امسال يادبود 11 سپتامبر در امريكا رنگ و بوي ديگري داشت. 11سپتامبر 14 سال قبل دولت امريكا به رهبري جمهوريخواهان را وارد راديكالترين كنش در عرصه بينالمللي كرد به نحوي كه به نام جنگ با تروريسم جبههاي از متحدان خود تشكيل داده و با لشكركشي به افغانستان و دو سال بعد به عراق، دوران جديدي از مرگ و خون به راه انداخت. بايد گفت اين دوران تمام نشده چنان كه آثار آن در اين دو كشور و ديگر كشورهاي منطقه ادامه دارد اما امريكا امسال در شب سالگرد آن واقعه درگير موضوع ديگري بود كه سابقهاي طولانيتر از اين دوران دارد. اين موضوع همان توافق هستهاي و برنامه آن به نام برجام است كه قرار بود مجلس سناي امريكا در شب 11 سپتامبر به آن رسيدگي كند. رأي منفي مجلس سنا از قبل معلوم بود چراكه اكثريت اين مجلس به دست جمهوريخواهان بود و آنها متحد و يكپارچه مخالف برجام هستند اما دموكراتها به تدريج موافقت خود را با برجام و حمايت از رئيسجمهور دموكرات خود اعلام كردند. جمهوريخواهان از ابتداي كار انتظار پيروزي نداشتند بلكه ميخواستند رأي مقابل دموكراتها تنها در حدي باشد كه به اوباما كمك كند رأي آنها در رد برجام را وتو كند. اين به معناي ورود اوباما به تصميم سنا بود و به اين ترتيب، جمهوريخواهان ميتوانستند بگويند برجام به رأي اوباما و نه نمايندگان مردم اجرايي شد. اين انتظار جمهوريخواهان برآورده نشد و جبهه دموكراتها به آن حد رسيد كه با استفاده از آييننامه داخلي سنا مشهور به فيلي باستر، موفق شدند برجام را از دستور كار مجلس خارج كنند تا رأيگيري براي رد آن خود به خود منتفي شود.
اين يك شكست سنگين براي جمهوريخواهاني بود كه 14 سال قبل آن آتش را به جان جهان انداختند اما در سالگرد آن واقعه نتوانستند با وجود اكثريت در هر دو مجلس مانع از اجرايي شدن برجام بشوند. با وجود اين، بايد گفت كار در امريكا تمام نشده و نميتوان گفت امريكا به عنوان يكياز كشورهاي تأثيرگذار در اجراي برجام موضع مثبت و روشني در قبال اين برنامه دارد و حالا ميتوان از دوران برجام و پسا تحريم سخن گفت. در واقع اتفاقات مجلس سنا و موضعگيري بعدي جمهوريخواهان در بعد از آن يك نكته را ثابت كرده و آن عدم پذيرش شكست از سوي جمهوريخواهان است و حتي اعلام صريح رهبران آنها مبني بر كارشكني در راه برجام است تا آنجا كه جان بينر، رهبر جمهوريخواهان در مجلس نمايندگان، به صراحت گفته از هر ابزار ممكن براي ممانعت از اجرا يا تضعيف اجراي برجام استفاده خواهد كرد. يك مورد تلاش مجدد سناتورهاي جمهوريخواه است كه ميخواهند هفته آينده يك بار ديگر شانس خود را براي رد برجام آزمايش كنند، به اين اميد كه نظر تعدادي از دموكراتها، دست كم دو يا سه سناتور دموكرات را تغيير بدهند تا پاي اوباما را به وسط بكشانند. يك مورد ديگر لايحه محدوديت براي تعليق يا لغو تحريمهاست كه از سوي جمهوريخواهان در مجلس نمايندگان مطرح شده تا آنكه در صورت اجرايي شدن برجام، اوباما نتواند طبق برجام به تعهد خود مبني بر تعليق يا لغو تحريمها اقدامي بكند. شكايت از نظام قضايي براي كشاندن اوباما به پاي ميز قضاوت يكي ديگر از گزينههاي مطرح از سوي جمهوريخواهان است تا اينكه او به دليل ندادن توافقهاي جانبي مثل توافق بين ايران و آژانس بينالمللي انرژي اتمي محاكمه شود. به اين ترتيب، جمهوريخواهان پرحرارتتر از گذشته وارد صحنه شدهاند تا آنكه به هر صورت ممكن دولت امريكا را در همين ابتداي كار مجبور كنند در مسير برجام لنگان به پيش برود. اين موضوع جداي از تحريمهايي در كنگره است كه بيشتر از سوي همين جناح مطرح ميشود تا اگر آنها نتوانند از جبهه هستهاي بر مسير برجام تأثيري بگذارند دست كم از جبهه به اصطلاح حقوق بشر يا تروريسم يا موارد ديگر وارد شده و با وضع تحريمهاي جديد به طور غير مستقيم بر مسير برجام و حركت دولت امريكا در اين مسير تأثير بگذارند. مجموعه اين تحركات در مدت باقيمانده تا انتخابات رياست جمهوري امريكا در سال آينده ميلادي قابل انتظار است به صورتي كه ميتوان جدال سنگين بر سر برجام را در اين مدت بين دموكراتها و جمهوريخواهان انتظار داشت، البته اگر رئيسجمهوري آينده امريكا بعد آن انتخابات جمهوريخواه باشد، برجام بعد از حدود يك سال و نيم اجرا از سوي امريكا در سراشيبي سقوط قرار ميگيرد و اگر دموكرات باشد، باز هجمهها از سوي جمهوريخواهان عليه برجام ادامه و حتي شدت ميگيرد تا ابزاري باشد در دست آنها در تقابل با دموكراتها. از آنجا كه برنامه برجام دورههاي طولاني مدت دارد، نميتوان حركت امريكا در مسير آن و براي اين دورهها را طبق وعده و وعيدههاي داده شده از سوي كاخ سفيد دانست چراكه از قديم گفتهاند: سالي كه نكوست از بهارش پيداست!