همين چند فراز نشان ميداد اين ديدارها چقدر جالب و پرنكته بودهاند. اين مختصرِ منتشر شده پيوند زيبايي بين بدنه عادي جامعه و مقام معظم رهبري و شهدا ايجاد ميكرد. در ذهن مجموعه صهبا دغدغهاي براي بررسي سابقه اين ديدارها و كيفيت آنها ايجاد شد. تحقيقات و پرسوجوها خبر از ماجرايي قديمي ميداد كه چون رودخانهاي بهشتي آرام، زلال و باصفا همواره روان بوده و هست و فقط چند مورد از صدها ديدار بازتابي بين مردم داشتهاند. به هر حال صهبا هر روز براي رسيدن به محتواي اين ديدارها و پرداختن به آنها مشتاقتر ميشد و به دنبال راهي براي رسيدن به آنها ميگشت.
از مهمترين ويژگيهاي اين ديدارها اين است كه حضرت آقا بدون تشريفات معمول ديدارهاي ديگر خيلي صميمي وارد خانه شهدا و با آنها همصحبت ميشد. ديدارهايي پربار و پرنكته چه از لحاظ بيانات و چه از لحاظ برخوردها و رفتارهاي ايشان. ويژگي ديگر آنها اين است كه تداوم داشتهاند، تداومي كه خبر از اهميت بسيار بالاي اين موضوع براي حضرت آيتالله خامنهاي دارد. در ميان فشار كارهاي اجرايي و مديريتي زمان رياست جمهوري و اوج جنگ تا زمان رهبري و شدت فعاليتهاي ايشان چه در حوزه مسائل كشور و چه برنامههاي علمي و مطالعاتي اين ديدارها متوقف نشدهاند. تعدادشان كم و زياد ميشد، اما هيچوقت متوقف نشد. به هر حال همه چيز نشان ميداد اين ديدارها گوهرهايي هستند كه بايد به مردم انتقال داده شوند تا آنچه براي رهبر جامعه اسلامي تا اين اندازه اهميت دارد براي مردم هم روشن شود و آنها هم از انوار خانوادهها و معنويت و نور اين ديدارها تا حدي بهره ببرند.
پرسوجوها نشان ميداد رويه حضور در منازل شهدا از قديم مربوط به دفتر ارتباطات مردمي معظمله ميشود. به هر طريقي با خواهش و درخواست به سراغ مسئولان عزيز اين دفتر رفتيم، اما ملاحظات بحق آنها در مورد اهميت و حساسيت مدارك مربوط به ديدارها مانع دسترسي هر مجموعهاي به آنها ميشد. بالاخره پس از اصرار و سماجت با اعتمادي كه ناشي از لطف اين دفتر به مجموعههاي فعال فرهنگي و مردمي بود، موافقت كردند فقط برخي از اسنادِ يكي دو مورد از اين ديدارها را در اختيار صهبا قرار بدهند به اميد آنكه رايحه خوشي از اين ديدارها در ميان مردم منتشر شود و دلها را لطيف، نوراني و متوجه كند.
و اما اين كتاب:
محدوده خيابان ابوذر مشهد، در محله احمدآباد در شب جمعه 7/1/1376 ميزبان مهمان عزيزي است كه بيسر و صدا به خانوادههاي شهدا سر ميزند. ايام ديد و بازديد عيد است و آن شب رهبر انقلاب به خانه پنج خانواده از حقداران انقلاب ميروند كه فرزندانشان را بر سر اين حمايت اهدا كردهاند. آن گوهر نابي كه به دست صهبا رسيد برخي از اطلاعات مربوط به اين پنج ديدار است. همين اطلاعات اوليه مدهوشكننده بودند. هر ديداري به فراخور شرايط خانواده و شهدايشان لطف خاص و نكتههاي زيباي خودش را داشت. وقت كم بود و ميبايست در كمترين زمان ممكن اين كار به خروجي ميرسيد. اين اطلاعات را همراه خود برداشتيم و به مشهدالرضا مشرف شديم تا بعد از زيارت و استمداد از حضرت رئوف(ع) اين خانوادهها را ببينيم و با آنها صحبت كنيم. از شهدايشان و آن شب، يعني 7/1/1376. مهمان خانوادههاي شهيد حميدرضا سمرقندي، شهيدان مجتبي و محسن عاشوري، شهيدان مسعود و مهدي ميرزايي، شهيد غلامحيدر رستمي و شهيدان محمدمحسن و حميد سماعي يكتا شديم. در اين خانهها لحظات نابي بر ما گذشت كه تا آخر عمر فراموش نخواهيم كرد. با توشهاي غني و سنگين از مشهد بازگشتيم تا اين پنج ديدار را روايت كنيم. بار ارزشمند و سنگيني به دوش بدني ضعيف بود. قلم امثال ما كجا و سرودن در رثاي شهدا و عرض ارادت ولايت در منازل آنان كجا... از طرفي شرمندهايم و از طرف ديگر خوشحال كه ما نيز كلاف به دست در صف خريداران يوسف هستيم. باشد كه مقبول افتد. حاصل كار اين كتاب است با پنج روايت كه هر كدام از يك زاويه ديد و از جايي وارد داستان شهداي خانواده و ديدار حضرت آقا با آنها ميشود. سعي شده درباره ديدار تمام آنچه را كه در حدود 15 دقيقه گذشته است كاملاً بازگو شود.