
تاكتيكهاي جماعت تجديدنظرطلب براي انتخابات زمستان امسال بسيار متنوع و پيچيده بوده و لايههاي نهفته بسياري دارد كه يكي از مهمترين آن «عاديسازي فعاليت احزاب تندرو» وابسته به خود است، تاكتيكي كه بعد از سال 89 شكل گرفته و طي ماههاي اخير شتاب بسياري به خود گرفته است.
بعد از آنكه غائله سال 88 با تلخكامي جماعت مدعي اصلاحطلبي به پايان رسيد و افكارعمومي به اهداف پدرخواندههاي اين جناح پي بردند، رسانههاي متراكم اين طيف در كنار دستههاي سياسي و شخصيتهاي شناخته شده خود تلاش كردند طبق يك دستورالعمل واحد، «تصوير مخدوش و مكدر» احزاب اصلي و فعال خود در فتنه 88 را به تصويري هماهنگ با منافع جامعه و اهداف نظام مبدل سازند، هدفي كه با كارنامه اعضاي اين گروهها اساساً همخواني نداشته و با آن در تضاد است.
براساس چنين هدفي است كه روزنامههاي زنجيرهاي طي 24 ماه اخير بارها محكومان فتنه فعالان فتنه 88 و تئوريپردازان براندازي نظام- كه عضو رسمي احزاب تندرو هم هستند- را به بهانه گفتوگو و سخنراني در صفحه نخست خود برجسته كرده و عباراتي را به عنوان تيتر برگزيدهاند كه انگار كسي دلسوزتر و تواناتر از اين افراد راديكال به حال جامعه و كشور وجود نداشته و براي پيشرفت و توسعه مديريت كشور تنها بايد به دست اين افراد سپرده شود. تورق روزنامههاي روز گذشته هم چنين تصويري را پيشروي ما قرار ميدهد، روزنامههاي وابسته به جماعت تجديدنظرطلب هم روزگذشته مانند هفتهها و ماههاي اخير تلاش كردهاند با بهرهگيري از كاركرد رسانه و استفاده از اصول عمليات رواني چهره تندروي اصلاحات و مديران شهر آشوب 88 را «مصلح اجتماعي» و «مدافع حقوق جامعه» و«حاميان دموكراسي و مردمسالاري» به جامعه معرفي كنند.
تطهير دو مجمع فتنهگر
براي پيادهسازي چنين تاكتيكي «مجمع روحانيون مبارز» و «مجمع محققان و مدرسان حوزه علميه قم» در اولويت قرار داشته و كمتر روزي را ميتوان سراغ گرفت كه روزنامههاي زنجيرهاي طيف مدعيان اصلاحات از اعضاي اين دو حزب سياسي اخباري را پوشش نداده يا از لزوم توجه بيشتر مردم به فعاليتهاي آنها سخن به ميان نياورند.
بر همين اساس روز گذشته روزنامه شرق تصوير نخست خود را به اعضاي مجمع روحانيون اختصاص داد و در دو صفحه به بيان فعاليتهاي گذشته و حال اين حزب سياسي پرداخت و با ادبياتي غلوآميز از فعاليت اعضاي آن نوشت: «اعضاي مجمع روحانيون مبارز، پيش از انقلاب و در دوران مبارزه، در كنار بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي با همان «كسوت» روحاني به فعاليت پرداختند... آنچه در سالهاي دولت اصلاحات، دولت اول محمود احمدينژاد، سالهاي ٨٨ تا ٩٢ و البته انتخابات متفاوت رياستجمهوري يازدهم تا امروز بر مجمع روحانيون گذشته، به سبب رشد و توسعه مطبوعات در دولت اصلاحات و گسترش رسانههاي مجازي در سالهاي مياني دهه ٨٠ تا امروز، بيش از بخش نخست مجمع، براي ايرانيان آشناست و بارها در مطبوعات به بهانههاي مختلف، مورد بحث قرار گرفته است. مجمع از اواسط دهه ٨٠ شمسي از لحاظ ساختاري دچار تغييراتي شده و شوراي سياستگذاري، خاتمي را بهعنوان رئيس شوراي مركزي و آيتالله موسويخوئينيها را بهعنوان دبيركل برگزيد. شيوخ و سادات روحاني اين تشكل باسابقه جناح چپ، همچنان از محوريترين نيروهاي جناح اصلاحطلب ايران شناخته شده و «سياستورزي» در چارچوب قانون اساسي و خط امام را دنبال ميكنند.»
همين روزنامه يادداشت اصلي خود را هم به محمدتقي فاضلميبدي، عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم سپرده و وي در آن به حمايت از دين پرداخته و مدافع مردم مسلمان در منطقه شده كه همفكران وي در سال 88 با سر دادن شعارهاي زننده خواهان دست كشيدن نظام از همين مردم شده بودند. روزنامه آرمان رسانه نزديك به خانواده هاشميرفسنجاني هم در حركتي موازي عكس پرطمطراق يك خود را به موسوي بجنوردي عضو مجمع روحانيون مبارز اختصاص داده و در تيتري با عنوان «زنان ميتوانند كانديداي خبرگان شوند» ضمن تخريب ضمني شوراي نگهبان تلاش كرده بحثي را از قول وي مطرح كند كه در جامعه زنان خريدار داشته باشد و بتوانند اين قشر از جامعه را به سمت اصلاحطلبي بكشانند.
ديروز تقابل با جمهوريت امروز حمايت از مردمسالاري!
اشاره و زمينهسازي براي از سرگيري فعاليت احزاب راديكال جماعت تجديدنظرطلب در حالي به صورت ويژه از سوي رسانهها و شخصيتهاي مشهور اين طيف دنبال ميشود كه بررسيها و اسناد تاريخي نشان ميدهد كه جهت حركت و كاركرد گروههاي منسوب شده به اين جريان و اعضاي آنها برخلاف منافع و مصالح نظام بوده كه در ادامه به بخشهايي از آن اشاره ميشود.
اگرچه نشانههاي فراواني همچون «تشكيل كميته صيانت از آرا» ماهها قبل از برگزاري انتخابات، «استفاده از نماد سبز در تبليغات انتخاباتي»، «متهم كردن رقيب به دروغگويي و فريب»، «تشكيك در سلامت انتخابات و القاي تقلب مناظره»، «نامهنگاري به رهبري» و مهمتر از همه اينها نامهنگاري تهديدآميز هاشميرفسنجاني به مقام معظم رهبري يك روز مانده به انتخابات مبني بر «آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت» عوامل مهمي براي وقوع حوادث پس از انتخابات سال 88 بودند اما عملكرد برخي شخصيتهاي مجمع روحانيون مبارز در اين ميان شاخصتر به نظر ميرسد.
چند روز قبل از برگزاري انتخابات، محمد موسويخوئينيها هم مانند هاشميرفسنجاني در جهت القاي تقلب در انتخابات نامه تهديدآميزي را منتشر ميسازد و محمد خاتمي نيز هنگام انداختن رأي خود در حسينيه جماران در جملات كوتاهي به توهم بزرگ ايجاد شده در موسوي كمك فراواني كرده و با بيان اينكه انشاءالله حضور مردم در انتخابات خوب خواهد بود، تصريح ميكند:«همه شواهد امر حاكي است كه مهندس موسوي انتخابات را برده است، اما من پيشگو نيستم.»
خاتمي عصر همان روز در پيام تبريكي به موسوي پيروزياش را تبريك ميگويد! علياكبر محتشميپور (عضو ديگر مجمع روحانيون مبارز و رئيس كميته صيانت از آرا) در ساعت 21 روز برگزاري انتخابات در نشست خبري در محل ستاد موسوي ابراز ميكند: «ميزان آراي موسوي به گونهاي است كه با رأي ديگر رقباي او قابل قياس نيست». تحريك و تحريض ميرحسين موسوي توسط اعضاي مجمع روحانيون تنها به اينجا ختم نميشود و در روزهاي پس از انتخابات شكل فراگيرتري به خود ميگيرد.
در ادامه اين تحركات قلدرمآبانه، 23 خرداد يعني تنها يك روز پس از برگزاري انتخابات كه هنوز نتيجه رسمي از سوي مراجع قانوني اعلام نشده بود و شوراي نگهبان هم نظري در آن باره نداده بود، مجمع متبوع موسويخوئينيها با صدور بيانيهاي خواستار ابطال نتايج انتخابات رياستجمهوري ميشود.
مجمع روحانيون مبارز در بيانيهاي اعلام ميدارد:«در اين انتخابات صرفنظر از نتيجهاي كه معلوم شد، آنچه موجب تأسف و نگراني بيشتر است اعمال نوعي مهندسي آرا گسترده در اين دوره است. . . ما و هواداران پرشور و با شعور جناب ميرحسين موسوي ضمن حفظ هوشياري و پرهيز از هر عملي كه به تشنج بينجامد و به سركوبگران بهانه دهد، مهندس موسوي عزيز را تنها نخواهيم گذاشت.»
درخواست مجمع روحانيون براي شورش خياباني!
مجمع روحانيون در ادامه تلاشهاي خود براي براندازي نظام، روز سهشنبه 26 خرداد 88 درخواست راهپيمايي براي روز شنبه 30 خرداد (مصادف با سالروز آغاز حركت تروريستي در سال 1360) را به فرمانداري تهران ارسال مينمايد و خبر آن را رسانهاي ميكند و اين در حالي بود كه روز قبل از آن خبرگزاريها از برگزاري نماز جمعه تهران به امامت حضرت آيتالله العظمي خامنهاي خبر داده بودند.
در حالي كه انتظار ميرفت جريانهاي سياسي همسو با مردم منتظر راهنمايي و چارهسازي رهبري براي اتمام غائله دستسازان جريان تجديدنظرطلب باشند اما مجمع روحانيون مبارز در اقدامي مشكوك و پرابهام، پيشاپيش براي فرداي برگزاري نماز جمعه درخواست راهپيمايي كرد. پنجشنبه (28 خرداد) مجمع روحانيون ضمن تأكيد به درخواست پيشين، با گسترش سطح آن، براي برگزاري راهپيمايي و تجمع در شهرها و ميادين سراسر كشور درخواست مجوز نمود. اين اقدام كه توسط كارشناسان سياسي اقدامي فتنهانگيزانه ارزيابي ميشد، متأسفانه در كارنامه مجمع مدعي خط امام و ولايت فقيه ثبت گرديد.
اين مجمع تا ساعات پاياني منتهي به روز شنبه نيز تلاشي براي لغو تجمع غيرقانوني اعلام شده نميكند. برخلاف اعتقاد برخي از اعضاي مجمع، تعلل سؤالبرانگيز دبير اين تشكل همچنان ادامه يافت تا اينكه بنا بر برخي گزارشها آشوبگران آرايش نهايي خود را براي پيادهسازي اهداف خود صورت داده بودند. نزديك ظهر همان روز برخي از سايتها و خبرگزاريها اين خبر را بر خروجي خود قرار دادند؛ «راهپيمايي امروز مجمع روحانيون لغو شد!»
اگر چه اقدامات ضد منافع ملي مجمع روحانيون به همينجا ختم نميشود و فهرست كردن آن مقال ديگري را ميطلبد اما در اين ميان نبايد از فعاليتهاي خياباني اعضاي مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم در شهرآشوب 88 – به عنوان تنها يك نمونه از رفتارهاي ضد حاكميتي - به راحتي گذشت آنجايي كه اعضاي اصلي اين مجمع مانند مسعود اديب، ايازي و سليماني (اعضاي هيئت علمي دانشگاه مفيد) و شريعتمداري (رئيس دانشكده شيعهشناسي دانشگاه اديان) با حضور در چند تجمع منجر به درگيري در سال 88 – كه تصاوير مربوط به آن با يك جستوجوي ساده در گوگل قابل دسترسي است- آنقدر در سر دادن شعارهاي تند عليه نظام افراط كرده بودند كه حتي ديگر حاضران در تجمعات هم آنها را به خويشتنداري دعوت ميكنند.
روحانيون تجديدنظرطلب صلاحيت عام را از دست دادهاند
در پايان بايد گفت با توجه به نتايج رفتاري دو مجمع سياسي «محققين و مدرسين حوزه علميه قم» و «روحانيون مبارز» كه در مؤلفههايي نظير «توطئهچيني عليه حاكميت»، «تحركات ضدمنافعملي»، «مقابله با رأي اكثريت مردم»، «بر هم زدن امنيت و آرامش مردم در سالهاي 78 و 88»، «تحميل هزينههاي سنگين اقتصادي و سياسي به كشور» و «زمينهسازي براي تحريمهاي سنگين نظام سلطه» خلاصه ميشود، اعضاي اين دو حزب صلاحيت عام براي احراز پست و مناصب حاكميتي - در هر سطحي – نداشته و نميتوانند به عنوان فعالان سياسي در آوردگاههاي پيش رو ايفاي نقش كنند.