
اختلاف تيم فوتبال اميد و بزرگسالان بحث تازهاي نيست و مربوط به سالهاي سال است. اينكه مربياي مثل كرش امروز به جوانان و اميد ما اهميت ميدهد، اقدامي بسيار خوب است. آنچه مشخص است اين نوع اختلافات دودش به چشم تيم اميد ميرود ولي چه عواملي باعث اين اختلافات ميشود شايد بتوان آن را به دو بخش تقسيم كرد.
اول مشخص شدن تكليف اولويتبندي بازيكن در تيم اميد و بزرگسالان. به نظر من اگر بازيكن اميد در بزرگسالان اردو برود و تمرين كند بسيار باتجربه ميشود. بازيكن اميد در اين زمان بهتر رشد و حرفهاي عمل ميكند. دوم هم اولويتبندي جام جهاني و المپيك است.اين مقوله بايد بررسي شود كه كداميك براي ما ارزش بيشتري دارد و از منظر من جام جهاني بسيار بااهميتتر از المپيك است. المپيك مسابقاتي است كه فوتبال يكي از رشتههاي برگزاركننده آن است و تقريباً در بين اين همه ورزش گم است اما در جام جهاني همه چيز به فوتبال ختم ميشود. ما 36 سال است به المپيك نرفتهايم و اگر ۴۰سال ديگر هم به المپيك نرويم هيچ مشكلي پيش نميآيد اما جام جهاني بزرگترين رويداد فوتبالي دنياست كه هميشه از ارزش و اعتبار خاصي برخوردار بوده است و تأكيد ميكنم كه از نگاه من اين دو رويداد اصلاً قابل قياس با هم نيستند. امروز شرايط تيمملي اميد آنقدر هم كه ميگويند اسفناك نيست. با يك برنامهريزي دقيق ميتوان هم اميد را و هم تيم بزرگسالان را حفظ كنيم.ضعف مديريتي در اين اختلافات بي تاثير نيست و اگر كفاشيان طي جلسهاي هر دو مربي را در كنار هم مينشاند و رودررو مشكلات را بررسي ميكردند قطعاً مشكلات تا به حال حل شده بود. هميشه دو مربي بهتر از دو مدير ميتوانند مشكلاتشان را حل كنند. به نظرم كاري كه كرش انجام ميدهد در جهت منافع اميد است. اسفند ۹۲ و فروردين ۹۳از بازيكنان تست گرفتم و همانها الان ستون تيمملي اميد را شكل دادند اما سال ۸۸ بازيكناني مثل شجاع خليلزاده، آرش افشين، مظاهري و رحماني خيلي دير توانستند حقشان را از تيمملي بگيرند اما كرش با دعوت بازيكنان تيم اميد ، راه چند ساله بازيكنان اميد را تسريع بخشيده و اگر اين رويه ادامهدار باشد به نفع تيمملي خواهد بود.
هومن افاضلی/ سرمربي سابق تيم فوتبال اميد