چه بخواهيم و چه نخواهيم كشتي ورزش اول كشور ماست، رشتهاي كه در طول تارخ بيشترين ابهت و افتخاراتمان را مديون آن هستيم، رشتهاي كه در بسياري از كارزارها و ميادين جهاني و المپيك جوركش ضعفها و شكستهاي بقيه رشتهها بوده است، كشتي در ايران بزرگي ميكند حتي با جوانان، نوجوانان و نونهالانش، جوانان كشتي ايران چندي پيش براي دومين بار متوالي قهرمان مسابقات جهان شدند تا ثابت كنند بيشه كشتي ايران هيچگاه خالي از دلاور نيست.
آقاي طلايي با دو طلا و 4 نقره قهرمان دنيا شديم، تصور اين قهرماني را داشتيد؟
خدا را شكر، تلاش بچهها و كمكهاي كادر فني آقاي دودانگه و حمايتهاي آقاي خادم كه تمرينات مشتركي را بين جوانان و بزرگسالان برنامهريزي كرده بودند همه و همه دست به دست هم داد تا براي دومين سال پياپي قهرماني جوانان جهان را تكرار كنيم.
به غير از زحمات كادر فني صحبت از حمايت خادم كرديد. كمي بيشتر در اين باره توضيح دهيد.
ببينيد با مشورتي كه آقاي خادم داشتند كه البته ناشي از تجربه بالاي ايشان است قرار شد در مقاطعي كشتيگيران جوانان و بزرگسالان با هم تمرين كنند تا جوانان از تجربيات بزرگترها بهرهمند شوند و آبديده شوند.
ما در 6 وزن فيناليست داشتيم اما در كمال ناباوري فقط 2 مدال طلا كسب كرديم. فكر نميكنيد اين موضوع يك زنگ خطر است؟
نه اصلاً اينطور نيست. كشتيگيري كه تا مرحله فينال بالا ميآيد يعني اينكه كارش را خوب، تمريناتش را منظم و با عشق انجام داده، بالاخره كشتيگير در يك لحظه احساساتي ميشود، بدنش افت ميكند يا در زمان طلايي فن نميزند يا فن ميخورد. همه اينها عواملي هستند كه باعث ميشود در آن لحظه كشتيگير نتواند عملكرد واقعي خودش را نشان دهد. من معتقدم فارغ از مسائل عنوان شده بحث مسائل روحي، رواني بچهها خيلي مهم است. خيلي از آنها جو سالنهاي آسيايي و جهاني را درك نكرده بودند كه بسيار تأثيرگذار است.
عملكرد جوانان با توجه به انتقادي كه درباره عدم كسب طلا داشتيد را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
وقتي پاي قهرماني وسط ميآيد نميشود ديگر ناراضي بود اما من هنوز از دست دو، سه نفر از بچهها ناراحت هستم چراكه راحت مدال طلا را با نقره عوض كردند. ما با اقتدار بيشتري ميتوانستيم قهرمان شويم و همانطور كه گفتم از شش فيناليست حداقل بايد 4 مدال طلا ميگرفتيم كه نشد. مثلاً مظفري راحت ميتوانست طلايي شود كه نشد.
كمي وزن به وزن جلو برويم. عليرضا گودرزي در 50 كيلوگرم در مسابقات آسيايي در حالي كه پنجم شده بود باز هم به او اعتماد كرديد و در اين مسابقات او را راهي برزيل كرديد. دليل خاصي داشت؟
ببينيد تمام وزن به وزن مليپوشان با ارزيابي و كارشناسي دقيق به مسابقات جهاني اعزام شدهاند. گودرزي در مسابقات انتخابي نفر اول شده بود هر چند نتوانست شايستگيهايش را در مسابقات آسيايي نشان دهد اما با برنامهريزي كه در اردو براي او انجام داديم توانست بهترين عملكردش را به نمايش بگذارد و به نوعي جواب اعتماد ما را بدهد. پس ما در تيم ملي به هيچ كس ارفاق نميكنيم و بهترينها را به اردو دعوت ميكنيم. فكر كنم با اين توضيحات قانع شده باشيد كه ما امتياز ويژهاي براي كسي قائل نميشويم.
سيد ايمان حسيني در اين مسابقات در 96 كيلوگرم شركت كرد در حالي كه وزن قبلي ايشان 84 كيلوگرم بود. نظر شما بود كه در يك وزن بالاتر روي تشك برود؟
حسيني از هيئت استان معرفي شده بود. نقش كادر فني اينجا مشخص ميشود. اينكه كادر فني وقت ميگذارد و بازيها را تماشا ميكند ميشود چنين كارهايي را انجام داد. خاطرم هست هنگام ورود به اردو حسيني 104 كيلو وزن داشت. در واقع اين نظر كميته فني بود نه من. بعد از اينكه مشكلاتي در 96 به وجود آمد ما به اين نتيجه رسيديم كه ميتواند در 96 كيلوگرم روي تشك برود. البته دوستاني از خانواده كشتي بودند كه نسبت به اين مسئله اعتراض كردند اما من طبق يك فرايند خاصي احساس كردم كه او ميتواند شش، هفت كيلو كم كند و در 96 كيلو كشتي بگيرد. هميشه كشتيگيري كه وزن بيشتر دارد پس از درخواست، در شوراي فني تصميم گرفته ميشود كه آيا در وزن پايينتر ميتواند نتيجه بگيرد يا نه كه من در اينجا باز هم يك مسابقه انتخابي گذاشتم و دو از سه پيروز شد و خدا را شكر كه در مسابقات جهاني برزيل هم شركت كرد و نقره گرفت.
به نظر ميرسد زياد اهل ريسك كردن هستيد. پس از اينكه حسيني را از 120 كيلو به 96 كيلو آورديد، گليج هم چنين ريسكي برايش انجام داديد؟
ببينيد ريسكي كه از آن صحبت ميكنيد شانسي نيست، كلي برنامه و اطلاعات پشتش خوابيده است و به همين راحتي كسي با كم يا زياد كردن وزن نميتواند مدال بگيرد. درباره مجتبي گليج بايد بگويم كه او پس از اينكه توانست در مسابقات انتخابي پيروز شود قرار شد در يك تورنمنت بزرگسالان روي تشك برود اما اين مسابقات كنسل شد وگرنه من ميخواستم براي مسابقات آسيايي كامران قاسمپور را اعزام كنم چون معتقد بودم مجتبي بايد در مسابقات جهاني روي تشك برود اما چون آن مسابقات كنسل شد صلاح ديديم كه مجتبي گليج هم براي آسيايي به ميدان برود هم جهاني كه خدا را شكر در اين مسابقات جهاني مزد زحماتش را گرفت و طلايي شد.
عملكرد كداميك از كشتيگيران در اين دوره از رقابتها دور از انتظار بود؟
در 55كيلوگرم محمد نامجومطلق به نظرم خوب نبود. او در دور نخست با نتيجه 12 بر يك يرسون هنائو از شيلي را شكست داد. بعد با نتيجه 10 بر صفر مقابل ويكتور ليزن از آلمان به پيروزي رسيد. سزگن پيسميگاز از تركيه را 6 بر 3 مغلوب كرد. اما در مرحله نيمه نهايي مقابل ماهير آميراسالانوف از آذربايجان با نتيجه 4 بر 2شكست خورد و راهي ديدار ردهبندي شد كه در آن مرحله هم مقابل حسن حسين بدرالدين اف از روسيه با نتيجه 4 بر 6 مغلوب شد و به مقام پنجم رسيد.
در وزن 66 كيلوگرم جمال عبادي هم البته با بدشانسي با نتيجه 7 بر 6 مغلوب كنچادزه از گرجستان شد و از گردونه مسابقات كنار رفت.
در وزن 120 كيلوگرم امين طاهري كه تا فينال خوب بالا آمده بود در ديدار فينال مقابل سعيد گاميدوف از آذربايجان با نتيجه 3 بر 14 باخت و به مدال نقره بسنده كرد.
در تيم امسال كشتيگيري بود كه در دوره قبلي مسابقات جهاني هم كشتي گرفته باشد؟
بله ايمان صادقي و رضا مظفري هر دو در تيم 2014 كشتيآزاد حضور داشتند كه به ترتيب طلا و برنز گرفتند. ايمان صادقي بحث فنياش يك پله بالاتر است. من معتقدم او يكي از ستارههاي آينده كشتي آزاد است كه در آينده نام او را بيشتر خواهيم شنيد.
سه سال است كه سرمربي جوانان شدهايد. خاطرم هست در حكم شما قيد شده بود ديگر سمتي در كشتي بزرگسالان نداريد اما امروز ميبينيم در كنار كادر فني پيش از شروع مسابقات جهاني به كشتيگيران كمك ميكنيد.
بحث قبول كردن سرمربيگري جوانان درخواستي بود كه خادم داشت و من حرفي روي حرف خادم نميزنم اما چون من قبل از آن سرمربي نوجوانان بودم پيشتر جوانان تلفيقي از نوجوانان هم بود و اين باعث شد تا من در اين سه ساله در خدمت جوانان باشم. حالا ديگر كه قهرمان جهان شدهايم كشتيگيران جوانان ديگر در اين رده نخواهند بود و در صورت صلاح آقاي خادم در رده بالاتر كشتي خواهند گرفت. اما آنچه مهم است اين كه من قبل از نوجوانان و جوانان در بزرگسالان بودم و به درخواست آقاي خادم در خدمت تيم ملي هستم. در كل بايد بگويم در كشتي هيچ كس براي كس ديگري بد نميخواهد. همه و همه در خدمت كشتي هستند. زماني كه من سرمربي جوانان بودم بسياري از كادر بزرگسالان به من كمك ميكردند كه قهرماني ماحصل تمام اين كمكها بود. آقاي دودانگه بهترين مربي ما هستند كه به نظر من لياقت سرمربيگري را هم دارند اما بدون هيچ ادعايي به ما كمك كرد.
يا مثلاً رضا لايق به كمك تيم نوجوانان ميرود. اين شيوهاي است كه امروزه در كشتي ملي ما وجود دارد و هر كس كاري از دستش برآيد انجام ميدهد و دريغ نميكند. همه ما يك جمع هستيم كه با يك هدف مشترك كار ميكنيم.
مهمترين بحث كشتي، بحث پشتوانهسازي است. به اين موضوع اعتقادداريد چرا كه فرايند حضور يك كشتيگير از نوجوانان تا بزرگسالان چند سال طول ميكشد. آيا واقعاً براي اين موضوع برنامهريزي خاصي صورت ميگيرد كه كشتيگير در مقطعي رها نشود؟
به موضوع مهمي اشاره كرديد. بحث پشتوانهسازي نه تنها در كشتي بلكه در ساير ورزشها خيلي به شكل جدي دنبال نميشد البته چند سالي است كه با برنامهريزي درست ما در اين مقوله از ساير ورزشها پيشي گرفتهايم اما تمام اين پشتوانهسازيها اعتبارات و بودجه ميخواهد. شايد اين موضوع را فقط رئيس فدراسيون و كادر فني متوجه شوند وگرنه چشم همه به دنبال تيم بزرگسالان است. تازه اگر مقامي بياورند شايد پاداشي برايشان در نظر گرفته شود. موضوع پشتوانهسازي كار يك روز و دو روز نيست. اينكه در يك سال مقامي كسب شود و نشود نبايد تأثيري در تفكر مسئولان ما داشته باشد. ما بايد تا رده بزرگسالان آنقدر در تورنمنتها و مسابقات مختلف شركت كنيم كه بتوانيم تيمي درخور و شايسته را براي بزرگسالان آماده كنيم. متأسفانه ما در اين سالها هرچند با اين بچهها مقام قهرماني كسب كرديم كه يك ركورد محسوب ميشود اما كسي حتي يك دستنوازش روي سر آنها نكشيد. من واقعاً دلم براي اين بچهها ميسوزد. كه با اين همه انگيزه قهرمان جهان ميشوند اما كسي به آنها توجه نميكند. ما اگر ميخواهيم در بزرگسالان از كشورهايي چون روسيه و آذربايجان عقب نيفتيم بايد از ردههاي پايينتر به مقوله پشتوانهسازي بپردازيم تا انشاءالله از ساير كشورها عقب نمانيم.
در كل انتقاد زيادي ميكنيد حتي پس از قهرماني تهديد به كنارهگيري هم كرديد.
اصلاً حرف شما را قبول ندارم. من هر حرفي زدم و گلايه كردم فقط و فقط براي بچهها بوده و بس. من اين بيمهريها را سالهاي سال است چشيدهام و برايم عادي شده است ولي دلم براي اين بچهها ميسوزد. من هميشه به اين بچهها گفتهام كه كار خودتان را روي تشك انجام دهيد. كاري نداشته باشيد كه هديه ميدهند يا نه فقط حواستان به كشتي باشد اما واقعاً وعده و وعيد تا كي؟ ما هنوز هداياي قهرماني سال گذشته را دريافت نكردهايم و اين بسيار آزاردهنده است. اين كه فكر ميكنيد من تهديد كردهام اشتباه است. من گفتم مسابقات جوانان تمام شده و آقايان بعداً تصميم ميگيرند كه من در چه ردهاي ميتوانم در خدمت كشتي باشم، هرجا كه ايشان بخواهند من همانجا كمك خواهم كرد.
يك بحثي در جوانان وجود دارد كه اگر قهرمان شويد هيچ كس احوالي از شما نميپرسد اما اگر نتايج ضعيفي كسب شود انتقادات شروع ميشود و همه تقصيرها به گردن شما ميافتد.
كاملاً حرف شما صحيح است. اين يك فرهنگ است كه فقط براي اين زمان نيست و از قبل بوده. هميشه پس از عدم نتيجهگيري حرف و حديث بوده و انتقاد ميكنند اما بدخواه نيستند. نيتشان را در قالب انتقاد بيان ميكنند. همه و همه فقط براي كشتي زحمت ميكشند و هدف اصلي هم سكوي قهرماني است.
برگرديم به موضوع پشتوانهسازي. با توجه به همكاري شما در ردههاي نوجوانان و جوانان و بزرگسالان آيا واقعاً اين مهم صورت ميگيرد؟
يكي از دلايلي كه من از نوجوانان به جوانان رفتم همين بحث پشتوانهسازي بود. بيشتر نوجواناني كه يك رده بالاتر آمده بودند شاگردان خودم بودند پس بهتر با خصوصيات اخلاقي و روحيشان آشنايي داشتم وگرنه من در بزرگسالان همكاري ميكردم و هيچ مشكلي هم نداشتم. به نظر من ما استعدادهاي بسيار خوبي در كشتي داريم كه اگر كشف شوند تا ساليان سال خيالمان از آينده كشتي آزاد و فرنگي راحت خواهد بود.
از سال 91 رقابتهاي عمومي كشتي آزاد يا همان اپن برگزار شد و بسياري از جوانان خودنمايي كردند. تصور ميكنيد بايد اين مسابقات تداوم داشته باشد؟
صددرصد اينگونه است. در اين مسابقات شخصاً نفراتي را شناسايي كردم كه آيندهدار هستند. اينگونه از مسابقات شيوهاي است كه افراد كشتيگير نخبه به راحتي شناسايي ميشوند و بسيار شيوه خوبي است. بالاخره يكي از كارهاي كادر فني هم شناسايي نخبههاست.
پس با توضيحات شما درباره پشتوانهسازي، حلقه حضور كشتيگيران از رده پايين تا بزرگسالان شكل گرفته است.
بله همينطور است. يونس امامي امسال در مسابقات انتخابي سوم شد ولي ما قبل از مسابقات دو تا ميدان فرستاديم. در اردوي بزرگسالان شركت كرد يا كامران قاسمپور كه هر سال در اردوي بزرگسالان حاضر ميشوند و خودي نشان ميدهند. اين شيوه دقيقاً براي نوجوانان هم تكرار شد. برخي از بچههاي نوجوان آزاد با ما تمرين ميكردند و اين همهاش به خاطر تفاهمي است كه بين ما در اين خانواده وجود دارد و ما زنجيروار به هم وصل هستيم و فني به هم كمك ميكنيم.
حسن يزداني و كريمي پارسال در جوانان عضو تيم ملي بودند و امسال در بزرگسالان حضور دارند. الان در همين گروه از بچههاي بزرگسالان عليرضا گودرزي، نامجو مطلق، بياباني و جمال عبادي كساني بودند كه از نوجوانان درخشيدند و به اردوي بزرگسالان راه پيدا كردند. من اينگونه نيستم كه نگاه به نوجوانان نداشته باشم. معتقدم كه اين بچهها سرمايههاي كشورمان هستند و در آينده ميتوانند كمك بسزايي داشته باشند.
تا حالا شده با كادر خود مشكل داشته باشيد؟
اصلاً، من اصلاً اخلاقم اينطوري نيست كه با كسي مشكلي داشته باشم. من هر وقت نتوانم كار كنم خودم از تيم كنار ميكشم البته من زمان كشتيگيري حقم زياد خورده شد. من هميشه به يك چيزي اعتقاد دارم كه صاحب اصلي نخواسته من به حقم برسم. چون من تلاش خودم را كردهام ايراد از طرف من نبوده. يكبار در زمان مربيگري حق مرا خوردند و يكبار در زمان كشتي گرفتنم هم آقاي غازاريان بوده كه مدال را از من گرفت يا آن بحث اقتصادي كه روسها معامله كردند و مدال من را دادند به كشتيگير روس. مهم براي من اين بود كه تلاش خودم را انجام دهم كه كردم. در مربيگري هم من يك سال خيلي زحمت كشيدم كه متأسفانه آن زمان آقاي معزيپور آن حركت را كرد و من از تيم كنار كشيدم و دو سال در رودهن مربيگري كردم كه حاصل آن يك قهرماني كشور و چند قهرماني استاني بود.
بزرگترين چالش پيش روي محمد طلايي چيست؟
من اصلاً چالشي ندارم كه بخواهم درباره آن صحبت كنم. من چون تمام سعي و تلاش خودم را كردهام هميشه پيش وجدان خودم سرافراز بودهام. من شايد در خيلي موارد موفق نبودهام اما خيلي ناراحت نيستم چون هميشه سعي و تلاش خودم را كردهام. حالا نشده خيلي ناراحت نيستم. دوست دارم هميشه به جلو نگاه كنم.
من هميشه سعي كردهام كارم را با تمام توان انجام دهم هيچ وقت اجازه ندادم كه مشكلات بر من غلبه كنند هميشه به كشتيگيران جوان هم گفتهام كه تا آخرين نفس بجنگيد تا بعدها افسوس نخوريد حتي اگر در مسابقهاي هم باختيد سعي كنيد تمام تلاش خودتان را كرده باشيد.
محمد طلايي دوست دارد مربيگرياش را در جوانان ادامه دهد يا بزرگسالان؟
واقعاً براي من خيلي فرق نميكند هرجا كه تصميم بگيرند من حرفي نميزنم. فعلاً كه در خدمت بزرگسالان هستم و به كادر فني كمك ميكنم بايد منتظر ماند و ديد در آينده نزديك چه چيزي اتفاق ميافتد.
قبلاً گفتم در خانواده كشتي هدف يك چيز است و آن اعتلاي فرهنگ كشتي و كسب مقام و سرافرازي كشور است من در مسابقات جهاني برزيل با كمك ديگر مربيان به اين قهرماني رسيدم اما يك بار نشده كه بخواهم آن را به نام خودم تمام كنم چون ما همه در كشتي دست به دست هم ميدهيم براي قهرماني.