چند روزي است كه مطلبي به همراه يك عكس در شبكههاي اجتماعي و گروهها دست به دست ميچرخد. خاطرهاي از عكاس «آدمهاي نيويورك» به همراه عكسي از يك كودك 10 ساله تبريزي به همراه پدرش كه در صفحه فيسبوك خود منتشر كرد و به ادعاي ديليميل، آنقدر تأثيرگذار بوده كه رئيسجمهور امريكا را تحت تأثير قرار داده و باعث شده اوباما شخصاً زير اين عكس كامنت بگذارد. شايد آنچه در نگاه اول به مغز خطور ميكند، احساسات رئيسجمهور امريكا باشد كه اينقدر در برابر يك عكس و حرف تحت تأثير قرار ميگيرد. اما براي كساني كه در منطقه خاورميانه زندگي ميكنند و از زمان تولد، سايه متجاوزان به كشور و منابع مليشان را روي سرشان ميبينند، اين حرفها ارزشي ندارد و به قول معروف «اين حنا برايشان رنگي ندارد.»
با جستوجو و پيگيريهاي خبرنگار «جوان» هيچ اطلاعي از اينكه «براندون استنتون» در حال حاضر در ايران باشد و عكس مورد نظر جزو آخرين كارهاي وي باشد، به دست نيامد اما حدود سه سال پيش يعني در سال 1391 كه اين عكاس به ايران آمده و مجموعهاي از عكسهايش را منتشر كرده بود، بيبي سي فارسي گزارشي با عنوان «آدمهاي نيويورك، پروژه جالب عكاسي يك امريكايي از مردم معمولي ايراني»، در مورد «برندون استنتون» و عكسهايش از ايران پخش كرد.
بيبيسي به شدت به تعريف و تمجيد از اين عكاس پرداخت و پروژهاي را آغاز كرد كه براي ديدن نتايجش بايد چند سال بعد به واشنگتن چشم ميدوختيم. اين شبكه با تحقير ايران و ويژه نشان دادن عكاس امريكايي گزارش داد: «در فهرست كشورهاي مورد علاقه جهانگردهاي امريكايي، ايران شايد يكي از كمطرفدارترين كشورها باشد اما نه براي هر جهانگردي. براي برندون استنتون، عكاس امريكايي ساكن نيويورك، ايران انتخاب اول بود. او با دوربيناش به ايران رفت و خارج از قيل و قال جنجالهاي سياسي، تصويري متفاوت از آنچه اين روزها در رسانهها از ايران ميبينيم ثبت كرد... عكسهاي او يك ويژگي ساده، اما مهم دارند؛ مردم عادي موضوع عكسهاي او هستند. اسمي كه روي كارهايش گذاشته است هم از همين جا ميآيد؛ آدمهاي نيويورك.»
البته هنوز معلوم نيست چرا استنتون نام «آدمهاي نيويورك» را براي شهروندان ايراني انتخاب كرده است.
در آن روز بيبيسي مدعي شد «صفحه فيسبوك او، كه عكسهايش را در آن منتشر ميكند، بيش از نيم ميليون عضو دارد. با وجود اينكه اسم كارهايش «آدمهاي نيويورك» است، حالا دامنه مردماني كه مقابل دوربين او ميايستند تا شيراز و اصفهان و تهران هم رسيده است...»
البته در همان زمان و موقعي كه براندون استنتون قصد داشت ايران را ترك كند، گفت: «كارش با ايران تمام نشده است.»
3 سال براي ابراز يك احساسبا اينكه براندون استنتون در سال 91 به ايران آمده و به عكاسي پرداخته بود اما ماجراي عكسي كه اوباما را چنان تحت تأثير قرار داد كه مجبورش كرد كامنتي زير آن بگذارد، به چند روز اخير بازميگردد.
زماني كه اين امريكايي عكسهايي از ايران به همراه روايتهايي از آنها در صفحه فيسبوك خود قرار ميدهد، در يكي از پستهايش عكسي از يك پدر و پسر در تبريز را منتشر ميكند كه چند كلامي با او هم صحبت شده.
پدر اين پسر به براندون استنتون ميگويد: «امروز تولد 10 سالگي او بود، او كودكي بسيار احساساتي است، يك بار وقتي پنج سال داشت با من به مغازه آمد و با هم زردآلو خريديم. من به او اجازه دادم كيسههاي زردآلو را حمل كند، او كمي عقبتر از من راه ميرفت. وقتي به او گفتم زردآلوها را به من بده گفت نميتوانم من همهاش را به بقيه دادهام! من ميدانستم كه دارم يك فرد انساندوست تربيت ميكنم.»
جالب اينجاست كه در هياهوي آشوبي كه خاورميانه را فراگرفته و اخبار تأسفباري كه از نحوه رسيدن مهاجران سوري به مرزهاي اروپا و زورگوييها و تجاوزات و مرگ آنان منتشر ميشود، داستان اين كودك ايراني، رئيسجمهور امريكا را تحت تأثير قرار داده است. ديليميل در تاريخ 3 سپتامبر گزارش داد، باراك اوباما زير اين عكس كامنتي گذاشته و نوشته: «چه داستان الهامبرانگيزي. به عنوان پدر يكي از چيزهايي كه شما را خيلي خوشحال ميكند اين است كه نتيجه كارهايي كه براي فرزندتان انجام دادهايد را آرامآرام در اخلاق كودكتان ببينيد. اين داستان واقعاً احساس خاصي را در من القا ميكند. اميدوارم اين كودك هيچ وقت تمايلش را براي كمك به ديگران از دست ندهد. من تمام تلاشم را ميكنم تا جهان را به مكاني تبديل كنم كه جواناني مثل او با تمام پتانسيلهايش زندگي كنند. اگر هم او را روزي ملاقات كنم، اميدوارم برايم زردآلو نگه دارد!»
در پايان اين كامنت كه از فيسبوك كاخ سفيد نوشته شده بود، كلمه «بو (bo) نوشته شده، به اين معنا كه اوباما خودش اين كامنت را گذاشته است.
تعريف و تمجيد اوباما كه در حال حاضر متهم اول آتشافروزي در كشورهاي خاورميانه و مسلمان است، از رفتار كودك ايراني آن هم در شرايطي كه مرگ كودكان سوري، عراقي، افغاني، يمني و... صداي تمام حافظان حقوق بشر و هر وجدان بيداري را درآورده، كمي قابلتأمل است.
به خصوص در اين روزها كه با رسيدن سناتورهاي طرفدار توافق هستهاي ايران و امريكا به ۳۷ نفر، اوباما به عدم مزاحمت كنگره در خدشه وارد كردن به توافق، تقريباً مطمئن شده است. به همين خاطر پيام ميدهد: «اگر هم او – پسرك ايراني - را روزي ملاقات كنم، اميدوارم برايم زردآلو نگه دارد!»
به هرحال اگر صفحه فيسبوك استنتون توانسته به انتشار اخلاق همنوع دوستي ايرانيها كمك كند، جاي خوشحالي است اما اگر بدانيم دولتمردان غربي و امريكايي پشت رسميترين ميزها و مذاكرات هم قابل اعتماد نيستند، باور ميكنيم كه اين خنده و تعريفهاي اوباما بيطمع نيست و اگر روزي استنتون به كاخ سفيد دعوت شد و با باراك اوباما ديدار كرد، حتماً برايش برنامهها داشته...