مسجدالاقصي در طي روزهاي اخير آماج حملات و يورشهاي گسترده نظاميان صهيونيست قرار گرفته است. مکاني مقدس براي تمام جهان اسلام و حتي پيروان ساير اديان نظير مسيحيت و يهوديان مورد هتاکي ارتش صهيونيستي قرار گرفته چنانکه محافل رسانهاي از تخريب و آتش گرفتن بخشهايي از آن خبر دادهاند. البته اين اهانتها به مقدسات امر تازهاي نيست و صهيونيست ها همواره اين مکان مقدس را مورد هجوم قرار دادهاند.
بسياري بر اين عقيدهاند که حملات اخير مشابه آتش زدن مسجدالاقصي در سال 1969 ميباشد. حال اين سئوال مطرح ميشود که ريشه تجاوزات اخير صهيونيستها چيست و چه اهدافي را پيگيري ميکنند؟ پاسخ به اين پرسش را در يک جمله ميتوان خلاصه کرد و آن طرح صهيونيستها براي نابودي آثار اسلامي مسجدالاقصي و سلطه کامل بر آن است. صهيونيستها در طرحي هدفمند برآنند تا بيتالمقدس را از فلسطينيان و غيرصهيونيستها پاکسازي نمايند و از مهمترين ابزارهاي آنان را نيز سلطه بر مسجدالاقصي تشکيل ميدهد.
آنان با ادعاي واهي هيکلسليمان اين اشغالگري را صورت ميدهند. صهيونيستها در کنار حفاريها و اقدامات مخربي که بري به اصطلاح يافتن انساني هيکل سليمان صورت ميدهند با طرحهاي به اصطلاح عمراني محيط اطراف مسجدالاقصي را نيز در دستور کار دارند چنانکه گزارشها نشان ميدهد آنان با تخريب اماکن مقدسه و اطراف مسجد اقدام به ساختن فضاي شهري و تفريگاهها و پارکها مينمايند تا با ادعاي اموال عمومي سلطه بر بخشهايي از مسجدالاقصي را اجرايي سازند. محور مهم تحرکات صهيونيستها را بهرهگيري از شهرکنشينان براي ايجاد فضاي آشوب و ناامني تشکيل ميدهد. طرح صهيونيستها چنان است که ابتدا شهرکنشينان را راهي مسجدالاقصي ميسازند تا به تخريب آثار اسلامي و حتي مسيحي اين مکان مقدس بپردازند. جالب توجه آنکه ارتش صهيونيستي به بهانه جلوگيري از درگيري در مسجدالاقصي به بازداشت و سرکوب فلسطينيها ميپردازد.
آنچه اکنون صهيونيستها اجرا ميسازند در قالب تقسيم زمانبندي شدن ورود به اين مسجد است. رژيم صهيونيستي به بهانه آنکه نميخواهد تقابلي ميان فلسطينيها و آنچه يهوديان مينامند زمانبندي براي ورود آنها را مطرح ساخته است. اين طرح هر چند در ظاهر اقدامي امنيتي است اما در اصل براي اشغال و نيز پنهانسازي حفاريها و ساختو سازهاي اين رژيم در مسجدالاقصي ميباشد. مشابه اين پروژه در حرم ابراهيمي در الخليل اجرا شد به گونهاي که ابتدا تقسيمبندي زماني گرديد و به مرور حذف حضور مسلمانان و حتي ممنوعيت پخش اذان را اجرا ميکردند اکنون مشابه اين سناريو را در مسجدالاقصي پيگيري مينمايند تا زمينهساز سلطه صهيونيستها بر مکان مقدس باشد.تحقق اين رويا برابر با اشغال کل بيتالمقدس و نابودي کل فلسطين خواهد بود. نكته قابل توجه آنكه معطوف شدن افكار عمومي به مسئله پناهجويان پشت دروازههاي اروپا، حادثه روي داده در مسجد الحرام، آغاز نشست ساليانه سازمان ملل زمينه ساز دوري آنان از مسئله فلسطين و فرصت طلبي صهيونيست ها براي سلطه بر قدس شده است. صهيونيستها از فضاي بحراني جهان براي اشغال بخشهاي ديگري از فلسطين برنامه ريزي ميكنند.
حال اين سئوال مطرح ميشود که راه مقابله با اين طراحي صهيونيستها چيست؟ پاسخ به اين پرسش را در تحولات روزهاي اخير مسجدالاقصي ميتوان مشاهده کرد. کشورهاي عربي که صرفا به صدور بيانيه بسنده کرده و حتي به دنبال احياي روند سازش هستند چنانکه منابع خبري از نشست آنان با کميته چهارجانبه سازمان ملل براي سازش با رژيم صهيونيستي خبر دادهاند. ورود اين کشورها به همراهي با غرب عليه سوريه و جريان مقاومت گواهي بر عدم نگاه آنان به فلسطين است. سازمان ملل نيز که وظيفه برقراري امنيت و مقابله با متجاوزان را دارد نيز صرفا به بيان تاسف و توصيه کردن به مذاکرات سازش بسنده ميکند و عملا خود مولفهاي براي گستاخي بيشتر صهيونيستها گرديده است. وابستگياش سازمان به غرب رويکرد ضدفلسطين آن را رقم زده و صرفا به امور تشريفاتي نظير پذيرش برافراشته شدن پرچم فلسطين بر سر در اين سازمان ميپردازد. کشورهاي غربي نيز که ادعاي حقوق بشر سر ميدهندنيز تماما به حمايت از رژيم صهيونيستي پرداخته و به صورت مستقيم و يا با اقدام عليه جبهه مقاومت به اين رژيم خدمترساني ميکنند. با اين شرايط تنها يک گزينه براي نجات مسجدالاقصي باقي ميماند و آن انتفاضه است. انتفاضهاي که تاکنون دوبار برپا گرديده که دستاوردهاي بسياري براي فلسطين به همراه داشته است. اکنون ملت فلسطين يک گزينه در پيشروي دارد و آن مقاومت سراسري است که ميتواند شکست صهيونيستها را رقم چنانکه نتيجه آن را در سرجنگ غزه ميتوان مشاهده کرد.