کد خبر: 739701
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۰
نيم نگاهي بر اثر نو انتشار «‌دكتر مصدق و مجلس هفدهم»
مدت‌ها در انديشه بررسي، نقد و نگارش حوادث سال‌هاي 1328 تا 1332 بودم، ولي همواره دو مسئله مرا از اين كار باز‌مي‌داشت.
عبدالله شكري

موضوع اول كه باعث ترديد در من مي‌شد، ضرورت يا عدم آن و حتي تا حد زيادي خلاف مصلحت دانستن آن بود و مسئله دوم ترديد در رعايت بي‌طرفي بود، چون از نوجواني تا ابتداي جواني ـ سال‌هاي 1330 تا 1342 ـ ابتدا به دليل كمي سن بدون عضويت در حزب زحمتكشان ملت ايران طرفدار آقاي دكتر بقايي و سپس تا سال 1342 عضو حزب بودم و در آن سال بدون استعفاي كتبي و اعلام رسمي به دلايلي از حزب كناره گرفتم.

در مورد ضرورت يا عدم ضرورت نگارش آن جريانات با نگاهي به كتاب‌ها، مقالات و سخنراني‌هايي كه همه روزه در رسانه‌هاي ايران، راديو و تلويزيون‌هاي خارج از كشور مطرح شده و همواره با قلب واقعيت‌ها رو به افزايش است، دليلي نديدم فقط اين يك نوشته رعايت مصلحت را بكند و اگر قرار باشد رعايت مصلحت شود، شايسته‌تر آن است كه طرفداران آقاي مهندس بازرگان اين موضوع را در نظر بگيرند و به خواسته ايشان توجه كنند. آقاي مهندس بازرگان در 14 اسفند 1359 تحت عنوان اعلاميه نهضت آزادي اعلام كرد نهضت آزادي ايران هشدار مي‌دهد طرح بعضي از مسائل انحرافي از قبيل اختلافات آن زمان ميان دو رهبر كشور مرحوم كاشاني و مرحوم مصدق تنها به نفع دشمنان انقلاب اسلامي خواهد بود. آنها كه اين اختلافات كهنه را دامن مي‌زنند نمي‌دانند اصل اين اختلافات به نفع چه كساني تمام مي‌شود.

ولي امروز متأسفانه پس از گذشت 60 سال هر روز تنور آن داغ‌تر مي‌شود و در گرم كردن اين تنور كساني بسيار مي‌كوشند خود را پيرو آقاي مهندس بازرگان بدانند و آنان بيش از ديگران قداست قلم را ناديده مي‌انگارند و به جاي آنكه فكر و انديشه صادق در نوشته‌هايشان به كار برند، اين قلم بي‌اختيار و رها شده آنهاست كه به جولان در‌مي‌آيد و ميدانداري مي‌كند و مانند يك قاضي كه به هنگام صدور رأي از خلافكار بودن متهم صد در صد اطمينان دارد به داوري مي‌نشينند و در تمام مسائل بدون هيچ‌گونه سند، مدرك و درك واقعيت و در مواردي بدون داشتن كمترين اطلاع و به كار بردن ذره‌اي انصاف حكم صادر مي‌كنند. اين روش و طرز نگارش تنها مربوط به طرفداران آقايان دكتر مصدق و مهندس بازرگان نيست، بلكه ديگران هم در استفاده از اين بي‌قيد و بندي‌ها بي‌بهره نيستند، ولي طرفداران آقاي دكتر مصدق بيش از ديگران به اين كارها دلبستگي دارند و گاه آن‌چنان قلم را رها مي‌كنند كه گويي با مخالفين خود خصومت سخت و ديرينه تا حد پدركشتگي دارند.

اما در مورد ترديد در رعايت بي‌طرفي كه طبعاً براي كسي كه 12 سال از بهترين سال‌هاي عمرش را با جمعي گذرانده بسيار مشكل است عواطف نسبت به دوستان سابقش را يكباره از دست بدهد. خلاصه اينكه درباره رعايت بي‌طرفي چنين به نظرم رسيد كه از نوشته‌ها و گفته‌هاي مخالفين آقاي دكتر مصدق اعم از آيت‌الله كاشاني، دكتر بقايي، حائري‌زاده، مكي، طرفداران و نزديكان آنان استفاده نكنم و كليه اسناد و مدارك اين كتاب از زبان آقاي دكتر مصدق و حاميان ايشان آورده شد و توضيحاتي را كه خود من لازم مي‌دانم يا در داخل پرانتز يا در پاورقي بياورم و گاهي لازم مي‌شود نوشته‌ها و گفته‌هاي آنان يا خود را در گيومه يا پرانتز قرار دهم.

موضوع ديگري كه ذكر آن لازم است اين است كه در اين نوشته‌ها از هيچ كس حمايت نخواهد شد، بلكه همه مطالب مطروحه جنبه دفاع دارد، زيرا حمايت معمولاً توجيه رفتارهاي نادرست اشخاص است، ولي دفاع نشان دادن موارد خلافي است كه به ديگران نسبت داده مي‌شود و در واقع رفع اتهامات نابجايي است كه به اشخاص وارد شده است. ضمناً اين دفاع تنها به آيت‌الله كاشاني ـ كه اصلاً احتياجي به دفاع نداشته‌ است و ندارند ـ دكتر بقايي، حسين مكي و... مربوط نمي‌شود، چون تا آنجا كه برايم مسلم شده است اتهام خيانت، اجنبي‌پرستي، ديكتاتوري و... كه توسط آقاي دكتر مصدق، پيروان و حتي مخالفين بعدي ايشان به بسياري از سياستمداران زده شده، اثبات نشده است.

به اين موضوع اشاره مي‌كنم كه من طرفدار هيچ كس نيستم، چون هيچ يك از رجالي را كه از سال 1328 مي‌شناسم شايسته حمايت نمي‌دانم و با اينكه انتقادات زيادي نسبت به آقاي دكتر مصدق دارم، ولي مثلاً در‌باره دكتر بقايي، بعضي از آن انتقادات را به نحو شديدتري دارم. خلاصه اينكه اگر خلاف‌گويي‌هاي بعضي از نويسندگان مجله ايران فردا نبود، من زحمت اين نوشته را به خود نمي‌دادم و جواب به بي‌انصافي‌هاي ديگران را به عهده همان كساني مي‌گذاشتم كه اين كار را خوش مي‌دارند و آن‌چنان از قلم استفاده مي‌كنند كه نويسندگان ايران فردا استفاده مي‌كنند.

به هر حال اميد دارم اين نوشته كه جنبه دفاع از مظلومان سياسي دارد، برآمده از واقعيت و حقيقت باشد و هر كس نسبت به هر موضوعي از آن كه ايراد دارد، ايرادش متوجه گوينده آن مطلب يعني شخص دكتر مصدق و حاميان ايشان باشد مگر اينكه كسي بتواند در نقل مطالب تحريفي بيابد يا مطلب بدون سند پيدا كند كه فقط در اين صورت ايراد متوجه من خواهد بود. بديهي است چون در اين كتاب هم از دكتر مصدق و هم مخالفان ايشان به‌خصوص دكتر بقايي و در يك مورد هم از آيت‌الله كاشاني انتقاد شده است، اين نوشته به مذاق هر دو طرف ناخوشايند باشد و نويسنده مغضوب همه واقع شود، ولي اگر توانسته باشم موضوعات مطرح شده را با بي‌غرضي و بي‌نظري آورده باشم از حب و بغض هيچ كس نبايد باكي به خود راه بدهم، بلكه خوشحال باشم كه اين نوشته راه و دليلي براي آيندگان باشد. در پايان به اين مطلب هم بايد اشاره كنم كه در اين كتاب حتي‌المقدور از نظريات مقامات خارجي آن زمان كه در ايران بوده‌اند ـ جز در موارد نقل قول از نويسندگان ايراني ـ استفاده نشده است، چون همان‌طور كه خاطره‌نويسان ايراني به كرّات اعلام كرده‌اند مقامات خارجي اعم از انگليسي يا امريكايي هر موضوعي را بنا بر منافع خود نوشته‌اند كه اين مطلب را قطعاً در خاطرات مقامات مسئول يا غير‌مسئول و موافق و مخالف شاه و مصدق ديده‌ايد. همچنين نظريات آنان با يكديگر تفاوت دارد و هر كس سعي كرده است خود را عامل اصلي جريانات نشان بدهد و در كشور خود از اين مسائل به نفع خويش بهره‌برداري كند.

بايد بگويم در اين نوشته به ناچار بعضي از مطالب جنبه تكرار پيدا خواهد كرد و نيز غلط‌هاي چاپي در آن وجود خواهد داشت و ويرايش كتاب نيز مطابق دستورالعمل فرهنگستان ايران نخواهد بود، چون به همه آن دستورالعمل‌ها اعتقاد ندارم. بنابراين هر نوع ايرادي از اين جهات متوجه خود من است و از خوانندگان عزيز پوزش مي‌طلبم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها