اينكه هر كس چطور فراغت ميكند در اولين مرحله به برداشت ما و تصور ما از زمان فراغت بستگي دارد. متأسفانه برخلاف تعريف واقعي زمان فراغت زماني است فارغ از هرگونه مسئوليت اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي. يعني شما وقتي توانستيد از بين همه زمانهايي كه مربوط به انجام كارهاي اداري، فعاليتهاي خانه و مسئوليتهاي اجتماعيتان زماني را خالي پيدا كنيد اين همان زمان فراغت شماست.
حقيقت اين است كه همه ما با توجه به شرايط خود بايد به اندازه خاصي كار كنيم تا منبع درآمد كافي داشته باشيم، بايد به اندازه كافي به امور مربوط به خانواده خودمان اعم از همسر و فرزند رسيدگي كنيم، مسئوليتهايي كه در نهادهاي اجتماعي برعهده داريم را انجام دهيم همه اينها را كنار بگذاريد باز هم ما زماني داريم براي خودمان كه ميتوانيم آن را از بين زمان فراغتمان پيدا كنيم.
وقتي انسان در طول هر روز به طور متوسط 9 ساعت كار اداري انجام ميدهد و در اغلب مواقع درگيريهاي خانوادگي و مسئوليتهاي متفرقه ديگر هم دارد براي اينكه انرژي خود را حفظ كند، هر از چند گاهي به فكر خودش باشد و براي رشد و شكوفايي شخصيت خود قدمي بردارد لازم است كه به فكر برنامهريزي اساسي براي زمان فراغتش باشد.
بخش مهمي از برنامهريزي زمان فراغت را ميتوان با توجه به معناي اين كلمه تدارك ديد. اوقات فراغت از دو كلمه اوقات و فراغت تشكيل شده است كه اوقات در لغت جمع كلمه وقت يعني هنگامها، روزگارها و ساعات تعريف شده است. فراغت هم در زبان فارسي و در معناي لغوي به معناي آسودگي و آسايش است. آسودگي، آرامش و آسايش دقيقاً دو كلمه با معنا و كاربرد مقابل كلماتي مثل كار، مشغله و درگيري روزمره هستند. فراغت در لغت به معناي آسايش، فراغ، آرامش و استراحت است كه اوقات فراغت در حقيقت معناي كاملي ميشود از زمان آزاد بودن از كار، درگيري و فرصت و مجالي براي فارغ شدن و آرامش پيدا كردن.
در فرهنگ معين نوشته دكتر محمد معين معناي فراغت پرداختن از فراغ آسايش و استراحت و فراغت داشتن منظور آسوده بودن و آرامش داشتن عنوان شده است در حالي كه دكتر حسن عميد معتقد است بيتاب شدن و بيآرامي و ناشكيبايي و اضطراب آسايش و آسودگي از كار و شغل معني واقعي فراغت است.
در جلد 27 لغتنامه علي اكبر دهخدا آمده است اوقات فراغت: وقت، مقدار زماني كه براي امري فرض شده ساعت فرصت گاه زمان مدت كه جمع آن اوقات است.
البته در جاي ديگري از همين فرهنگ دهخدا آمده است: آسايش و استراحت ضد گرفتاري از كار و مشغله و همچنين فراغت داشتن يعني غفلت داشتن و فراموش كردن.
در فرهنگ جامع فارسي – انگليسي حجيم فرهنگ معاصر و در لغتنامه لغتنويس معروف فرانسوي نوشته شده فراغت فرصت و زماني است كه پس از اتمام كار و مشغله روزانه باقي ميماند. بيان معاني مختلف كلمه اوقات فراغت به اين دليل بود كه مرز ميان فراغت و تفريح در كشور ما مشخص نيست. ما ايرانيها متأسفانه بهجاي آنكه بهدنبال زماني براي فراغت باشيم فرصتي پيدا ميكنيم براي تفريح. اينكه ما تفريح ميكنيم اصلاً بد نيست اما مهم اين است كه ما زمانهاي هدفدار و مهمي مثل فراغت را هم درست مثل زمانهاي تفريح و شادي سپري ميكنيم. با همه اين تفاسير و معاني اوقات فراغت زماني است فارغ از همه مسئوليتها و دغدغههايمان براي پرداختن به كار و فعاليتي كه از انجام آن لذت ميبريم و در جهت شكوفايي استعدادهاي درونيمان است. در حالي كه زمان تفريح زماني است صرفاً براي خوشگذراني بدون هدف آموزشي و بدون درنظر گرفتن تفاوتهاي استعدادي انسانها با يكديگر.
اگرچه يكي از ابعاد مهم تفريح بازي است و بازي يك پديده طبيعي و سرشتين است كه ابعاد مهم رواني و اجتماعي خاص خود را دارد اما حقيقت اين است كه از ديدگاه اجتماعي بازي يكي از راههايي به شمار ميآيد كه جامعه براي كودكان فراهم ميآورد تا استعدادها وتواناييهاي دروني خود را كشف كنند به گونهاي كه اين استعدادها و تواناييها در شكل اجتماعي وفرهنگي صحيح كنترل و هدايت شوند و اين معطوف به قشر و نسل كودك است و لاغير. يعني شما نميتوانيد با اين ادعا كه بازي كردن و تفريح هم آموزههاي مفيد دارد زمان فراغتتان را به تفريح و بازي اختصاص دهيد.
يكي از مهمترين برتريهاي زمان فراغت نسبت به ساير زمانهاي زندگي ما اين است كه چون زمان فراغت زمان و نقطهاي است درست در تقابل با كار و مسئوليت ما اين زمان را بايد به انجام كارهايي بپردازيم كه هم دوستشان داريم هم استعدادشان را داريم. با اين كار با يك تير چند هدف را همزمان ميزنيم. ما با برنامهريزي براي فراغتمان به شكوفايي استعدادهايمان كمك ميكنيم، كارهايي را انجام ميدهيم كه لذت ميبريم، به دانشمان ميافزاييم و چون شاخصه برنامه زمان فراغت غيرموظف و آزاد بودن انتخاب است پرداختن به اين فعاليتها باعث ايجاد شوق و رغبت ميشود.
تنوع برنامههاي فراغت و انتخاب متناسب با علايق و استعدادهاي شخص ميتواند علاقهمندي بيشتر جوانان به عرصههاي مختلف آموزشي را همراه داشته باشد چنانچه براساس نتايج تحقيقات انجام شده از سوي سازمان ملي جوانان، اغلب الگوهاي رفتاري جوانان را چهرههاي مورد علاقه آنان در ميان موضوعات فراغتي تشكيل ميدهند. دقيقاً به همين دليل است كه ميتوان با قاطعيت گفت اوقات فراغت، بهترين و اساسيترين زمينهساز رشد شخصيت و شكلگيري هويت جوان است. زمان فراغت ميتواند جوان را چنان قادر كند كه در آينده به عنوان عنصري فعال، خلاق و پويا در جريان هويتيابي خويش نقشآفريني كند.
فراموش نكنيم كه همه محدوديتها و حد و مرزهايي كه براي فعاليتهاي مختلف اعمال ميشود مثل سطح درآمد و طبقه اجتماعي در زمان فراغت وجود ندارد و چون فراغت در دنياي امروز تنها به طبقات ممتاز و متنعم اختصاص ندارد و به طبقات ديگر هم تعميم يافته است ميشود از اين زمان براي غني شدن نسل بعد استفاده كرد.
همه اين تفاسير و توضيحها براي اين بود كه بدانيم 1- لازمه زندگي صنعتي و كلافهكننده اين روزهاي همه ما اين است كه حتي اگر زماني براي فراغت نداريم بگرديم و با يك برنامهريزي متعادل از بين همه ساعتهاي روز، هفته، ماه و سال براي خودمان زمانهاي اختصاصي براي فراغت پيدا كنيم. 2- براي فراغتمان برنامهريزي كنيم و براساس آنچه دوست داريم يا آموزش ببينيم يا فعاليت مفيد داشته باشيم. 3- فراغت را با تفريح و خوشگذراني اشتباه نگيريم. زمان تفريح هرچقدر هم آموزنده باشد با زمان فراغت و آموزههايش غيرقابل مقايسه است. 4- زمان خواب به هيچ وجه نميتواند زمان فراغت شما باشد. اينكه فكر كنيد اين آخر هفته زمانتان خالي است پس بهتر است اين زمان را به فراغت و خوابيدن اختصاص دهيد سخت در اشتباه هستيد؛ خودتان را گول نزنيد. اوقات فراغت فرصتهاي طلايي است كه ميتواند حتي با آموزههايش به منبع درآمدي براي هر نسل تبديل شود. فراغت فرصت طلايي است البته اگر قدر آن دانسته شده و طلاگونه در مورد آن انديشه شود. همانگونه كه گفته ميشود وقت طلاست و آن را بايد به فرصت و فرصتها را به موقعيت تبديل كرد.
*
روانشناس اجتماعي