بحران پناهجويان پشت دروازههاي اروپا در حالي به بحراني جهاني مبدل گرديده كه كشورهاي غربي براي پاسخگويي به افكار عمومي و نيز رسيدن به اهداف سياسي و اقتصادي به دنبال بازي با اين رويداد تلخ جهاني هستند. مواضع سران غرب نشان ميدهد كه آنان بيش از آنكه به فكر پناهجويان باشند به دنبال منافع خود در لواي اين بحران هستند كه اين امر را در مواضع و سخنان آنان ميتوان مشاهده كرد چنانكه بسياري از اين كشورها به جاي پرداختن به وضعيت پناهجويان از جنگ عليه سوريه و لشگر كشي به غرب آسيا سخن ميگويند. نكته قابل توجه در رفتارهاي ادعايي غرب برگزاري نشست پاريس است. در فرانسه کنفرانس قربانیان خشونت در پاریس از سه شنبه 17 شهريور آغاز به كار كرد.
اين نشست با ادعاي وضعيت پناهجويان و بحران در سوريه و عراق در حالي آغاز شد كه در گذشته نيز مشابه اين نشستها برگزار گرديده و هيچ حاصلي نداشته است. فرانسه با ادعاي مقابله با تروريسم چندين نشست برگزار كرده و حتي با دعوت از مقامات ساير كشورها شوي خياباني اجماع براي مبارزه با تروريسم را برگزار كرد.
اين اقدامات در حالي صورت ميگيرد كه كشوري مانند فرانسه خود حامي اصلي تروريسم است و از محورهاي بحران ساز در سوريه و عراق است لذا ميزباني اين كشور عملا زير سوال است. در ضمن فرانسه با سياستهاي نژادپرستانه مانع از ورود پناهجويان به اين كشور شده كه خود واهي بودن ادعاهاي بشر دوستانه اين كشور را نشان ميدهد بويژه اينكه سران اين كشور بارها عليه مسلمانان موضع گيري كردهاند.
تاكيد سران غرب از جمله فرانسه بر سرنگوني نظام سوريه و خلع سلاح حزبالله لبنان در حالي كه آنان پيشگامان مبارزه با تروريسم هستند نشانه اي ديگر بر حمايت غرب از تروريسم و واهي بودن نشستهايي مانند نشست پاريس است. غرب اگر واقعا به دنبال حل مسئله پناهجويان است به جاي برگزاري نشستهاي تبليغاتي از يك سو بايد پذيرنده پناهجويان بدون محدوديت و اقدامات نژاد پرستانه باشد ( مسلمانان حق ورود به بسياري از كشورهاي اروپايي را ندارند) و از سوي ديگر بايد از گزينه نظامي كه عليه سوريه در پيش گرفته دوري كرده و با قرار گرفتن كنار نظام سوريه و مقاومت به مقابله واقعي با تروريسم بپردازد. تا زماني كه چنين رويكردي صورت نگيرد تروريسم و آوارگي همچنان ادامه دارد و غرب مسئول مستقيم اين آوارگي است. آنچه كشورهاي غربي به دنبال القا آن در قبال موضوع پناهجويان هستند نقش اسد در اين عرصه است چنانكه حتي ادعا كردهاند كه اسد با داعش عليه مردم همكاري ميكند. هدف از اين طراحي پنهان سازي مسئوليت غرب در قبال پناهجويان و نيز توجيه اقدام نظامي عليه سوريه و مهمتر از آن سوق دادن ايران و روسيه به دوري از سوريه و خارج ساختن حزب الله از سوريه است. غرب ميخواهد جامعه جهاني را عليه اسد، ايران، روسيه و حزبالله تحريك نموده تا پذيرنده راهكار سياسي در قبال سوريه با محوريت غربي باشند كه همانا كنار نهادن اسد است.
اين امر زماني آشكارتر ميشود كه مارک تونر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، گفت اگر ایران از بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، حمایت نکند، واشینگتن از نقش آفرینی تهران در حل و فصل مسالمت آمیز کشمکش سوریه استقبال خواهد کرد. به عبارتي همان سياستهاي نادرستي كه غرب در طول 4 سال و نيم گذشته پيگيري ميكرده در ابعاد جديدي در حال شكل گيري است در حالي كه بهانه آنها حمايت از پناهجويان است در حالي كه تجربه نشان داده هر نقطهاي كه غرب به آن وارد شده جز كشتار و آوارگي حاصلي نداشته است.
نشست پاريس در اصل نه براي كمك به پناهجويان بلكه صرفا يك بازي تبليغاتي است تا غرب رفتارهاي ضد بشري خود در منطقه را توجيه نمايد. نكته مهم آنكه غرب حاضر به پذيرش پنهاجويان نميباشد و بازي چند ضلعي را به راه انداخته است. از يك سو شست هاي ظاهري و بي محتوا نظير نشستهاي اتحاديه اروپا و نشست پاريس را برگزار ميكند تا با ادعاي برنامه ريزي براي پذيرش پناهجويان خريد زمان را صورت دهد در حالي كه پناهجويان در مرزهاي اروپا در شرايط بحراني هستند. از سوي ديگر با متهم سازي نظام سوريه و لزوم اقدام نظامي عليه داعش افكار عمومي را از مرزهاي اروپا دور ميسازند . همزمان با اين رفتارها غرب با ادعاهايي نظير بيانيه داعش مبني بر اعزام نيرو به اروپا و تحريك افكار نژادپرستانه عليه پناهجويان، عدم پذيرش و حتي بازگرداندن پناهجويان را توجيه ميكنند. مجموع رفتارهاي غرب يك اصل را در خود دارد و آن اينكه غرب صرفا منافع خود را ميشناسد و چنانكه زماني با سياستهايش آوارگي ميليونها نفر را رقم زده اكنون نيز با سياستهايش در حالي نسل كشي اين پناهجويان با ادعاهاي به اصطلاح بشر دوستانه است.