مرز بين مجاز و غيرمجاز بودن يك پديده كجاست؟ پديدههاي غيرمجاز چگونه امكان بروز پيدا ميكنند؟ نهادينه شدن پديدههاي غيرمجاز چه پيامدهايي را براي جامعه به دنبال دارد؟
دامنه پديدههاي غيرمجاز اين روزها بيش از هر زمان ديگري خودش را نشان ميدهد. مثل سر برآوردن شهري غيرمجاز از دل طبيعت در گردنه حيران كه در عين ساختار غيرمجازش، از همه امكانات مجاز و بيبديل شهري هم برخوردار است. اين يعني چشمهاي قانون خواسته يا ناخواسته هنگام سر برآوردن اين شهر به روي اين تخلف بزرگ بسته شده است. موضوع تنها به ساخت و سازهاي غيرمجاز در گردنه حيران و زمينخواريها، درياخواريها و كوهخواريها منتهي نميشود كه اين پديدههاي مواج كه تا چند روز ديگر غبار فراموشي بر آن مينشيند، پيشينه ديرينه دارد و در گذر زمان به گونههايي متفاوت خودش را نشان ميدهد.
پديدههاي غيرمجاز در همه لايههاي جامعه شيوع پيدا كرده است. همين چند روز قبل بود كه رئيس پليس پايتخت خبر داد كه مأموران تحت فرمانش درهاي 252 باشگاه بدنسازي و 272 كافينت غيرمجاز را پلمب كردهاند. تجربه نشان داده است كه پديدههاي غيرمجاز بعد از شكلگيري تكثير شده و آنقدر شيوع پيدا ميكند كه به معضلي اجتماعي تبديل شود. آن وقت است كه اگر در جريان حادثهاي جانهايي ستانده شود و ماجرا آنقدر بزرگ شود كه سرنخهاي آن به اين پديده غيرمجاز گره بخورد، تلاشها به كار گرفته ميشود، تيمهاي كارشناسي دست به تحقيق ميزنند و آنگونه كه مرسوم است به دنبال مقصران ماجرا ميگردند. يافتن مقصران و مجازات آنها هرچند الزام قانوني است اما شيوع اين پديدهها حكايت از اين دارد كه مجازات قانوني بازدارنده نيست؛ چراكه در سايه همين مجازاتها، پديدههاي غيرمجاز مجال بروز و شيوع پيدا كردهاند. بازگرديم به پرسشهاي مطرح شده و با مرور آنچه مطرح شد ميتوان به وضوح دريافت كه مرز بين مجاز يا غيرمجاز بودن يك پديده را قانون مشخص ميكند كه در نبود ابزارهاي لازم براي اجراي قانون، پديدههاي غيرمجاز شيوع پيدا كرده و باعث سلب اعتماد عمومي به جايگاه والاي قانون ميشود كه همه افراد جامعه بايد در سايه امن آن احساس آرامش كنند.