ... به همراه 900 تانك و نفربر زرهي و 20 هليكوپتر آپاچي.
همه داشتند آماده عمليات ميشدند كه موشك به زمين خورد. 350 نفر از نيروهاي اماراتي و بحريني و عربستاني كشته شدند. 770 نفر نيز به شدت مجروح شدندو بيش از 200 نفر هنوز مفقودند. بيش از 40 تانك و نفربر، دهها ادوات نظامي، سه فروند هليكوپتر آپاچي و سه سكوي پرتاب موشك به طور كامل منهدم شد. انبارهاي سلاح و مهمات آسيبديده، انفجارهاي سهمگيني را به همراه داشت. تمامي پايگاه الصافر در آتش ميسوخت. همه تأسيسات و اتاق عمليات و سه باند فرود هواپيماها در آن آتش سنگين فروپاشيد. يك بار ديگر حقانيت انصارالله و مردم باايمان يمن تبلور يافت. خدا دشمنان مسلمانان و دينش را آواره كرد و قدرتشان را در هم شكست. هر جمعيتي كه براي دفاع از ارزشها برخيزد، مورد حمايت الهي و ياري از سوي خدا قرار ميگيرد. در جنگ بدر، پيامبر (ص) به علي (ع) فرمودند: «مشتي ريگ و سنگريزه به من بده.»
حضرت علي (ع) چنين كردند. پيامبر اعظم (س) آنها را به طرف مشركان قريش پاشيدند و به خواست خداوند بزرگ چشمان تمام مشركان از آن ريگها پر شد.
اين حركت معجزهآسا، مسلمانان را در جنگ بدر پيروز كرد. مسلمانان از نظر نيروي انساني و تجهيزات و سلاح در اقليت بودند و مشركان تا بن دندان مسلح بودند. اما خدا با نزول فرشتگان، دل مسلمانها را محكم كرد و با مشتي ريگ و سنگريزه، به پيروزي اهل ايمان كمك شاياني نمود. اين پيروزي كار خدا بود: «و اين تو نبودي كه تير انداختي، بلكه خدا تير انداخت.» آن روز هم كه ابرهه، پادشاه يمن تصميم گرفت خانه كعبه را به كلي ويران سازد، تصورش اين بود كه به هدف ميرسد، لشكر عظيمي را كه بعضي از سوارانش از فيل استفاده ميكردند، عازم مكه كرد. لشكر ابرهه براي در هم كوبيدن كعبه از كوههاي اطراف سرازير شهر مكه شدند. همزمان پرندگاني از سوي دريا فرارسيدند. هر پرنده سه عدد سنگريزه با خود داشت؛ يكي به منقار و دو تا در پنجهها. همه آن سنگريزهها را بر سر لشكريان ابرهه فروريختند. سنگها به هر كس اصابت ميكرد هلاك ميشد. وحشت عجيبي بر تمام لشكر سايه افكند. آنها كه زنده مانده بودند، پا به فرار گذاشتند. اما همانان نيز در وسط جاده مانند برگ خزان به زمين ميريختند. قرآن ميفرمايد: آيا نديدي پروردگارت با فيل سواران [=لشكر ابرهه كه براي نابودي كعبه آمده بودند] چه كرد؟! آيا نقشه آنها را در ضلالت و تباهي قرار نداد؟! و بر سر آنها پرندگاني را گروه گروه فرستاد كه با سنگهاي كوچكي آنان را هدف قرار ميدادند؛ سرانجام آنها را همچون كاه خورده شده (و متلاشي) قرار داد. خداوند اراده كرده است از حق و اهل حقيقت دفاع كند. امريكا نيز كه تصميم گرفت توسط نيروي دلتا، تحت عمليات پنجه عقاب، از صحراي طبس عملياتي را عليه جمهوري اسلامي ايران فرماندهي كند، با توفان شن مواجه شد.
در پنجم ارديبهشت 1359، هواپيماها و بالگردهاي امريكايي براي آزادي 53 گروگان در تهران، وارد فضاي پروازي ايران شدند. هنگام اجراي عمليات با ورود به حريم هوايي ايران، يكي از هليكوپترها در 120 كيلومتري راور كرمان دچار نقص فني شده و به اجبار فرود ميآيد و سرنشينان آن به بالگرد ديگري منتقل ميشوند. پس از آن هليكوپتر دوم نيز دچار نقص فني ميشود و به ناچار به ناوهواپيمابر بازميگردد. 12 هواپيما و بالگرد خود را به طبس ميرسانند و در تاريكي شب، در منطقهاي دورافتاده فرود ميآيند. در آن منطقه، هليكوپتر سوم نيز دچار نقص فني ميشود. فرمانده عمليات پس از تماس با امريكا و به دستور صريح كارتر؛ رئيس جمهور امريكا، دستور بازگشت نيروهاي دلتا را صادر ميكند. با برخاستن هواپيماها و بالگردها، توفان شن همه جا را ميپوشاند. يك هواپيماي سي 130 با يك بالگرد سياچ 53 برخورد ميكند و هر دو در آتش ميسوزند. در اين حادثه 8 نفر از نيروهاي امريكايي هلاك ميشوند و بقيه نيز به ناو نيميتز منتقل ميشوند. شكست نيروهاي دلتا و عمليات پنجه عقاب، يادآور فرود سنگريزهها بر سر لشكر ابرهه است. شايد به همين علت، آن روز شهيد محسن وزوايي همه نيروها را بالاي قله 1150 جمع كرد. نيروهايي كه برخي بريده بودند؛ اول با لحن زيبايي سوره فيل را براي آنان خواند و بعد گفت: برادران خوبم! همگي با هم اين سوره را ميخوانيم: «الم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل» - آيا نديدي پروردگارت با فيلسواران چه كرد؟!
طنين روحبخش تلاوت اين سوره در فضا پيچيد. ديگر تنها نبوديم. خداي كعبه با ما بود. حضورش را احساس ميكرديم. يكي از هليكوپترهاي ايراني روي آسمان ظاهر شد و با شليك موشكي، يكي از تانكهاي حزب بعث عراق را به آتش كشيد. همزمان دو فروند بالگرد توپدار دشمن در آسمان بازيدراز به هم اصابت كردند و متلاشي شدند. همه نيروها روحيه گرفتند و بر صف دشمنان تاختند. نزديك غروب آفتاب، سرنوشت نبرد نابرابر به نفع نيروهاي ايراني رقم خورد. گويا شهيد محسن وزوايي در كنار نيروهاي انصارالله و نيروهاي مردمي يمن ايستاده و يادآوري ميكند: برادران خوبم! همگي با هم سوره فيل را بخوانيم. شهيدان همت و باكري و زينالدين و حاجحسن تهرانيمقدم؛ همه با هم به همراه نيروهاي انصارالله فرياد ميزنند: «و ما رميت اذ رميت ولكنالله رمي...»؛ و موشك «توشكا» درست به هدف ميخورد، مثل هميشه كه خداوند بزرگ دشمنان دينش را هدف قرار ميداد؛ تا مردم يمن هم بدانند خدا ظالمان را در هم ميشكند.