تا وقتي يك انسان غيربسيجي هستي ميتواني با خيال خودت البته، راحت زندگي كني و سرت به كار و زندگي خصوصيات گرم باشد اما وقتي اسم بسيجي پيشوند اسمت ميآيد ديگر قضيه كلاً فرق ميكند يعني توفير يك مهندس غيربسيجي با يك مهندس بسيجي ميشود از زمين تا آسمان.
ما تا وقتي فقط آقاي مهندس هستيم تمام فكرمان اين است كه چطور درس بخوانيم، چطور واحد پاس كنيم، چطور كار بگيريم، درآمدمان را چطور بالا ببريم و آخر سر اينكه اين درآمد را كجا مصرف كنيم. اما وقتي بسيجي ميشوي كل قضيه يكي دو مرحله عقب ميرود.
به اينكه چطور درس بخواني و چطور زودتر پيشرفت كني فكر ميكني اما قبل از اينكه به فكر درآمد و خرج كردنش باشي دنبال راهي ميگردي براي خدمت كردن بهوسيله شغل و مدركت.
بسيج دانشجويي و اعضاي بسيج مهندسي همهساله برنامههايي ويژه ايام تابستان دارند كه در آن هر بسيجي براساس شغل و رشته تحصيلياش زماني از بين ساعتهاي فراغتش را براي خدمت كردن به مناطق محروم استفاده ميكند. دانشجويان مهندسي بهترين كساني هستند كه ميتوانند مشكلات فني دستگاهها، مشكلات زيربنايي روستاها و حتي مشكلات سازهاي خانهها، مدارس و مساجد مناطق محروم را برطرف كنند.
ما در ايام تابستان وقتي وارد روستايي ميشويم اولين برنامه اين است كه بچههاي مكانيك، برق و گرايشهاي غير از عمران در گروههاي خاصي حلقه ميزنند و ساير بچهها وارد گروههاي عمران و معماري ميشوند. گروه اول كساني ميشوند كه مسئول رسيدگي به امور برق خانهها و مساجد و مدارس هستند. اعضاي اين گروه حتي براي رفع مشكلات مربوط به آبدهي قناتها، موتورآبها و سيستم مكانيكي و ماشيني كشاورزان مشغول كار ميشوند. در مقابل اعضاي گروه دوم فعاليتهاي عمراني و ساخت و ساز انجام ميدهند؛ خانه ميسازند، سرويس بهداشتي و حمام تكميل ميكنند، مدرسه بازسازي ميكنند، مساجد را اصلاح معماري و سازهاي ميكنند، براي ساختن خانه بهداشت و خانه علم در روستا دست به كار ميشوند يا حتي در بهسازي راهها هم خدمت ميكنند.
خلاصه اينكه به هر حال در جمع ما گروهي از دانشجويان يا مهندسين با گرايشهاي مختلف وجود دارند كه هر كدام براساس دانش و تواناييشان ميتوانند مشكلي از مشكلات مردم مناطق دورافتاده و محروم را حل كنند.
دانشجوي مهندس عمران
و عضو بسيج دانشجويي